تابآوری قیمت سهام + فایل صوتی
واقعیت آن است که تعطیلی طولانیمدت بازار آن هم در میانه تنشهای سیاسی و نظامی، افزایش نااطمینانی در اقتصاد و محدود شدن امکان نقدشوندگی داراییها، عواملی بودند که این انتظار را تقویت کردند. با این حال، آنچه در نخستین روز معاملات رخ داد، تصویری متفاوت از برآوردهای اولیه ارائه کرد. به این صورت که بورس تهران نهتنها در برابر موج فروش تسلیم نشد، بلکه در بخش مهمی از معاملات، نشانههایی از تعادل و حتی برتری تقاضا را به نمایش گذاشت. آنچه مسلم است اینکه، رفتار متفاوت بورس را نمیتوان صرفا یک واکنش هیجانی کوتاهمدت دانست. بخشی از واقعیت بازار به تغییراتی بازمیگردد که طی ۲ماه گذشته در متغیرهای اقتصادی کشور رخ داده است. بورس در حالی وارد تعطیلی شد که نرخ ارز در سطوح پایینتری قرار داشت و بسیاری از سهمها بر مبنای همان شرایط ارزشگذاری میشدند. اکنون اما اقتصاد ایران با نرخهای متفاوت ارز، سطح جدیدی از تورم و افت بیشتر ارزش پول ملی مواجه است. همین مساله باعث شد بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران به این جمعبندی برسند که فروش سهام در قیمتهای فعلی، تصمیم منطقیای نیست.
بازار سهام در این مدت، برخلاف بسیاری از بازارهای موازی، از تورم جا ماند. در شرایطی که قیمت مسکن، خودرو و بسیاری از کالاها طی ماههای گذشته جهش محسوسی را تجربه کردند، بورس نهتنها رشد متناسبی نداشت، بلکه بهدلیل توقف طولانیمدت، امکان تطبیق با شرایط جدید اقتصادی را نیز از دست داد. همین جاماندگی بازدهی، باعث شد بخشی از فعالان بازار، سهام را در مقایسه با سایر داراییها همچنان ارزنده ارزیابی کنند. کاهش ارزش دلاری بازار نیز به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار در رفتار معاملهگران تبدیل شده است. ارزش بازار سرمایه ایران در حال حاضر در سطوحی قرار گرفته که با حجم داراییها، ظرفیت سودآوری شرکتها و حتی نرخهای جدید ارز همخوانی چندانی ندارد. افت نسبت قیمت به سود بسیاری از شرکتها در مقایسه با سالهای گذشته نیز این نگاه را تقویت کرد که بخشی از بازار به محدودههای جذاب ارزشی رسیده است.
در کنار این موضوع، نرخ تورم نیز نقش تعیینکنندهای در تغییر نگاه سرمایهگذاران داشته است. طی ماههایی که بورس تعطیل بود، رشد قیمت کالاها و خدمات با شتاب بالایی ادامه پیدا کرد و تورم در برخی حوزهها به سطوح کمسابقهای رسید. طبیعی بود که در چنین شرایطی، بخشی از معاملهگران ترجیح دهند دارایی خود را در بازار سهام حفظ کنند. آن هم در بازاری که دستکم بخشی از شرکتهای آن امکان افزایش نرخ فروش و انتقال تورم به صورتهای مالی را دارند. همین مساله در معاملات روز گذشته بهوضوح دیده شد. گروههای غذایی، کشاورزی، دامپروری، دارویی و حتی بخشی از صنایع خدماتی با افزایش تقاضا همراه شدند؛ این صنایع در فضای تورمی، ظرفیت بیشتری برای رشد درآمد و سودآوری دارند. در گروه دارویی، افزایش نرخهایی که طی ماههای گذشته صادر شده بود، هنوز بهطور کامل در قیمت سهام منعکس نشده و بازار در نخستین روز بازگشایی بخشی از این عقبماندگی را جبران کرد.
گروه سیمانی نیز یکی دیگر از صنایع مورد توجه بازار بود. واقعیت این است که هرگونه تنش و آسیب در زیرساختها، در ادامه میتواند تقاضا برای برخی صنایع داخلی را افزایش دهد. بازار نیز با همین منطق، بخشی از نقدینگی را به سمت نمادهای سیمانی هدایت کرد. در برخی صنایع دیگر نیز شرایط جدید اقتصادی و محدود شدن واردات یا کاهش رقابت خارجی، نوعی مزیت نسبی برای شرکتهای داخلی ایجاد کرده است؛ موضوعی که نگاه بخشی از سرمایهگذاران را تغییر داد. اما آنچه بیش از همه در معاملات دیروز جلب توجه میکرد، فقدان رفتارهای هیجانی بود. انتظار میرفت نخستین روز بازگشایی، صحنه تخلیه فشار روانی ۲ماه گذشته باشد؛ اما بازار تا حد زیادی رفتار متفاوتی از خود نشان داد. بخشی از این موضوع به این مساله بازمیگشت که بسیاری از سهامداران تصور میکردند حمایتهای انجامشده از بازار، دستکم در کوتاهمدت ادامهدار خواهد بود و فروش در شرایط فعلی ممکن است به معنای واگذاری دارایی در کف قیمتی باشد. به همین دلیل، گروهی از معاملهگران ترجیح دادند فعلا از فروش فاصله بگیرند و منتظر مشخص شدن روند واقعی بازار بمانند.
طبیعتا نمیتوان نقش حمایتهای سیاستگذار و بازارساز را نیز نادیده گرفت. بستههای حمایتی و سازوکارهایی که برای بازگشایی بازار در نظر گرفته شد، علاوه بر اثر مالی، از منظر روانی نیز اهمیت داشت. این پیام به بازار مخابره شد که قرار نیست بورس در شرایط بحرانی رها شود. هرچند این حمایتها جامعیت کامل نداشت و همه فعالان بازار امکان استفاده از آن را پیدا نکردند، اما در مجموع توانست بخشی از نگرانیها را کاهش دهد و از شکلگیری موج سنگین عرضه جلوگیری کند. با این حال، نخستین روز مثبت بازار را نباید به معنای پایان ریسکها تلقی کرد. واقعیت این است که بورس همچنان در معرض نااطمینانیهای جدی سیاسی و اقتصادی قرار دارد. سایه تنشهای منطقهای، ابهام در سیاستهای اقتصادی، وضعیت نرخ بهره و آینده متغیرهای کلان همچنان بر سر بازار سنگینی میکند. به همین دلیل، قضاوت قطعی درباره مسیر آینده بورس بر اساس یک روز معاملاتی، میتواند خطای تحلیلی بزرگی باشد.
در عین حال، تجربه تعطیلی ۸۰روزه بازار یک نکته مهم را بار دیگر یادآوری کرد؛ اینکه بازار سرمایه بیش از هر چیز به «قابلیت نقدشوندگی» معنا پیدا میکند. توقف طولانیمدت معاملات، حتی اگر با هدف کنترل هیجان انجام شود، خود به عاملی برای افزایش ریسک و نااطمینانی تبدیل خواهد شد. بازار باید امکان کشف قیمت را داشته باشد و سرمایهگذار نیز باید بداند در هر شرایطی امکان تصمیمگیری درباره دارایی خود را خواهد داشت. شاید لازم باشد پس از این تجربه، چارچوب مشخصی برای شرایط بحرانی تعریف شود؛ بهگونهایکه مدت زمان توقف معاملات در رخدادهایی مانند جنگ، بحرانهای سیاسی یا حوادث فراگیر، محدود و شفاف باشد تا بازار و سرمایهگذاران در وضعیت بلاتکلیفی قرار نگیرند.
با وجود تمام ابهامها، نخستین روز بازگشایی بورس یک پیام روشن داشت؛ بازار سهام هنوز هم میتواند برخلاف انتظارات حرکت کند و در اقتصادی که تورم، کاهش ارزش پول ملی و رشد قیمت داراییها به واقعیتی دائمی تبدیل شده، نمیتوان سهام را جدا از سایر داراییها تحلیل کرد. شاید مهمترین اتفاق روز گذشته همین بود؛ اینکه بورس پس از دو ماه و نیم خاموشی، برخلاف تصور بسیاری، نه با ترس، بلکه با نشانههایی از امید بازگشت.
* تحلیلگر بازارهای مالی
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: