پی‌ریزی روند بهروزی

کشته شدن قریب به ۳میلیون ویتنامی، از دست دادن زیرساخت‌ها، جاده‌ها، کارخانه‌ها و حتی زمین‌های کشاورزی، تحریم و انزوای بین‌المللی و خروج بسیاری از متخصصان و صاحبان کسب‌وکار از ویتنام و روی کار آمدن یک دولت کمونیستی در سرتاسر ویتنام که حالا با وجود مقاومت در برابر امپریالیسم،‌ وجهه‌ای حق به جانب و ملی‌گرا نیز پیدا کرده بود و در نهایت کاهش درآمد سرانه ۱۵۰۰دلاری -به دلار امروز- ابتدای دهه۱۹۶۰ به ۷۰۰دلار در پایان جنگ. کشوری فقیر، فقیرتر شده بود.

درحالی‌که پیش از جنگ، درآمد سرانه ویتنام و کره‌جنوبی تقریبا برابر بود؛ اما بعد از جنگ درحالی‌که کره‌جنوبی وارد فاز صنعتی‌سازی شده بود، شکافی عمیق بین دو کشور ایجاد شد که به‌رغم اصلاحات اقتصادی ویتنام در دهه ۱۹۸۰، هنوز این شکاف از بین نرفته است. به عبارت دیگر جنگ آمریکا باعث شد، روند اقتصادی ویتنام از جایی که به شکل بالقوه می‌توانست به آن دست یابد، به‌طور چشم‌گیری منحرف شود و هنوز بعد از نیم قرن از پایان جنگ بدان آلترناتیو دست پیدا نکند.

مورخان بیشتر با تمرکز بر شکست ایالات متحده در این جنگ، از نگاهی عمیق و تحلیلی بر اینکه چنین پیروزی استراتژیکی چه هزینه شگرفی را بر چندین نسل از ویتنامی‌ها آوار کرد، دور مانده‌اند. با توجه به تجربه ویتنام، در شرایط امروز ایران نیز، نگاه عمیق به منافع ملی و پرهیز از حیثیتی کردن تحولات، می‌تواند سعادت نسل امروز و فردای کشورمان را تضمین کند. از همین رو،‌ تلاش‌هایی که برای پایان تمام و کمال این جنگ از طریق مذاکره انجام می‌شود و فراتر از آن پی‌ریزی راهی که باعث شود اقتصاد ایران با اقتصاد و بازارهای جهانی عجین شود، می‌تواند امید را بار دیگر به زندگی ایرانیان بازگرداند. این جنگ اگر بخواهد در تاریخ به عنوان پیروزی ایرانیان ثبت شود، باید ایجادکننده روندی از بهروزی مادی کشور باشد. 

* اقتصاددان