شماره روزنامه ۶۰۵۵
|

کتاب شغل کافی

کتاب شغل کافی

  • رستگاری در حرفه شغلی

    مترجم: مهدی نیکوئی
    زمانی که «براندن» قفل را باز کرد و کرکره‌‌‌‌‌ها را بالا داد تا خانه سیارش را نشانم دهد، خشکم زد. ژانویه ۲۰۲۲ بود. باورم نمی‌‌‌‌‌شد که مقابل یک کامیون ساده و محقر ایستاده‌‌‌‌‌ام. کم ‌‌‌‌‌و بیش در ۷ سال اخیر به این جعبه قراضه، خانه گفته بود. محال بود بتوان حدس زد که او زمانی یکی از مهندسان گوگل بوده است.
  • چالش دورکاری برای تفکیک کار و زندگی

    مترجم: مهدی نیکوئی
    در ۱۰ سال گذشته، بحث‌‌‌های زیادی پیرامون مزایای دورکاری و خواسته‌‌‌های متفاوت نسل جدید از کارفرمای خود صورت گرفته است. به‌رغم مزایای گوناگون، بسیاری از مدیران آماده پیاده‌سازی گسترده دورکاری و مدل‌‌‌های انعطاف‌‌‌پذیر کار نبودند. با این حال، در سال فراگیر شدن کرونا و قرنطینه‌‌‌های ناشی از آن، به اجبار دورکاری تبدیل به یک رویه عادی در شیوه فعالیت شرکت‌ها شد؛ رویه‌‌‌ای که همچنان ادامه دارد و بسیاری از شرکت‌ها دست‌‌‌کم یک یا دو روز از هفته به کارکنانشان حق دورکاری، ساعات کاری شناور و... می‌دهند.
  • مرز کار و زندگی کجاست؟

    مترجم: مهدی نیکوئی
    تفکیک کار از زندگی، چه از نظر فردی و چه از نظر مدیریت کسب و کار بسیار مهم است. اما مشکل آنجاست که چنین مرزی را نمی‌توان به طور دقیق تعیین کرد؛ به این دلیل که نسبی است و مکان آن برای هر فرد با دیگران فرق دارد.
  • مزایای شغلی به‌نفع چه‌کسی است؟

    مترجم: مهدی نیکوئی
    سال ۱۹۰۳، یک شرکت فروش پستی صابون به نام صابون لارکین (Larkin) فردی جوان به نام فرانک لوید رایت را استخدام کرد تا «دفتری برای آینده» در شهر بوفالوی نیویورک طراحی کند. به‌نظر می‌‌‌رسید که نتیجه کار، یک شاهکار معماری هماهنگ، منسجم و بی‌‌‌نقص است که تمام مشکلات مدیریتی دفاتر کار را حل می‌‌‌کند.
  • زندگی در دنیای فانتزی کار

    مترجم: مهدی نیکوئی
    گوگل سال‌هاست که یکی از بهترین مکان‌‌‌ها برای کار شناخته می‌شود. ساختمان‌‌‌های بزرگ آنها و امکانات فراوان تفریحی مانند باشگاه و پارک و ساحل باعث شده است که هرسال در مجلات مختلف از چیدمان محیط کار و فرآیندهای مدیریتی برای کسب بیشترین آرامش و ظهور بیشترین خلاقیت یاد شود. با این حال، بازدید من از این محیط، چنین حسی را القا نکرد. در حال قدم زدن در جنگل‌‌‌های سرخ‌‌‌چوب در کنار «براندن اسپراگ» بودم. براندن یک مهندس نرم‌‌‌افزار ۲۹ ساله است که شباهت بسیاری به بازیگر معروف، داستین هافمن دارد (البته…
  • تجربه هفته کاری ۴ روزه در ایسلند

    مترجم: مهدی نیکوئی
    ایسلند از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ در یک آزمایش گسترده، به بررسی نتایج هفته کاری ۴ روزه پرداخت. البته آنها قصد نداشتند محبوبیت کاهش روزها یا ساعات کاری هفتگی را بین کارکنان بسنجند. آنها می‌‌‌خواستند از نتایج اقتصادی و منافع احتمالی آن برای کارفرمایان آگاه شوند.
  • کار بهتر است یا فراغت؟

    مترجم: مهدی نیکوئی
    انتخاب بین کار یا فراغت، انتخابی مضحک و بی‌‌‌مورد به نظر می‌‌‌رسد. در جهان امروز، به‌رغم جذابیت‌‌‌های فراغت، کار نه تنها عامل بقا بلکه مهم‌ترین منبع وجهه اجتماعی و رضایت فردی شده است. شاید حتی بتوان گفت که نوعی اعتیاد به کار را شاهد هستیم و ما را بیش از همیشه با فراغت بیگانه کرده است.
  • شرکت، خانواده نیست

    مترجم: مهدی نیکوئی
    شرکت‌هایی هستند که کارکنان خود را مانند اعضای خانواده و دوستانشان معرفی می‌کنند. صمیمیت در محیط کار، ایده جذابی به نظر می‌رسد و مزایایی نیز دارد. با این حال، نباید از معایب آن چشم‌‌‌پوشی کرد؛ به‌‌‌ویژه که چنین ادعاهایی اغلب به نفع کارفرماست نه کارکنان.
  • من، فارغ از شغلم کیستم؟

    مترجم: مهدی نیکوئی
  • گم کردن خود در محل کار

    مترجم: مهدي نيکوئي
    آماندا گورمن، شاعر و فعال اجتماعی اهل آمریکا، گفته‌‌‌ای تأمل‌‌‌برانگیز درباره هویت شغلی دارد: «اگر می‌توانستم به عقب بازگردم و پیامی به خودم دهم، این بود که ارزش من به عنوان یک هنرمند، ناشی از میزان آثار خلق‌شده‌‌‌ام نیست. من فکر می‌‌‌کنم که چنین ذهنیتی از سرمایه‌‌‌داری برآمده است. آنچه در هنر اهمیت دارد، این است که در فرآیند خلق آثار خود چگونه و چرا بر زندگی مردم اثر می‌‌‌گذارید؛ حتی اگر فقط یک نفر باشد و حتی اگر آن یک نفر هم خودتان باشید.» این مطلب، داستان زندگی مگان گرینول، دختر ۱۶ساله‌ای…
  • انسان و بار هویت شغلی

    مترجم: مهدي نيکوئي
    ما با هویتی ثابت و مشخص متولد نمی‌شویم. هویت، نام و نشانی است که در طول زندگی خود می‌سازیم. موضوعی که قصد بحث درباره آن را داریم، برگرفته از نظرات اریک اریکسون، روانکاو آلمانی و شاید برجسته‌ترین روان‌شناس رشد در قرن بیستم باشد. اریکسون باور داشت که انسان، هویت‌های خویش را در مراحل گوناگون زندگی می‌سازد و یکی از کلیدی‌ترین مراحل، نوجوانی است.
  • نفرین کار مشتاقانه

    مترجم: مهدی نیکوئی
    هیچ چیز در هستی، معنایی ذاتی ندارد و انسان است که به هر چیزی معنا می‌‌‌دهد. مشکل آنجاست که این معنادهی، برای او بار روانی ایجاد می‌‌‌کند و دیگر نمی‌تواند به چیزهای معنایافته، چنان که هستند، بنگرد. این مشکل در رابطه ما با شغل هم به چشم می‌‌‌خورد. آنه هلن پترسون، روزنامه‌‌‌نگار می‌‌‌نویسد: «زمانی که درباره شغل از مفاهیمی مانند اشتیاق استفاده می‌‌‌کنیم، مانع از تفکر درباره آن به همان صورت که هست، می‌‌‌شویم. شغل تمام زندگی ما نیست.»
  • شغل من مقدس نیست!

    مترجم: مهدی نیکوئی
    این ایده که همواره باید عاشق شغل خود باشیم، انتظاراتی سنگین از شغل‌‌‌مان ایجاد می‌کند. این ایده، ملالت موجود در تمام کارها را نادیده می‌گیرد، ما را نسبت به ضعف‌‌‌ها و ایرادات شغل رویایی‌‌‌مان کور می‌کند و شرایطی می‌‌‌سازد که شاغلان، حاضر به دریافت حقوقی کمتر از استحقاقشان شوند. اما چنین انتظاراتی دانسته یا ندانسته توسط والدین یا گروه‌‌‌هایی از جامعه به افراد تحمیل می‌شود.
  • شغل رویایی یا رویای رنج؟

    مترجم: مهدی نیکوئی / قسمت هشتم
    «ریچارد بولز» را بابت نگارش کتاب پرفروش «چتر نجات شما چه رنگی است؟» می‌‌‌شناسند (این کتاب ترجمه شده است). او دو سال پیش از انتشار کتاب خود، به شغل دیگری مشغول بود: ۱۵ سال خدمت به عنوان کشیش کلیساهای انگلیکان. پس از آن بود که مانند بسیاری از شاغلان در رکود مالی دهه ۱۹۶۰، به بهانه کاهش بودجه از شغلش کنار گذاشته شد. پس از اخراج به جای آنکه طبق عادت و از سر استیصال دنبال شغل جدیدی بگردد، به دنبال وام یا کمک‌‌‌هزینه‌‌‌ای رفت که بتواند به نقاط مختلف ایالات متحده سفر کرده و با مردم درباره…
۱
بیشتر