تراژدی اجتناب‌ناپذیر: کیسینجر و جهان او

شماره روزنامه: ۵۰۹۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۷۳۵۴۰۹ دنیا

باری گوین ترجمه: محمد حسین باقی

هنری جکسون، سناتور دموکرات از واشنگتن، «به شکل موثری، اولین سیاستمدار نومحافظه‌کار برجسته» و یک سیاستمدار و یک دولتی رفاه‌طلب لیبرال در امور داخلی نامیده می‌شد، اما در سیاست خارجی یک ضدکمونیست بود که شبیه یک جمهوری‌خواه سرسخت به نظر می‌رسید؛ در سال ۱۹۶۹، نیکسون از او خواست تا وزیر دفاع دولتش شود‌ اما او رد کرد. در سال ۱۹۷۲‌ زمانی که نیکسون و کیسینجر در حال مذاکره بر سر مسائل اقتصادی با شوروی بودند و به‌دنبال راهی برای سازش می‌گشتند، جکسون اصلاحیه‌ای بر لایحه تجاری زد تا روس‌ها را وادار به سست کردن سیاست‌های مهاجرتی محدود‌کننده‌ای سازد که تعداد یهودیانی که می‌توانستند این کشور را ترک کنند محدود می‌ساخت. هدف او اعمال فشار بر روس‌ها بود تا اجازه دهند یهودیان از این کشور مهاجرت کنند و قید و بند از دست و پای آنها برداشته شود.

تراژدی اجتناب‌ناپذیر: کیسینجر و جهان او

در کاخ سفید هم این اصلاحیه مورد حمایت «چارلز وانیک»، نماینده اوهایو، قرار گرفت و پس از دو سال بحث و جدال، با اکثریت آرا در مجلسین تصویب شد البته پیش از آنکه از سوی رئیس‌جمهور فوردِ بی‌میل در سال ۱۹۷۵ امضا و تبدیل به قانون شود. این اصلاحیه انعطاف‌پذیری کیسینجر به‌عنوان دیپلمات را کاهش داد و آن را به مثابه بخشی از «حمله بی‌امان و تقریبا مداوم» بر کار خود تلقی کرد. با این حال، تاثیر فوری آن برخلاف آن چیزی بود که سازندگان آن اصلاحیه در نظر داشتند. کرملین به جای آزادسازی سیاست‌هایش، سرکوب را در پیش گرفت: مهاجرت یهودیان شوروی از ۳۵ هزار نفر در سال ۱۹۷۳ به حدود ۱۳ هزار نفر در سال ۱۹۷۵ کاهش یافت و تا سال ۱۹۷۹ دیگر به سطح آن ۳۵ هزار نرسید.

مهم‌تر اینکه برای آینده سیاست خارجی آمریکا، اصلاحیه «جکسون- وانیک» یکی از اولین طغیان‌ها علیه سیاست واقع‌گرایانه کیسینجر را برجسته کرد و به‌طور ضمنی نفی مورگنتا هم بود. این نشانه بازگشت به وضعیت اخلاقی ویلسونی بود که هر دو نفر با تاکید ایده‌آل‌گرایانه رضایت‌بخش احساسی بر حقوق بشر و ارتقای دموکراسی از آن نفرت داشتند؛ آغاز روندی که منجر به شکوفایی جنبشی شد که به «نومحافظه‌کاری» معروف شد. کارمندان جوانی که جکسون را طی نبرد بر سر اصلاحیه در احاطه خود داشتند تشکیل‌دهنده آن چیزی بودند که «پرورشگاه» نومحافظه‌کاری نامیده می‌شد. در میان نام‌هایی که در سال‌های بعدتر بسیار آشناتر شدند و بیشتر به گوش می‌خوردند «پاول ولفوویتز» و «ریچارد پرل» وجود داشتند. ملاحظات سرد و غیردوستانه منافع ملی در مرحله ابطال- یا در بهترین حالت در مرحله اعتدال- از سوی اخلاق‌گرایان آمریکایی قرار داشت؛ این اخلاق‌گرایی همان گرایشی بود که مورگنتا به تکرار در «سیاست میان ملت‌ها» و دیگر آثارش نسبت به آن تاسف می‌خورد. با کمال تعجب، با توجه به تحولاتی که قرار بود در پی آن رخ دهد، کاملا برخلاف تفکر مورگنتا، او حامی سرسخت جکسون- وانیک باقی ماند اگرچه نه به دلایلی که از سوی «نئوکان‌های» نوپا مطرح شده و بسط یافته بود. در تحولات پس از جنگ ۱۹۶۷ میان اعراب و اسرائیل، مورگنتا خود را غرق مسائل اسرائیل و یهودیان کرد و ریاست کمیته آکادمیک برای یهودیان شوروی در سال ۱۹۷۰ را پذیرفت. از آن جایگاه، او نامه‌هایی می‌نوشت، طومارهایی امضا می‌کرد و عموما به نفع یهودیان شوروی سخنرانی می‌کرد و پس از اینکه اصلاحیه جکسون-وانیک مطرح شد، او در جلسه استماع کنگره به نفع آن شهادت داد.

333

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن