در واقع، رابطه خصومت آمیز میان روسیه و غرب بیش از یک قرن قبل از جنگ سرد آغاز شد. در دهه ۱۸۲۰، روسیه نه تنها به عنوان پیروز اصلی در جنگ های ناپلئونی ظاهر شد، بلکه به عنوان محافظه کارترین یا دقیق تر ارتجاعی ترین دولت در اروپا شناخته شد.
نویسندگان: مایکل دی سوین، ونیان دنگ و اوبه ری لسکور
ترجمه: محمدحسین باقی
در عصر جنگ سرد، در برههای که آمریکا و شوروی دو قطب مخالف ایدئولوژیک بودند، مائو اعلام کرد که «تمام چینیها بدون استثنا یا باید در سمت و سوی امپریالیسم قرار بگیرند یا در سوی سوسیالیسم. راه سومی وجود ندارد.»
نویسندگان: مایکل دی سوین، ونیان دنگ و اوبه ری لسکور
ترجمه: محمدحسین باقی
از آنجا که آمریکا مزیت متقارن عظیمی در قوای هستهای دارد، محتملتر است که سیاست تحریکآمیز باجخواهی هستهای را اتخاذ کند و مدیریت بحران با چین حتی دشوارتر از مدیریت بحران با شوروی در دوران جنگ سرد شود.
نویسندگان: مایکل دی سوین، ونیان دنگ و اوبه ری لسکور
ترجمه: محمدحسین باقی
وابستگی متقابل ساختاری میان چین و آمریکا تضمینی است بر اینکه هر دو کشور از انگیزه کافی برای احتراز از درگیریهای کمشدت یا درگیریهای نظامی برخوردارند.
نویسندگان: مایکل دی سوین، ونیان دنگ و اوبه ری لسکور
ترجمه: محمدحسین باقی
مطالعه سال ۲۰۰۹ از سوی «رابرت روشهاوس» نشان داد که وقتی تقارنی میان قوای هستهای دو کشور باشد، طرف غالب (برتر یا مسلط) میل بیشتری دارد تا متوسل به ابزار نظامی شود. احتمال درگیری مسلحانه مستقیم تنها زمانی بهطور چشمگیری کاهش خواهد یافت که هر دو کشور به برابری هستهای دست یافته باشند.
نویسندگان: مایکل دی سوین، ونیان دنگ و اوبه ری لسکور
محمدحسین باقی
دنبال کردن مزیت کمّی یا عددی آمریکا در تسلیحات هستهای (که شامل مزیت کیفی هم میشود) کمکی به ثبات استراتژیک نمیکند و هدف اصلیاش استفاده از مزیت کمی یا عددی این کشور در تسلیحات هستهای برای برجسته کردن جایگاه رهبری این کشور است.