دولت مدرن
پارادوکس همینجاست. دولت باید برای شهروندان پرجذبه و مقتدر باشد و همزمان باید از همان شهروندان خط بگیرد. دو هدفی که گویی ذاتا متضاد است. تا قبل از دوره مدرن ابدا این پارادوکس وجود نداشت. دولت، تنها باید مقتدر میبود و امنیت را برقرار میکرد و برای این امنیت از مردم، بخوانید رعیت، مالیات میگرفت. مساله اصلا آن نبود که دولت تحت نظارت عموم باشد. مشروعیت دولت، قدسی بود. ریشه در جای دیگر داشت. نه نیاز به رای مردم داشت، نه آنکه جامعه مدنی باشد برای نقد و حسابرسی آن. تنها در دوره مدرن بود که مشروعیت وجودی خود دولت نیز باید از دل جامعه میآمد. نظارتی هر روزه نیاز بود؛ حسابرسی همواره. اینجا بود که پارادوکس نمود یافت و سوال آن بود که چگونه میتوان به چنین دولت مدرنی دست پیدا کرد؟
تاریخ به ما میگوید هیچ راهحل سر راست و شستهرفتهای برای رسیدن به دولت مدرن وجود ندارد. همچنانکه گفتیم، دولت غیر مدرن کارآ تنها یک وجه را دارد: اقتدار. جامعه بر آن میشود تا این دولت را تحت نظارت درآورد. در اغلب اوقات حرکت جامعه برای نظارت و غل و زنجیر کردن دولت غیرمدرن، به ضعف دولت منجر میشود. ضعف دولت نیز باعث ایجاد بیثباتی و ناامنی میشود. اینجاست که بسیاری از شهروندان خسته از آنچه رخ داده، در قفای همان دولت نامدرن میشوند. آرزو دارند که باز کسی بیاید و اوضاع را بسامان کند. حدس میزنید چه خواهد شد؟ مستبد دیگری پیریزی دولتی اقتدارگرا را آغاز میکند و دستاوردهای اولیه برای به غل و زنجیر کردن دولت توسط جامعه از بین میرود. در بسیاری از کشورها این اتفاق روی داده و برای خود ما نیز. آنچنانکه انقلاب مشروطه به سمت تحت نظارت درآوردن حکومت رفت و از دل آن بیثباتی زاده شد و دورهای بیثبات و ناامن و از این رو، رضاخان بازگشت مجددی شد به دولت اقتدارگرا.
تاریخ حکایت از آن دارد که بسیاری از کشورها، پیش از رسیدن به دموکراسی پایدار دچار این چرخه تکرارشونده بیثباتی و اقتدار بودهاند. هیچ فرمول مشخصی برای ساختن دولتی که هم مقتدر باشد و هم در غل و زنجیر شهروندان، وجود ندارد. دولتی که هم امنیت و ثبات آورد و هم ذیل حکومت قانون باشد. گاه این چرخه برای یک قرن و حتی بیشتر تکرار میشود؛ اما ممارست و تکرار آن، تجربه درسهای بیشتر تاریخی برای جامعه است تا در نهایت از دل سختترین شرایط راهی به سوی دموکراسی پایدار و امنیتی باثبات پیدا شود.
* اقتصاددان
پویا جبل عاملی، مترجم و اقتصاددانی که مدرک دکتری خود را از دانشگاه لستر انگلیس گرفته است. او کتابهای اقتصادی مهمی را به زبان فارسی برگردانده است. از بهترین ترجمههای پویا جبل عاملی میتوان به «اقتصاد کلان مدرن»، «چرا کشورها شکست میخورند» و «جاده باریک آزادی» اشاره کرد.