درحالیکه غبار نبرد ناشی از عملیات تجاوزکارانه موسوم به «خشم حماسی» هنوز بر اتمسفر ژئوپلیتیک منطقه سنگینی میکند، بسیاری از تحلیلهای تقلیلگرایانه، این منازعه را صرفا در چارچوب تنشهای دوجانبه و با برچسبهایی چون «بازدارندگی هستهای» یا «امنیت منطقهای» تفسیر میکنند. اما اگر از دریچه نظریه نئورئالیسم در روابط بینالملل به صحنه بنگریم، این درگیری نه یک رخداد مجزا در خلأ، بلکه بُرشی از یک کلانروند جهانی است: نبرد برای بقای هژمونی آمریکا در برابر خیزش اژدهای زرد.
سفر دونالد ترامپ به چین و دیدارهای او با شیجینپینگ در مجموع تلاشی از سوی آمریکا و چین برای کنترل تنشهای میان دو طرف و تسهیل مسیر آینده برای همکاریهای واشنگتن و پکن بوده است. اگرچه در این سفر توافقهایی در مورد خرید هواپیما، سویا و نفت از آمریکا از سوی چین انجام گرفت، اما به نظر میرسد که روح اصلی این سفر حاوی این پیام برای کشورهای مختلف بود که واشنگتن و پکن در حال حاضر نمیخواهند تنشها را افزایش دهند و احتمالا مسیر رقابت آنها متفاوت از مسیری خواهد بود که آمریکا و شوروی در پیش گرفته بودند.
در بزنگاههای تاریخی، در منازعات سیاسی، در مواجهه با تهدیدهای خارجی، در کامیابیهای ملی و حتی در تجربههای روزمره زندگی اجتماعی، نام «ایران» بیش از هر مفهوم دیگری در زبان و ذهن ایرانیان جاری میشود. اما ایران صرفا یک قلمرو جغرافیایی، یک دولت سیاسی یا مجموعهای از مرزهای سرزمینی نیست. ایران مفهومی چندلایه، تاریخی، تمدنی، حقوقی و فرهنگی است که از ساحت غریزه و تعلق طبیعی آغاز میشود و تا سطح عقلانیت نهادی، حکومت قانون و همزیستی مدنی امتداد پیدا میکند. از این منظر، مساله بنیادین ایران معاصر تنها…
زنجیرههای تامین از مهمترین ساختهای اقتصاد امروز به حساب میآیند. آنچه در نگاه اول تنها مجموعهای از مسیرهای حملونقل و مواد اولیه به نظر میرسد، در واقع ستون فقرات اقتصاد جهانی است. اقتصاد امروز بدون زنجیرههای تامین قابل تصور نیست؛ زیرا جهانیشدن، افزایش بهرهوری و صرفه به مقیاس در دهههای گذشته، همگی بر پایه همین شبکههای پیچیده شکل گرفتهاند. امروز برخلاف گذشته تولید یک کالا دیگر در مرزهای یک کشور باقی نمیماند.
ارزهای بینالمللی معمولا به ارزهایی گفته میشود که فراتر از استفاده داخلی، سه کارکرد اصلی در اقتصاد جهانی دارند: بهعنوان واحد حساب برای قیمتگذاری و فاکتور کردن کالاها، خدمات و قراردادهای مالی استفاده میشوند؛ بهعنوان وسیله مبادله در معاملات ارزی، تسویه تجارت و پرداختهای برونمرزی بهکار میروند و بهعنوان ذخیره ارزش برای ذخایر رسمی، سرمایهگذاران خصوصی و وثیقه در بازارهای جهانی عمل میکنند.
مسدود کردن دسترسی ایرانیان به اینترنت جهانی، نه تنها زیانهای اقتصادی نجومی برای اقتصاد ملی دارد، بلکه فراتر از آن اقدامی به شدت مغایر با حفظ انسجام ملی، بر باددهنده سرمایه اجتماعی و پایگاه مردمی حکومت و نهایتا در تضاد آشکار با امنیت ملی است. فعالان اقتصادی و برخی از مسوولان دولتی ذیربط فاجعه مسدودی اینترنت جهانی را به تکرار مورد تاکید قرار دادهاند.
در تاریخ تحولات ژئوپلیتیک، لحظاتی وجود دارند که «منطق ریاضی» بر «غرور نظامی» غلبه میکند. بهار سال۱۴۰۵ برای خاورمیانه و جهان، دقیقا چنین برههای است. پس از هفتهها تنش فرساینده، اکنون جهان خود را در وضعیتی میبیند که در نظریه بازیها به آن «تعادل نش» میگوییم. وضعیتی که در آن هیچیک از طرفهای درگیر نمیتوانند با تغییر یکجانبه رفتار خود، وضعیتشان را بهبود بخشند.
اگر کوین وارش در هفتههای پیشرو جانشین جروم پاول در ریاست فدرالرزرو شود، تغییر در بانک مرکزی آمریکا فقط جابهجایی یک مدیر با مدیری دیگر نخواهد بود. این تغییر میتواند برای بازارهای مالی جهان، ارزش برابری دلار، طلا، سهام، اوراق بدهی و حتی تصمیمهای اقتصادی در کشورهایی مانند ایران پیام داشته باشد. فدرالرزرو فقط بانک مرکزی آمریکاست، اما تصمیمهای آن بر کل اقتصاد جهانی سایه میاندازد؛ چون دلار هنوز مهمترین پول جهان است، نرخ بهره آمریکا مبنای قیمتگذاری بسیاری از داراییهاست و بازارهای مالی…
بحرانهای ژئوپلیتیک معمولا از منظر بازار نفت و تجارت غلات تحلیل میشوند. با این حال، تابآوری نظام غذایی جهانی به همان اندازه به ثبات زنجیرههای تامین نهادههای کشاورزی وابسته است. درحالیکه پس از جنگ روسیه و اوکراین توجه جهانی به تنوعبخشی زنجیرههای تامین غلات معطوف شده، یک آسیبپذیری کلیدی همچنان نادیده مانده است: تمرکز بالای صادرات کودهای نیتروژنی که از تنگه هرمز عبور میکند.
در نظرسنجی اخیر صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، اعلام شد اولویت ۵۶درصد مردم ایران در مذاکره با آمریکا رفع تحریم است و تنها ۵درصد مردم پذیرش حق صلحآمیز انرژی هستهای را در اولویت خود قرار دادهاند. به اعتبار این نظرسنجی، میتوان ادعا کرد که اکثریت مردم ایران در درجه نخست خواهان حل معضلات ملموس اقتصادی هستند تا تاکید بر نوعی حق انتزاعی که نتیجه پیگیری آن نامشخص و احیانا ممکن است زیانبخش به لحاظ اقتصادی باشد. به سخن دیگر، به صرافت دریافتهاند که وظیفه قدرت سیاسی حاکم در حال حاضر، در درجه نخست،…
اقتصاد ایران از سال۱۳۹۷ دچار تغییر سطح تورمی ماندگار شده است؛ به این معنی که به نظر نمیرسد متوسط نرخ تورم همانند گذشته باشد. به بیان ساده، اگر از شروع دهه۱۳۵۰ که اقتصاد ایران به تدریج محیط تورم پایین همراه با رشد اقتصادی بالای دهه ۱۳۴۰ را ترک کرد و به تدریج به سمت تورمهای بالاتر و دو رقمی تغییر مسیر داد، تصور غالب این بود که متوسط تورم ایران بین ۱۵ تا ۲۰ درصد است و بسته به شدت انبساط سیاستهای مالی و پولی و وفور یا محدودیت درآمدهای نفتی برای کنترل تورم، گاهی نرخ تورم ممکن است به سمت مرز تورم…
دنیای اقتصاد: مساله مهار تورم در اقتصاد ایران، بیش از آنکه یک چالش مقطعی یا ناشی از شوکهای بیرونی باشد، ریشه در سازوکارهای درونی و الگوهای سیاستگذاری مزمن دارد.
مساله مهار تورم در اقتصاد ایران، بیش از آنکه یک چالش مقطعی یا ناشی از شوکهای بیرونی باشد، ریشه در سازوکارهای درونی و الگوهای سیاستگذاری مزمن دارد. یکی از مهمترین این الگوها، اتکای دولتها بهویژه در اقتصادهای در حال توسعه و متکی به صادرات منابع طبیعی به ابزار نرخ ارز بهعنوان لنگر اسمی برای کنترل قیمتهاست. در چنین چارچوبی، دولتها بهدلیل فقدان انضباط مالی و ناتوانی در کنترل پایدار کسری بودجه، بهجای اصلاح ساختارهای مالی، با مداخله در بازار ارز و پایین نگه داشتن نرخ آن، تلاش میکنند از مسیر…
دنیای اقتصاد: مسدود شدن تنگه هرمز آثار اقتصادی گستردهای در جهان ایجاد کرده و نشان داده است که اقتصاد کشورها تا چه اندازه به یکدیگر وابسته شدهاند؛ بهگونهای که حتی اقتصادهای بسته نیز از این تحولات مصون نیستند.
مسدود شدن تنگه هرمز، آثار اقتصادی گستردهای بهوجود آورده، آنچنانکه موجب شده است، دریچه جدیدی برای تحلیل میزان وابستگی کشورها به یکدیگر گشوده شود. محدود شدن رفت و آمد در تنگه هرمز نشان میدهد که چگونه جهانی شدن اقتصاد در کشورها رسوخ کرده و حتی اقتصاد بستهای چون ایران از آثار اینگونه اتفاقات مصون نمانده است.
مهمترین ویژگیای که سیاستگذار امروز با آن مواجه است، غیرقابل پیشبینی بودن نه روزانه، بلکه حتی ساعتی تحولات است. اگر بعد از امضای برجام، ثبات بهگونهای بود که ممکن بود در مورد روندهای آتی و هدفگذاری پارامترهای کلان در چشمانداز سالانه با اطمینان بالا مدلسازی کرد، بعد از بازگشت تحریمها شاید این اتفاق برای بازهای چندهفتهای و حتی ماهانه مهیا بود، اما اکنون به هیچ رو نمیتوان در مورد این بازهها صحبت کرد. عدمقطعیت، بن و ریشه شرایط موجود است. چه بد برای نهادی چون بانک مرکزی که ذاتا به دنبال…
تنگه هرمز بهعنوان یکی از برجستهترینگلوگاههای ژئوپلیتیک جهان، نقشی فراتر از یک عارضه جغرافیایی صرف در معادلات قدرت بینالمللی ایفا میکند. این گذرگاه باریک که خلیجفارس را به دریای عمان و آبهای آزاد پیوند میدهد، در عمل به یک «گره راهبردی» در شبکه انرژی جهانی تبدیل شده است؛ گرهی که هرگونه اختلال در آن میتواند به بازآرایی موازنه قدرت، تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک و پیچیدهتر شدن منازعات منجر شود. در این چارچوب، تنش میان ایران و ایالات متحده، تحت تاثیر موقعیت ژئوپلیتیک این تنگه، از سطح یک…
طی حدود ۲ماه گذشته بحثهای گستردهای در سطوح مدیریتی و کارشناسی تحت عناوینی مانند «اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز»، «مدیریت تنگه»، «دریافت عوارض عبور» و «دریافت وجوهی برای ارائه خدمات» در جریان بوده و در مجلس نیز طرحی در این خصوص تهیه شده است.
دنیای اقتصاد: در دوره پساجنگ، سیاست ارزی به یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل میشود؛ زیرا متغیرهایی مانند تورم، تجارت خارجی، سرمایهگذاری و انتظارات به نرخ ارز وابستهاند.
در دوره پساجنگ، سیاست ارزی به یکی از تعیینکنندهترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل میشود. دلیل آن روشن است؛ تقریبا همه متغیرهای کلیدی از تورم و تجارت خارجی گرفته تا سرمایهگذاری و انتظارات بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به نرخ ارز وابستهاند. در چنین شرایطی، انتخاب نادرست رژیم ارزی یا اجرای ناپایدار آن، میتواند کل فرآیند بازسازی را با اختلال مواجه کند. اقتصاد ایران، با سابقهای طولانی از چند نرخی بودن ارز، سرکوب نرخ ارز و وابستگی به درآمدهای نفتی، در این مقطع نیازمند بازتعریف جدی در…
یافتهها نشانمیدهد که بر اثر شوک جنگی، هر کشور با چند بحران بهطور همزمان روبهرو میشود: افت تولید و آسیب به صنایع مادر، جهش تورمی، افزایش بیکاری، تضعیف قدرت خرید خانوار و کمبود منابع مالی. اما نکته مهم این است که اقتصاد ایران در قبل از جنگ هم در شرایط مساعدی قرار نداشت؛ بهنحویکه بنگاهها با فشارهای مالی، کمبود مواد اولیه، بیثباتی ارزی و سقوط تقاضا دستوپنجه نرم میکردند. بسیاری با ظرفیت پایین فعالیت میکردند و بخشی در آستانه تعطیلی قرار داشتند. بازار کار نیز با گسترش مشاغل موقت و…
«جنگها» هرچند به ویرانی، کشتار، قحطی و عقبماندگی منجر میشوند؛ اما روی دیگری هم دارند و آن فرصت جدی «بازاندیشی»، «اصلاحگری» و «تحولخواهی» در امر کشورداری است. جنگ از بینشهای قدیمی و کنشهای ناکارآمد زنگار میزداید و میتواند «بازسازی کالبدی» را از طریق کاربست «نوآوری»، «چرخشهای راهبردی» و تغییر مسیرهای تاکتیکی به «نوسازی نهادی» گره بزند و در نهایت نردبانی برای «توسعه» شود.
معمولا صحنه بحرانهای سیاسی از جمله جنگ و وضعیت فعلی که در آن بهسر میبریم، صحنهای به شدت متغیر، پویا و دینامیک است و در نتیجه «زمان» یک متغیر بسیار مهم در مدیریت بحرانها به شمار میرود. اصطلاحا گفته میشود که بحرانها در یک مقطعی فرود میآیند و یک زمان طلایی برای توافق وجود دارد که اگر طرفین در آن زمان به توافق نرسند، چه بسا که منازعه، درگیری و جنگ حالت فرسایشی پیدا کند. این روند را در جنگ اوکراین شاهد بودیم؛ یعنی زمانهایی وجود داشت که روسیه در موقعیت برتر بود یا اوکراین موقعیت خوبی داشت…
سال گذشته ایران عزیز با سه تهدید بزرگ مواجه شد. بعد از جنگ تحمیلی اول، اما و اگرهای زیادی در خصوص آغاز جنگ تحمیلی جدید از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه کشورمان، تهدید بزرگ دوم در دیماه و جنگ تحمیلی دوم در اسفندماه در فاصله کوتاه از جنگ اول، آغاز شد. هر چند در شرایط فعلی نیز آتشبس موقت برقرار بوده، اما همچنان سایه جنگ بر کشورمان تداوم دارد.
ایرانیان دهههاست در تعلیقی فرساینده زیستهاند: میان تحریم و توافق و اکنون میان جنگ و آتشبس. با این حال، آتشبس شکننده کنونی، این تعلیق را به آستانهای رسانده که پیشتر حتی قابل تصور نبود: تعلیق میان «نابودی تمدنی» و «توافقی بزرگ». این دوگانه، فراتر از لفاظی، نشان میدهد زمان در حال فروبستن فضای میانی تصمیم است. این فروبستگی پیامد بازگشت رابطه ایران و آمریکا به نقطه آغاز است: رابطهای که با رویارویی شکل گرفت و پس از دههها تعلیق در قالب چرخههای «تحریم–توافق»، بار دیگر به همان نقطه بازگشته…
آیا میتوان به پایداری آتشبس کنونی امید داشت؟ هر دو طرف ایران و آمریکا به یک «وضعیت پرهزینه» رسیدهاند. از نظر ترامپ و دولت وی، ادامه جنگ در آستانه فشارهای داخلی اقتصادی که از احتمال رسیدن نفت به قیمتهای ۲۰۰ دلاری و حتی بیشتر نشأت میگرفت، امری ناممکن تلقی میشد. از سوی دیگر، ایران با تثبیت پیروزی راهبردی خود و نمایش قدرت موشکی (عملیات وعده صادق۴)، اکنون ترجیح میدهد از موضع قدرت و دست برتر وارد مذاکرات شود. پس اگرچه این آتشبس یک صلح دائمی نیست، احتمال رسیدن به یک «تعادل نش» (Nash…
در پایان سال۱۴۰۴ نرخ تورم نقطه به نقطه بر اساس دادههای مرکز آمار ایران برابر با ۷۱.۸درصد بود. گرچه نرخ تورم سالانه در اسفند ۵۰.۶درصد بوده است، اما آنچه دقیقا بیان میکند در پایان اسفند هزینه سبد مصرفی خانوارها بهطور متوسط نسبت به یکسال قبل چند درصد افزایش یافته است، همان نرخ تورم نقطه به نقطه است که اعلام میکند هزینه سبد مصرفی خانوارها به طور متوسط حدود ۷۲درصد بالاتر از یک سال قبل بوده است. این نرخ تورم ظاهرا بالاترین نرخ تورم نقطه به نقطه منتشرشده مرکز آمار ایران در طول تاریخ انتشار آمار…
ایران در کمتر از یکسال دوبار مورد هجوم دشمن قرار گرفت. بهجز خسارات مستقیمی که به جان و مال مردم وارد شد، بسیاری از فعالیتهای اقتصادی کاهش یافت یا متوقف شد. این امر برای اقتصاد ایران که سالهاست با مشکلات مزمن روبهرو است، به معنای فشار بیشتر بر قدرت تولید اقتصادی، افزایش تورم و در نهایت، کاهش رفاه است. امیدوار باشیم که روند وقایع به سمت پایان جنگ پیش برود؛ ولی حتی در صورت ادامه تنشها هم، دولت ناگزیر از اتخاذ سیاستهایی است که از شدت مشکلات بکاهد. اکنون سوال از چگونگی حمایت از معیشت مردم به…
اقتصاد ایران حتی در سناریوی بدون جنگ نیز در آستانه ورود به سال۱۴۰۵ با مجموعهای از عدمتعادلهای ساختاری مواجه بود؛ عدمتعادلهایی که نهتنها تعدیل نشده، بلکه در برخی ابعاد تعمیق یافتهاند. پایداری تورم مزمن، بهمثابه برآیند سلطه مالی و فقدان انضباط در سیاستگذاری و حکمرانی اقتصادی،در کنار نرخ پایین و ناپایدار تشکیل سرمایه ثابت و افت درآمد ملی، از تضعیف همزمان بنیانهای اسمی و حقیقی اقتصاد حکایت داشت. به بیان دقیقتر، اقتصاد در وضعیتی قرار داشت که در آن نه موتور رشد (انباشت سرمایه) بهدرستی کار…