اخبار باشگاه اقتصاددانان

  • شنبه، ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
  • خطاهای سیاستگذاری انرژی

    سیاستگذاری اقتصادی در اشکال مختلف آن در اقتصاد کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه دنبال می‌شود. دولت‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از سیاست‌های اقتصادی، از شکل‌گیری پدیده‌هایی چون بحران بدهی، بحران کسری بودجه، تورم فزاینده، بحران بیکاری، بحران بهره‌وری و سایر جلوگیری کنند. این سیاست‌ها در حوزه‌های مختلف اقتصاد کشورها مورد توجه دولت‌ها قرار می‌گیرد و هدف غایی آنها، دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی و ارتقای رفاه اقتصادی است. دولت‌ها در ایران نیز همواره تلاش کردند با تدوین و اجرای سیاست‌های اقتصادی در حوزه‌های مختلف، به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک کنند. یکی از مهم‌ترین حوزه‌های سیاستگذاری که پیشینه طولانی دارد، سیاستگذاری در حوزه انرژی کشور است. در این نوشتار تلاش شده است با توجه به سیاست اخیر دولت در حوزه انرژی، به سیاستگذاری این حوزه پرداخته شود.
  • چرا اصلاحات قیمتی در شرایط فوق‌العاده پاسخگو نیست؟

    ناترازی بنزین در ایران دیگر یک چالش ساده اقتصادی نیست، بلکه به نقطه تلاقی بحران‌های ساختاری، فشارهای خارجی و تبعات اقتصاد سیاسی تبدیل شده است. ریشه اصلی این مشکل واضح است: فاصله پرنشدنی میان تولید داخلی و مصرف روزافزون، هزینه‌های کمرشکنی را برای واردات سوخت از محل منابع محدود ارزی به کشور تحمیل کرده است. حال در شرایطی که محاصره دریایی، تحریم‌های همه‌جانبه و سایه جنگ، امکان صادرات نفت را بیش از پیش محدود ساخته و ریسک کاهش ناگهانی ذخایر سوخت را بالا برده، دولت ناگزیر به مداخله و اتخاذ تصمیمات عاجل است. اما پرسش بنیادی این است که در چنین شرایط فوق‌العاده‌ای، ابزار مناسب مداخله چیست؟ آیا می‌توان به ابزارهای متعارف بازار و آزادسازی قیمتی تکیه کرد؟
  • از قیمت تا مالکیت

    این روزها بار دیگر بحث افزایش قیمت یا تغییر سهمیه‌ بنزین بر سر زبان‌ها افتاده است. هر بار که این موضوع مطرح می‌شود، جامعه به دو دسته تقسیم می‌شود؛ آنها که می‌گویند «چاره‌ای جز افزایش قیمت نیست» و آنهایی که فریاد می‌زنند «این بار هم فشار روی دوش مردم خواهد بود». راستش را بخواهید، هر دو گروه حق دارند. اما سوال این است که آیا واقعا راهی وجود دارد که هم مشکل کشور حل شود و هم فشار ناعادلانه‌ای به مردم وارد نشود؟
  • پنجشنبه، ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۲۰

    سه تصویر از آمریکای لاتین

    مریم رحیمی: در سرتاسر این کره خاکی، کمتر نقطه‌ای از جهان را می‌توان یافت که به اندازه آمریکای لاتین، رازآلود و غیرقابل پیش‌بینی باشد. آمریکای لاتین، توأمان که خاستگاه بزرگ نویسندگان زبردست ادبیاتی است، صحنه تحولات پرشتاب اقتصادی و سیاسی هم هست. آمریکای لاتین را بسیاری با رمان‌هایش می‌شناسند؛ با جهان جادویی گابریل گارسیا مارکز و شگفتانه‌های فوئنتس. آمریکای لاتین بیشتر به شعرهای پابلو نرودا و داستان‌های خورخه لوئیس بورخس شناخته می‌شود و تاریخش، از انقلاب و کودتا تا بحران‌های اقتصادی و مهاجرت را دل خود نگه داشته است.
  • گریز از بحران

    در زمان تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و جنگ ۴۰روزه، اقتصادهای آمریکای لاتین از یک بحران بزرگ گریختند. واقعیت این است که همه آن نگرانی‌ها و هراس‌های اولیه، دست‌کم تا اینجا، بی‌نتیجه از آب درآمده است. بیش از چهار ماه از آغاز جنگ ایران می‌گذرد و اقتصادهای آمریکای لاتین، برخلاف انتظارها، تاب‌آوری قابل‌توجهی از خود نشان داده‌اند. این کشورها توانسته‌اند شوک ژئوپلیتیک ناشی از جنگ و نوسانات بازارهای مالی را، تا حد زیادی، بدون تحمل آسیب‌های جدی پشت سر بگذارند.
  • بازگشت مهاجران نفتی از کلمبیا

    شرکت‌های نفتی کلمبیا که در چهار سال گذشته و در دوره ریاست‌جمهوری رو به پایانِ گوستاوو پترو عملا از فعالیت‌های اکتشافی بازمانده‌اند، در چرخشی معکوس، اکنون در حال بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ونزوئلا هستند.
  • در ستایش تزویر

    تزویر، ادای احترام رذیلت به فضیلت است. این نقل‌قولی مشهور از فرانسوا دو لا روشفوکو، اخلاق‌گرای فرانسوی است. این سخن، به‌ویژه در عرصه سیاست، مصداق دارد. خودکامگان آمریکای لاتین معمولا با برگزاری انتخابات، نمایش پرزرق‌وبرقی به راه می‌اندازند. این انتخابات ممکن است، مانند آنچه در برخی کشورها رخ می‌دهد صرفا صوری باشند، اما به حاکمان امکان می‌دهند مدعی شوند که با رضایت مردم حکومت می‌کنند؛ ادعایی که، دست‌کم در داخل و خارج از کشور، ظاهری از مشروعیت برای آنان فراهم می‌آورد. از این رو، بسیار نامعمول است که رهبر کشوری که انتخابات برگزار می‌کند، بگوید: «دیگر بس است.» با این حال، دانیل اورتگا، رئیس‌جمهور مشترک نیکاراگوئه، دقیقا همین کار را کرد. او در ۱۹ژوئیه اعلام کرد: «اینجا دیگر هرگز انتخاباتی برگزار نخواهد شد»؛ آن هم در زمانی که توجه جهان به فینال جام جهانی فوتبال معطوف بود.
  • چهارشنبه، ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۹

    گذار از خلق به حفظ ارزش

     جهش‌های مکرر تورمی، افراد و بنگاه‌ها را مجاب کرده برای حفاظت از سرمایه خود، آن را به بازارهای غیرمولد تزریق کنند. در واقع، هنگامی که درآمدها از شتاب افزایش قیمت‌ها عقب می‌مانند، بخش عظیمی از توان جامعه، صرف یافتن راهی برای مصون‌ماندن از مالیات پنهان تورم می‌شود و این مانع توسعه است.
  • فرسایش خاموش بودجه

    تورم بودجه توسعه را پیش از آنکه خرج شود، کوچک می‌کند. رقمی که در قانون بودجه برای ساخت یک بیمارستان، تکمیل یک جاده یا بازسازی یک نیروگاه در نظر گرفته شده، ممکن است روی کاغذ تغییر نکند؛ اما هر ماه بخشی از قدرت خرید خود را از دست بدهد. نتیجه فقط افزایش هزینه اجرای پروژه‌ها نیست؛ گاهی طرحی کوچک‌تر از ابتدا اجرا می‌شود، گاهی کیفیتش پایین می‌آید و در بسیاری از موارد، پروژه برای دریافت اعتبار بیشتر نیمه‌تمام می‌ماند. از همین نقطه است که تورم از یک مساله معیشتی فراتر می‌رود و به مانعی برای توسعه تبدیل می‌شود.
  • تصویر نااطمینانی در اقتصاد

    فشارهای خارجی بر شدت و دفعات شوک‌های تورمی می‌افزایند، ناترازی‌های داخلی آنها را تقویت و ماندگار می‌کنند و تورم مزمن افق توسعه را کوتاه می‌سازد. خروج از این چرخه، هم به اصلاح شیوه اداره اقتصاد در داخل نیاز دارد و هم به سیاست خارجی توسعه‌گرایی که کاهش ریسک ژئوپلیتیک را به فرصت تجارت، سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری تبدیل کند.
  • برداشت امروز از سهم فردا

    گاهی یک پروژه در روز تصویب، ضروری، اقتصادی و حتی امیدبخش به نظر می‌رسد؛ اما پیش از آنکه از روی کاغذ به مرحله بهره‌برداری برسد، برآورد اولیه آن اعتبار خود را از دست می‌دهد. بهای منابع، ملزومات و تجهیزات افزایش می‌یابد و بودجه پیش‌بینی‌شده کفایت نمی‌کند، پیمانکار با کمبود نقدینگی مواجه می‌شود و کارفرما ناچار است میان افزایش بودجه، کاهش کیفیت، تغییر دامنه یا توقف پروژه یکی را انتخاب کند. در نهایت نیز ممکن است پروژه‌ای که قرار بود بخشی از مساله امروز را حل کند، خود به یکی از مسائل فردا تبدیل شود.
  • سه‌شنبه، ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۸

    تراستی زیر چتر تحریم

    ظهور تراستی‌ها در اقتصاد ایران را می‌توان پیامد مستقیم تحریم‌های هدفمند تجاری و اقتصادی علیه کشور دانست. روشن است که تراستی‌ها، به‌عنوان امانت‌داران دارایی‌های کلان اقتصادی، همواره در معرض خطر خیانت در امانت قرار دارند؛ اما هنگامی که اقتصاد کشور زیر فشار تحریم‌های گسترده و هوشمند احساس تهدید می‌کند، برای حفظ بقای خود ناگزیر به بهره‌گیری از ابتکارات نامتعارف است.
  • واقعیت‌ها و الزامات اقتصاد تراستی ایران

    اقتصاد ایران از ابتدای دهه۱۳۹۰ و همزمان با اعمال تحریم‌های هوشمند آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، وارد مرحله‌ای شد که در آن بسیاری از قواعد متعارف تجارت، سرمایه‌گذاری و مبادلات مالی بین‌المللی عملا کارآیی خود را از دست داد. با خروج آمریکا از برجام در سال۱۳۹۷ و بازگشت تحریم‌های فراگیر، این وضعیت وارد مرحله‌ای جدید شد و ساختار اقتصاد کشور بیش از گذشته تحت تاثیر الزامات ناشی از تحریم قرار گرفت. در همین دوره، اصطلاحی جدید و البته با بار معنایی منفی از منظر علم اقتصاد، وارد ادبیات اقتصادی ایران شد؛ «اقتصاد تراستی».
  • محصول تحریم

    در اقتصاد ایران کمتر مفهومی را می‌توان یافت که به اندازه «تراستی» محل سوءبرداشت، ابهام و قضاوت‌های یک‌سویه باشد. در سال‌های اخیر، هرگاه سخن از فساد ارزی، گم شدن منابع یا تخلفات ناشی از نقل‌وانتقال پول به میان آمده، نام تراستی‌ها نیز در کنار آن قرار گرفته است؛ گویی تمام آسیب‌های تجارت خارجی کشور در این شبکه خلاصه می‌شود. این در حالی است که تراستی‌ها علت شکل‌گیری اقتصاد تحریمی نیست و معلول آن است. تا زمانی که بستر شکل‌گیری این پدیده مورد توجه قرار نگیرد، نه می‌توان درباره نقش واقعی آن قضاوت منصفانه‌ای داشت و نه راهکاری برای اصلاح آن ارائه کرد.
  • چرایی رشد در محاصره

    تصور کنید دو کارگاه تولیدی کوچک در دو نقطه‌ متفاوت از ایران، با شرایطی تقریبا یکسان شروع به کار می‌کنند. هر دو به یک اندازه تحت فشار تحریم‌های بین‌المللی هستند، هر دو با کاهش فروش مواجه می‌شوند و هر دو ناچارند در فضای پرنوسان ارزی و تورم افسارگسیخته نفس بکشند. اما پس از چند سال، یکی از این دو بنگاه نه تنها دوام آورده، بلکه رشد کرده و اشتغال‌زایی بیشتری داشته است؛ دیگری اما یا تعطیل شده یا با چالش حفظِ بقا دست‌وپنجه نرم می‌کند. تفاوت در چیست؟
  • دوشنبه، ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۷

    یادگاری جنگ برای اقتصاد جهان

    اثر جنگ ۴۰روزه چگونه بر جهان مستولی شد؟ جنگ‌ها آثار بلندمدتی بر زنجیره‌های تامین جهانی می‌گذارند و جهان بعد از این جنگ صرفا با جهش قیمت نفت مواجه نشده‌ است. اختلال در زنجیره‌های تولید، تجارت، حمل‌ونقل و جریان سرمایه، از جمله پیامدهایی بود که آثار آن همچنان در اقتصاد جهانی باقی‌ مانده است.
  • غروب زودهنگام ai در خلیج‌فارس

    دهه‌هاست که کشورهای خلیج‌فارس تریلیون‌ها دلار در اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری کرده‌اند، امنیت خود را به واشنگتن گره زده‌اند و بر این باور بوده‌اند که همسویی، بهای برخورداری از حمایت است. جنگ آمریکا با ایران پرسشی روشن را پیش کشید: آیا همسویی، به جای آنکه درمان تهدید باشد، خود علت آن بوده است؟ دولت‌های خلیج‌فارس آغازگر این جنگ نبودند، اما آشکارا هزینه‌اش را می‌پردازند و از خود می‌پرسند: چرا؟
  • هزینه‌ ۲۵‌میلیارد دلاری جنگ به شرکت‌های جهانی

    براساس تحلیل خبرگزاری رویترز، جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون دست‌کم ۲۵‌میلیارد دلار هزینه مستقیم به شرکت‌های سراسر جهان تحمیل کرده و این رقم همچنان رو به افزایش است. بررسی اطلاعیه‌ها و گزارش‌های منتشرشده از سوی شرکت‌های بورسی در ایالات متحده، اروپا و آسیا از آغاز این درگیری، تصویری نگران‌کننده از پیامدهای اقتصادی جنگ ارائه می‌دهد. بنگاه‌های اقتصادی با افزایش شدید بهای انرژی، اختلال در زنجیره‌های تامین و مسدود شدن مسیرهای تجاری در پی کنترل ایران بر تنگه هرمز مواجه شده‌اند.
  • بحران در مسیرهای لجستیک

    چند هفته پیش، ایالات متحده و ایران یک تفاهم صلح موقت امضا کردند که شامل برنامه‌هایی برای بازگشایی تنگه هرمز بود. یادداشت تفاهم امضاشده تصریح می‌کرد که «تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد» اما چنین نشد. با این همه و تا این لحظه، شرکت‌های بیمه به‌طور قابل‌توجهی حق بیمه‌های دریایی را کاهش نداده‌اند؛ درحالی‌که این کاهش برای بازگشت جریان عادی کشتیرانی ضروری است. شرکت‌های بیمه و کشتیرانی احتمالا به شواهد بیشتری از تعهد عملی آمریکا و ایران نیاز خواهند داشت. بنابراین، تنگه هرمز هنوز باز نشده است. با این حال، در همین فاصله، خطر وقوع بحرانی حتی شدیدتر در یکی از گلوگاه‌های دریایی جهان همچنان پابرجاست.
  • یکشنبه، ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۶

    مهم‌ترین میراث امنیتی جنگ

    سعیده‌سادات فهری: جنگ اخیر آمریکا با ایران، صرف‌نظر از نتایج میدانی و نظامی آن، یک واقعیت راهبردی را بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخت؛ اینکه الگوی امنیتی خلیج‌فارس که طی چهار دهه گذشته بر اتکای دولت‌های عربی به چتر امنیتی ایالات متحده استوار بود، دیگر قادر به تضمین ثبات منطقه نیست.
  • گذر از تهدید به فرصت

    جنگ رمضان با تمام تلخ‌کامی‌هایش، این آورده را برای ایران داشت که قدرت منطقه‌ای خود را یک‌بار دیگر عرضه کرد؛ به‌طوری‌که تمام کنشگران را علی‌القاعده به این نتیجه رسانده که حتی با حمایت همه‌جانبه ایالات متحده نیز تقابل با جمهوری اسلامی ایران نه آسان و کم هزینه است و نه به توفیق نزدیک. نتیجه بعدی، عدم کارآمدی امنیت اجاره‌ای و تضمین آن به واسطه حضور ایالات متحده در منطقه است.
  • بازاندیشی در معماری امنیتی خلیج فارس

    جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، فارغ از نتایج نظامی و سیاسی آن، یک واقعیت راهبردی را آشکار کرد که احتمالا بر آینده نظم امنیتی خلیج‌فارس تاثیر عمیق‌تری از خود جنگ خواهد گذاشت. این جنگ نشان داد که ایالات متحده همچنان تنها قدرتی است که قادر است در مدت کوتاهی نیروی نظامی گسترده‌ای را در منطقه به‌کار گیرد و بر موازنه قدرت اثر بگذارد؛ اما همزمان نشان داد که حتی چنین مداخله‌ای نیز قادر به ایجاد امنیتی پایدار نیست. به بیان دیگر، جنگ اخیر نه نشانه بازگشت هژمونی آمریکا بود و نه آغاز خروج آن از خاورمیانه، بلکه اثبات کرد که امنیت منطقه را دیگر نمی‌توان به یک بازیگر خارجی واگذار کرد.
  • پایان افسانه امنیت آمریکایی

    از عصر روز نهم اسفند۱۴۰۴، کمتر ایرانی و با کمی فاصله، اندک انسانی را در کره‌خاکی می‌توان یافت که به‌واسطه دولت‌ها، رسانه‌‎ها، تحلیلگران بازارهای مالی، سخنرانان، اندیشکده‌ها، مراکز علمی و احزاب سیاسی اطلاعاتی را کم و بیش نسبت به تنگه هرمز به‌دست نیاورده باشد.
  • شنبه، ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۵

    پیشرانان توسعه زیرساخت‌ها

    توسعه زیرساخت‌ها صرفا با اتکا به منابع عمومی و دولتی امکان‌پذیر نیست. محدودیت‌های بودجه‌ای، انباشت پروژه‌های نیمه‌تمام، فرسودگی زیرساخت‌ها و افزایش نیازهای سرمایه‌گذاری، توان دولت را برای تامین مالی پروژه‌های بزرگ عمرانی به‌شدت کاهش داده است. اقتصاددانان با پیش‌بینی همین امر همواره بر لزوم مشارکت بخش خصوصی در پروژه‌های عمرانی و توسعه زیرساخت‌ها تاکید داشته‌اند؛ چراکه کشورهای موفق توامان با بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش خصوصی و بازار سرمایه تلاش کرده‌اند این ظرفیت را به‌گونه‌ای به کار گیرند که همزمان با خلق منابع مالی جدید، بهره‌وری اقتصاد نیز افزایش یابد.
  • لازمه مشارکت بخش خصوصی

    شرکت‌های فنی و مهندسی - به سبب نوع نگرش دقیق خود – از دیرباز با مفاهیم اقتصادی و ارزیابی‌های مربوطه آشنا هستند. تا جایی که مبحث «اقتصاد مهندسی» با دقت‌های ریاضی و محاسبات دقیق آن، مبحثی شناخته‌شده ‌و رسمی است. نظم کنونی نظام فنی و اجرایی کشور نیز با پشتوانه‌ بیش از نیم قرن دانش و تجربه، سازوکارهای تشخیص صلاحیت، ساماندهی روابط قراردادی (شروط عمومی قراردادها) و ارجاع کار را در دسترس قرار می‌دهد. سازوکارهایی که در ضمن پاسداشت آن، عقلاً می‌پذیریم نیازمند «بهسازی پی‌درپی» (ترجمه‌ دقیق Continual Improvement که قبلا «بهبود مستمر» ترجمه می‌شد) است. این نیز بدیهی و طبیعی است که کیفیت برون‌دادهای این نظام، مانند هر سیستم دیگر، تابعی است از کیفیت درون‌دادهای آن و نیز دقت در فرآیندهایش.
  • کاتالیزور رشد

    در ادبیات توسعه، کمتر کشوری را می‌توان یافت که بدون سرمایه‌گذاری مستمر در زیرساخت‌ها، مسیر رشد پایدار را طی کرده باشد. زیرساخت، صرفا مجموعه‌ای از راه‌ها، خطوط ریلی، بنادر، نیروگاه‌ها یا شبکه‌های آب و انرژی نیست. زیرساخت بستری است که روی آن تمام فعالیت‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. هر کیلومتر آزادراه، هر خط راه‌آهن، هر بندر و هر شبکه انتقال انرژی، هزینه تولید را کاهش می‌دهد، بازارها را به یکدیگر متصل می‌کند، بهره‌وری را افزایش می‌دهد و در نهایت، مزیت رقابتی اقتصاد ملی را ارتقا می‌بخشد.
  • مهندسی رشد

    بررسی تطبیقی اقتصادهای پیشرو نشان می‌دهد که یکی از عوامل مشترک موفقیت آنها در توسعه زیرساختی، ادغام هوشمندانه بخش فنی-مهندسی با بازار سرمایه بوده است. این گزارش با نگاهی به الگوهای عملی کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، تاثیر این پیوند را بر رشد تولید ناخالص ملی تحلیل می‌کند. مالزی از دهه۱۹۹۰ با انتشار صکوک زیرساختی (Sukuk) توسط شرکت‌های پیمانکاری و توسعه‌گر، توانست پروژه‌های بزرگ حمل‌ونقل و انرژی را بدون فشار مستقیم بر بودجه دولت اجرا کند. بازار صکوک مالزی امروز بزرگ‌ترین بازار جهان در این حوزه است. الگوی مشابه در ایران از طریق توسعه صکوک اجاره و مرابحه برای پروژه‌های راه‌سازی و نیروگاهی قابل پیاده‌سازی است؛ به‌گونه‌ای‌که مهندس مشاور، پیمانکار یا سازنده، جریان نقدی آتی پروژه (مانند حق دسترسی جاده یا فروش برق) را به اوراق قابل معامله تبدیل کند.
  • چهارشنبه، ۳۱ تیر ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۱۳

    حاکمیت اراده در سایه حقوق ثبت

    حقوق مالکیت، یکی از بنیادی‌ترین نهادهای هر نظام اقتصادی و حقوقی است که زمانی معنا و کارکرد واقعی پیدا می‌کند که از امنیت، شفافیت و قابلیت اتکا برخوردار باشد. هرچه مرزهای مالکیت روشن‌تر و امکان اثبات و حمایت از آن مطمئن‌تر باشد، هزینه مبادلات کاهش می‌یابد، سرمایه‌گذاری رونق می‌گیرد و اعتماد عمومی به نظم حقوقی تقویت می‌شود. از همین منظر، «قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول» را می‌توان فراتر از یک اصلاح در قواعد ثبتی یا تشریفات نقل‌وانتقال املاک ارزیابی کرد؛ این قانون در واقع بازتعریفی از نسبت میان اراده اشخاص، حقوق مالکیت و نقش دولت در تضمین امنیت حقوقی است. برای دهه‌ها، نظام حقوقی ایران میان دو منطق متفاوت حرکت می‌کرد؛ از یک‌سو اصل حاکمیت اراده که توافق خصوصی را منشأ ایجاد حق می‌دانست و از سوی دیگر نظام ثبت که بر رسمیت و ثبت رسمی مالکیت تاکید داشت.
  • تحول فلسفه مالکیت

    قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را باید یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق خصوصی ایران در دهه‌های اخیر دانست. اهمیت این قانون صرفا در ایجاد تکالیف جدید برای اشخاص، دفاتر اسناد رسمی یا مشاوران املاک خلاصه نمی‌شود. این قانون از یک تغییر عمیق‌تر در نگرش قانون‌گذار به مفهوم مالکیت، امنیت حقوقی و شیوه انتقال و اثبات حقوق عینی حکایت دارد. بخش قابل‌توجهی از مباحث پیرامون این قانون تاکنون بر آثار اجرایی آن متمرکز بوده است؛ از جمله محدود شدن اعتبار اسناد عادی، توسعه سامانه‌های ثبت الکترونیک و الزامات جدید نقل‌وانتقال املاک. با این‌ حال، اهمیت واقعی قانون الزام در مبانی نظری آن نهفته است. این قانون را می‌توان نشانه‌ای از گذار تدریجی نظام حقوقی ایران از «حاکمیت اراده» به «حاکمیت ثبت» در حوزه اموال غیرمنقول دانست؛ گذاری که آثار آن فراتر از حقوق ثبت بوده و بر امنیت سرمایه‌گذاری، شفافیت اقتصادی و نظم حقوقی جامعه تاثیر خواهد گذاشت.
  • تعارض سند عادی و سند رسمی

    شاید هیچ موضوعی در حقوق ثبت ایران به اندازه نسبت میان سند عادی و سند رسمی منشأ اختلاف‌نظر، تحول رویه و تولید دعاوی قضایی نبوده باشد. بخش قابل‌توجهی از پرونده‌های دادگستری در چند دهه اخیر، به نحوی با تعارض میان واقعیت‌های ناشی از معاملات عادی و وضعیت منعکس‌شده در دفاتر ثبت رسمی ارتباط داشته است. از دعوای الزام به تنظیم سند رسمی و اثبات وقوع بیع گرفته تا ابطال اسناد رسمی، اثبات مالکیت و رسیدگی به معاملات معارض، اغلب این دعاوی، ریشه در یک پرسش بنیادین داشته‌اند و آن پرسش عبارت است از اینکه «در تعارض میان سند عادی و سند رسمی، کدام‌یک باید مبنای شناسایی و حمایت حقوقی قرار گیرد؟» قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را می‌توان مهم‌ترین تلاش قانون‌گذار برای پاسخ به این پرسش تاریخی دانست. اهمیت این قانون صرفا در ایجاد تشریفات جدید برای معاملات ملکی نیست، بلکه در بازتعریف جایگاه سند عادی در نظام حقوقی ایران نهفته است.