سناریوهای مشارکت در انتخابات شورایشهر
رأیدهنده موثر؛ واحد واقعی تحلیل
نخستین گام در مدلسازی مشارکت، تفکیک میان دو مفهوم است که اغلب به اشتباه یکی گرفته میشوند: «واجد شرایط رأی» و «رأیدهنده موثر.» واجد شرایط رأی، یک عدد حقوقی – آماری است؛ اما رأیدهنده موثر، یک مفهوم سیاسی– اجتماعی است. در تهران، فاصله میان این دو بسیار زیاد است. تجربه انتخابات شورا، مجلس و حتی ریاست جمهوری در سالهای اخیر نشان میدهد؛ بخش قابلتوجهی از واجدان شرایط، عملا از چرخه رایدادن خارجشدهاند (نگاه کنید به آمار مشارکت مردم شهر تهران در انتخابات شورایشهر و ریاستجمهوری در سال۱۴۰۰ و انتخابات مجلس شورایاسلامی در سال۱۴۰۲). بنا بر این تحلیل مشارکت بر اساسدرصد جمعیت واجد شرایط، تصویری نادقیق و گاه گمراهکننده از واقعیت ارائه میدهد. آنچه انتخابات را میسازد، رأیدهندهای است که واقعا به پای صندوق میآید و این رأیدهندگان از نظر انگیزه، هویت سیاسی و قابلیت بسیج، کاملا یکدست نیستند.
برای فهم بهتر مشارکت، میتوان رایدهندگان تهران را به چهار لایه تحلیلی تقسیم کرد: لایه نخست، وفاداران سخت هستند؛ رأیدهندگانی ایدئولوژیک که فارغ از شرایط اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی، در هر انتخاباتی شرکت میکنند. این گروه به شبکههای مذهبی، سازمانی، هیاتی و نهادی متصل هستند و تجربه نشانداده که حتی در پایینترین سطوح مشارکت نیز فعال باقیمیمانند. ویژگی اصلی این لایه، ثبات نسبی آن است؛ نوسان دارد، اما معمولا فرو نمیریزد.لایه دوم، وفاداران نرم یا شبکهای را تشکیل میدهند. رایدهندگان این لایه معمولا به واسطه روابط شخصی، محلی، قومی، صنفی یا حرفهای پای صندوق میآیند. فعالشدن آنها بهشدت به کیفیت کمپینها، شبکهسازی میدانی و وجود رقابت واقعی بستگی دارد.
لایه سوم، خاکستریهای مشروط هستند؛ رأیدهندگانی ناراضی اما نه بریده. این گروه تنها زمانی در انتخابات شرکت میکنند که نشانهای از «امید حداقلی»، «چهره جذاب» یا «معنای سیاسی قابلفهم» ببینند. تجربه نشان میدهد؛ فعالسازی این لایه در انتخابات شوراها بسیار دشوارتر از انتخابات ریاستجمهوری یا حتی مجلس است. لایه چهارم، معترضان یا بریدهها هستند؛ گروهی که در شرایط فعلی، در انتخابات شوراها یا هر نوع انتخاباتی تقریبا غایب هستند. حتی در دورههایی که مشارکت کلی بالا بوده، سهم این لایه در شوراها ناچیز بودهاست، بههمیندلیل در یک مدل واقعبینانه از مشارکت تهران، این لایه فعلا از چرخه تحلیل کنار گذاشته میشود.
انتخابات شوراها در تهران از نظر نهادی چند ویژگی دارد که بهطور ساختاری مشارکت را محدود میکند. نخست آنکه شورا فاقد دو قطبی ملی است؛ نه برنده – بازنده بزرگ دارد و نه در ذهن شهروندان سرنوشتساز تلقی میشود. دوم آنکه اثر رای شورا برای بسیاری از شهروندان مبهم است و مشخص نیست این رای چه تغییری در زندگی روزمره آنها ایجاد میکند. سوم آنکه پوشش رسانهای و روایت سیاسی شوراها ضعیف است؛ شورا نه مسالهای ملی است و نه میدان منازعه ایدئولوژیک پررنگ! مجموع این عوامل باعث میشود مشارکت در شوراها، برخلاف انتخابات ریاستجمهوری، ذاتا تمایل به کف داشتهباشد، نه سقف!
بازگشت به انتخابات غیرهمزمان
در سهدوره اخیر، انتخابات شورا همزمان با انتخابات ریاستجمهوری برگزار شد و همین همزمانی، مشارکت شورا را بهطور مصنوعی افزایش داد. اکنون با جداشدن انتخابات شورا، رفتار مشارکتی تهران به الگوی تاریخی شوراهای اول، دوم و سوم بازمیگردد؛ الگویی که با مشارکت مستقل، پایینتر و گزینشیتر شناخته میشود. این بازگشت نهادی، یکی از دلایل اصلی پیشبینی مشارکت محدود در انتخابات آتی است.
رأیگیری الکترونیک و خالصسازی مشارکت
الکترونیکیشدن رأیگیری نیز اثری مهم و کمتر موردتوجه بر الگوی مشارکت دارد. این شیوه با فرآیندمندترکردن رایدادن، بخشی از رأیهای سرراهی، احساسی و کمانگیزه را که معمولا در انتخابات کاغذی و در فضای شعبه شکل میگیرند، حذف میکند. رایدهندگانی که انگیزه ضعیفتری دارند یا تصمیم آنها در لحظه و تحتتاثیر محیط گرفتهمیشود، دربرابر این افزایش هزینه ذهنی و عملی رایدادن، زودتر از فرآیند کنار میروند. در نتیجه، اگرچه مشارکت ممکن است از نظرعددی کاهش یابد، اما ترکیب آن «خالصتر» میشود؛ به این معنا که سهم رأیدهندگان هستهای، متعهد و سازمانیافته درمیان آرای مأخوذه افزایش پیدا میکند. در فضای کنونی این اثر در شهری مانند تهران که بخش قابلتوجهی از مشارکت بهشدت به انگیزه، سازماندهی و شبکههای فعال سیاسی وابسته است، نقشی تعیینکننده در شکلگیری نتیجه انتخابات ایفا میکند.
۵ سناریو از مشارکت در تهران
با توجه به تمام عوامل فوق، بهجای پیشبینی قطعی، میتوان پنج سناریوی واقعبینانه برای مشارکت در تهران ترسیم کرد؛ در سناریوی نخست که میتوان آن را «کف سخت» نامید، تقریبا فقط لایه وفاداران سخت فعال است. فضای سیاسی سرد، بیانگیزگی عمومی و احتمالا شرایط اعتراضی پررنگ است. در این حالت، مشارکت در بازه حدود ۵۵۰ تا ۶۵۰هزار رای و شاید هم کمتر قرار میگیرد؛ عددی که با بدترین تجربههای مشارکت تاریخی تهران قابلمقایسه است (به انتخابات دوره دوم شورایشهر تهران نگاه کنید). در سناریوی دوم یا «کف فعال»، علاوهبر وفاداران سخت، بخشی از وفاداران نرم نیز وارد میدان میشوند.شبکههای محلی و سازمانی فعالاند، اما خاکستریها همچنان غایباند. مشارکت در این حالت حدود ۷۵۰ تا ۹۰۰هزار رای برآورد میشود. در سناریوی سوم، یعنی «میانه واقع بینانه»، رقابت درونجریانی جدیتر میشود و شورا به میدان واقعی قدرت تبدیل میشود. مشارکت در این سناریو در بازه حدود یک تا ۱.۱۵میلیون رای قرار میگیرد.
در سناریوی چهارم، بخشی از خاکستریهای مشروط نیز فعال میشوند؛ معمولا به واسطه چند چهره شناختهشده یا رقابت محدود دوگانه. مشارکت در این حالت به حدود ۱.۳ تا ۱.۵میلیون رای میرسد. در نهایت، سناریوی پنجم که بعید اما شاید رخ دهد، شامل فعالسازی گسترده لایه خاکستری، فضای سیاسی نرمتر و رقابت رسانهای پررنگ است. در این حالت، مشارکت میتواند به حدود ۱.۷ تا ۲میلیون رای برسد، هرچند احتمال وقوع آن در شرایط فعلی پایین است! این سناریوها حاصل حدس ذهنی نیستند، بلکه بر سه لنگر تاریخی استوارند: تجربه مشارکت حداقلی در شورای دوم تهران، الگوی مشارکت انتخابات مجلس ۱۴۰۲ تهران و تجربه انتخاباتهایی که فاقد دو قطبی سیاسی بودهاند. افزون بر این، اثر رأیگیری الکترونیک، خستگی سیاسی شهر و افول امید نهادی به شورا و البته شرایط اجتماعی و سیاسی این روزها نیز در این برآوردها لحاظ شدهاند.
محدودیتها و احتیاطهای تحلیلی
بدیهی است که این مدل، با وجود واقعبینی، بینقص نیست. مرز میان لایههای رأیدهندگان همیشه شفاف نیست، فرض ثبات نسبی وفاداران سخت میتواند تا حدی خوشبینانه باشد و شوکهای سیاسی لحظه آخری ذاتا پیشبینی ناپذیرند، با اینحال اینها محدودیتهای ذاتی تحلیل سیاسیاند، نه ضعف چارچوب!بر اساس این چارچوب، انتخابات شورایشهر تهران ۱۴۰۵ با احتمال بالا انتخاباتی با مشارکت پایین تا متوسط خواهد بود؛ در بازهای حدود ۶۰۰هزار تا ۱.۲میلیون رأی، مگر آنکه رخداد سیاسی بزرگی معادله را تغییر دهد. در این بازه، ترکیب رایدهندگان به نفع نیروهای سازمان یافتهتر است و رقابت اصلی درون جریانهای فعال شکل میگیرد. این چارچوب نه فقط برای تحلیل، بلکه برای تصمیمسازی انتخاباتی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد مساله اصلی در انتخابات شوراها، پیش از آنکه «چهکسی رای میآورد» باشد، این باشد که در چه صحنهای رأیها تقسیم میشود.
* کارشناس امور شورا و حکمرانی شهری