با بیمیلی کارکنان برای حذف دورکاری چه باید کرد؟
مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی - alavitarjomeh@gmail.com
در بیشتر نقاط دنیا، دورکاری کامل کارکنان در دوران کرونا، پس از مدتی جای خود را به مدل ترکیبی داد. این موضوع باعث شد افرادی که تعداد روزهای بیشتری در خانه هستند، بین کار و زندگیشان تعادل ایجاد کنند. اما حالا شاهدیم که اغلب کارفرماها و تصمیمگیران شرکتها و موسسات، ترجیح میدهند کارکنان را در کل هفته کاری به محل کار بکشانند. این موضوع همانقدر که برای کارفرمایان و شرکتها خوشایند است، برای کارکنان مایوسکننده است.
البته کارکنان هم بیتفاوت نماندهاند و با شیوههای متنوع، با کارفرماهایی که به شکل زیرپوستی میخواهند کارکنان را مجبور به حضور فیزیکی تماموقت کنند و جلوی کار پارهوقت آنها را بگیرند، مقابله میکنند.
براساس نتایج تحقیق اخیر موسسه گالوپ، ۲۵درصد کارکنانی که مورد پرسش قرار گرفتهاند طی یک سال گذشته بین ۲ تا ۵ بار خود را به مریضی زدهاند و به واسطه همین تمارض چند روزی از حضور در محل کارشان خودداری کردهاند. همچنین ۲۰درصد کارکنان به بهانه داشتن مشکلات خانوادگی و شرایط اضطراری (که واقعیت نداشته) برای مدتی از حضور فیزیکی در محل کار سر باز زدهاند. جالب آنکه این آمار در مورد کارکنان نسل زد به مراتب بالاتر و به ترتیب ۳۲ درصد و ۲۸ درصد بوده است!
در مجموع، تجربه سالهای اخیر نشان داده اصرار بیش از حد شرکتها و کارفرماها برای بازگرداندن کامل کارکنان به محل کارشان، نهتنها کمکی به افزایش بهرهوری و کارآیی کارکنان نکرده، بلکه هم بهرهوری را کاهش داده و هم باعث افزایش نارضایتی از کار شده است.
البته کارکنان دلایل متعدد و قانعکنندهای برای این نارضایتی و نافرمانی دارند که مهمترین آنها عبارتند از:
۱- افزایش فرسودگی شغلی و استرسهای کاری: بسیاری از کارکنان در دوران کرونا و پس از آن، کاهش قابلتوجهی در فرسودگی شغلی و استرس کاری را تجربه کردند. از سوی دیگر، برخی مدیران و رهبران سازمانی نیز بهروشنی مشاهده کردند که دورکاری نهتنها بهرهوری و بازدهی کارکنان را کاهش نداد، بلکه در بسیاری موارد آن را افزایش داد. با این حال، آنها بر این باورند که بازگشت کامل کارکنان به محل کار و حذف دورکاری، بهطور قطعی موجب افزایش فرسودگی شغلی و استرسهای کاری خواهد شد؛ مسالهای که در نهایت میتواند به افزایش ترک شغل و تشدید پدیده فرار مغزها منجر شود.
۲- کاهش انگیزه کار کردن: وقتی کارکنان احساس کنند از آنها سوءاستفاده میشود و به نظرات و نیازهای آنها بها داده نمیشود، انگیزه کاری خود را از دست میدهند و احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند.
۳- افزایش شکاف بین مدیران و کارکنان: وقتی شرکتها به شکلی نامحسوس و به بهانههای مختلف جلوی دورکاری کارکنان را میگیرند، طبیعی است که شکاف بین رهبری سازمان با کارکنان بیشتر میشود. این موضوع باعث میشود ارتباطات و تعاملات درونسازمانی بین آنها تنزل پیدا کند.
۴- کاهش انعطافپذیری سازمانی: انعطافپذیری سازمانی، یکی از بنیادیترین ارزشهای دنیای کسبوکار نوین به شمار میرود . کاهش انعطافپذیری سازمانی و تمرکز قدرت تصمیمگیری و اثرگذاری در سطوح بالای سازمان، در بلندمدت میتواند به تضعیف فرهنگ سازمانی و زیر سوال رفتن ارزشهای درونی آن منجر شود. نتیجه چنین روندی، تسریع خروج نخبگان و استعدادهای درخشان از شرکتها و سازمانها خواهد بود.
سه توصیه برای کارکنان:
۱- شرایط موجود را برای مدیرانتان تشریح کنید: در درجه اول لازم است که یک نوع فهم دوطرفه و نگاه مشترک در خصوص شرایط موجود بین کارکنان و مدیران شکل بگیرد. هر کدام از طرفین باید دیدگاهها و عقایدشان در تایید و رد دورکاری و توجیه لزوم حضور یا عدم حضور تماموقت کارکنان در محل کارشان را با همدیگر به اشتراک بگذارند.
۲- از رهبران سازمان بخواهید شفاف سخن بگویند: در مرحله بعد لازم است از کارفرما بخواهید شفافسازی کند و استراتژی سازمان در خصوص دورکاری را به صورت صریح و بیپرده اعلام کند.
۳- دلایل خود را در مورد لزوم دورکار شدن کارکنان یا مدلهای ترکیبی تشریح کنید: لازم است کارکنان و نمایندگان آنها در جلسات رسمی، دلایل و استدلالهای خود و نیاز جدی کارکنان به دورکاری و استفاده از مدلهای کاری ترکیبی را مطرح کنند و دیدگاههایشان را بهصورت شفاف و صریح در اختیار رهبران سازمان قرار دهند.
سه توصیه برای کارفرمایان:
۱- بفهمید کارکنانتان چه میخواهند: مدیران باید قبل از هر اقدامی برای بازگرداندن کارکنان به محل کارشان، نیازها و انتظارات آنها را بدانند و پس از پیشبینی واکنشهای احتمالی آنها تصمیم نهاییشان را بگیرند.
۲- تغییر و تحولات جدید را به طور رسمی اعلام کنید: هیچ چیزی بدتر از این نیست که مدیران ارشد سازمان به صورت چراغ خاموش و از ترس برانگیخته شدن احساسات منفی کارکنان از اعلام رسمی و شفاف برنامههایی همچون بازگشت به محل کار و حذف دورکاری خودداری کنند. بهتر است در چنین مواردی با شفافیت و صراحت کامل اقدام کنند.
۳- آینده مورد نظرتان را به طور روشن ترسیم کنید: اگر رهبران یک سازمان به خوبی و با دقت کامل برای کارکنان توضیح دهند که بازگشتشان به محل کار و حضور فیزیکی تمام وقتشان چه تاثیری بر افزایش بهرهوری و دریافت پاداشها و مزایای مختلف جدید خواهد داشت، احتمال به ثمر نشستن چنین طرحهایی افزایش خواهد یافت. مقاومت کارکنان هم کمتر میشود.
منبع: Gallup