تخصص و تعهد+فایل صوتی
دکتر پویا جبلعاملی*
از ویژگیهای تکنوکراتها آن است که تا جای ممکن از مسائل روزمره اجتماعی و سیاسی برحذر هستند تا با حفظ استقلال و تکیه بر تخصص خود، خدمتی را که نیاز جامعه و کشور است، به انجام برسانند. در کشورهای با دموکراسی قوامیافته، این رویکرد تکنوکراسی موجب میشود تا نمایندگان سیاسی که با انتخاب مردم بر مسند قدرت راه یافتهاند، به حرفها و توصیههای کارشناسان دولتی گوش فرا دهند و مطمئن باشند که این نظرات مبتنی بر خیر کشور و برآمده از نگاه علمی و تخصصی است. به بیان دیگر، وقتی حکمرانی مطلوب باشد، هم بازیگران سیاسی در چشم تکنوکراتها مشروعیت دارند و هم طبقه کارشناسان دولت از منظر نمایندگان سیاسی خیرخواهان کشور هستند و سیاستهای پیشنهادی آنان مبتنی بر رویکرد نمایندگان مردم که در قدرت هستند، به پیش میرود. این گونه دو بال تخصص و رای مردم، روزهای آتی کشور را رقم میزند.
اما داستان آنجا بههم میریزد که از یکسو، تخصص در نهادهای رسمی، اولویت خود را از دست بدهد و از سوی دیگر نمایندگان سیاسی مقبولیت لازم را از سوی جامعه نداشته باشند. اینجاست که اعتماد متقابل آنچنانکه در حکمرانی مطلوب بیان کردیم، دیگر مشاهده نمیشود. نمایندگان سیاسی نمیتوانند به تکنوکراتهای دولتی اعتماد کنند؛ زیرا مشخص نیست که آیا آنان نیز به شکل اعتقادی همراه با مطالبات جامعه هستند یا خیر؟
در این بستر، این نمایندگان ترجیح میدهند به سمت کارشناسانی بروند که تعهد خود را به آنها بروز داده باشند. نتیجه آن است که در گذر زمان، کارشناسان نه بر مبنای تخصص خود، بلکه بر اساس تعهدشان به ایدئولوژی حاکم، در پستها باقی میمانند و این امر کارآمدی دستگاههای دولتی را به زیر میکشد. از آنسو، کارشناسان تکنوکرات نیز در این وضعیت نمیتوانند مطمئن باشند، اگر پیشنهاد تخصصی خود را مطرح کنند، مورد عتاب سیستم قرار نگیرند و دیگر اعتمادی به طرف مقابل خود ندارند. از این رو تا میتوانند کارهایی را انجام میدهند که کمترین ریسک را به همراه داشته باشند. اینگونه است که دستگاههای دولتی به امور روزمره سرگرم میشوند و تغییر و تحولی از آنها زاده نمیشود. در این بین، چه بسا بسیاری از نیروهای متخصص بر آن هستند تا از دولت خارج شوند یا مسوولیتی نگیرند. آخر و عاقبت چنین دستگاه دولتی و میزان کارآمدیاش مشخص است. فرض کنید که این شرایط، همراه با کاهش دستمزدهای واقعی کارمندان دولتی بهدلیل کسری بودجه باشد!
حال از کجا باید اصلاح را شروع کرد؟ آیا با منطق تخصصگرایی صرف میتوان این تصویر را دگرگون کرد؟ راه نجات کجاست؟ اینجاست که باید به اعتماد متقابل ابتدای بحث بازگردیم. نیاز است تحولی رخ دهد تا اعتماد بین کارشنان خبره باقیمانده و نمایندگان سیاسی رخ دهد. بدون این اعتماد، تحولی برای بهبود رخ نخواهد داد. اینجاست که متخصصان باید فراتر از تخصص خود، با وجدان آگاه در جهت خدمت به کشور و مردم به دنبال تحولی باشند که اعتماد به تخصص و نمایندگان احیا شود و این نیز شاید بدون رسیدن به نمایندگانی که مطالبات عموم جامعه را نمایندگی کنند، میسر نباشد. از این رو، در روزگاری زندگی میکنیم که متخصصان و تکنوکراتهای واقعی دولت، اگر پشت تخصصگرایی پنهان شوند و رویکردی بیتفاوت را اتخاذ کنند، گویی با پس زدن شرایطی که حکمرانی مطلوبتر شود، به تعهد خود نسبت به جامعه پشت کردهاند.
* اقتصاددان
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:
پویا جبل عاملی، مترجم و اقتصاددانی که مدرک دکتری خود را از دانشگاه لستر انگلیس گرفته است. او کتابهای اقتصادی مهمی را به زبان فارسی برگردانده است. از بهترین ترجمههای پویا جبل عاملی میتوان به «اقتصاد کلان مدرن»، «چرا کشورها شکست میخورند» و «جاده باریک آزادی» اشاره کرد.