از آنتاگونیسم سیاسی تا اداره کشور
ایران امروز از توانایی اندک در جمع کردن ایدههای متعارض در یک نظم حکمرانی رنج میبرد. در سیاست و اقتصاد، دو روایت قدرتمند در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. یک روایت، واقعگرایانه و مقاومتمحور است؛ جهان را عرصه رقابت قدرتها میبیند، بر استقلال، خودکفایی، قدرت نظامی، مقاومت و کاهش آسیبپذیری در برابر فشار خارجی تاکید دارد. روایت دیگر، توسعهمحور و تعاملگراست؛ آینده را در دیپلماسی، تجارت، تقسیم کار بینالمللی، علم، فناوری، سرمایهگذاری، اصلاحات و پیوند با اقتصاد جهانی جستوجو میکند. هیچکدام را نمیتوان بهسادگی نادرست دانست. مساله از جایی آغاز میشود که این دو نگاه از «رقابت عقلانیتها» به «آنتاگونیسم سیاسی» تبدیل شوند.