ایران در جنگ‌های تاریخ + فایل صوتی

سیاست چون شطرنج است و قواعد و اصولی دارد که در آن اعتماد و حسن‌نیت تنها با ایجاد نهاد و ساختار و تضمین که برآمده از قدرت است، معنا دارد. بی‌ثباتی در داخل و تحمیل شدن جنگ نوعی بحران وجودی است که نخبگان، نهادها و ساختار حکومت و گاهی پایه‌های زیستی، جغرافیایی و تاریخی سرزمین را با بحران مواجه می‌کند. کنار هم قرار گرفتن سیاستمداران لجباز و عقده‌ای و ایدئولوژیک چون نتانیاهو و ترامپ، سیاست پیچیده‌ای را لازم داشت و آنچه نباید روی می‌داد، اتفاق افتاد. اکنون آنچه اهمیت دارد، کاهش صدمات ناشی از جنگ و حفظ جان شهروندان و تمامیت ارضی کشور، دفاع از ایران و تداوم زیست‌پذیری دولت، کشور و ملت ایران است.

۱. ایران نمی‌تواند منزوی و بی‌طرف باشد: جغرافیای ایران بین‌المللی است. به یک معنا ایران همچون کره‌شمالی یا ونزوئلا و کوبا نیست. ایران در مرکز نظم بین‌الملل و زمین بازی‌های بزرگ است. تحمیل شدن جنگ بر ایران بخشی به جبر جغرافیایی بازمی‌گردد که ریشه در چهارراه بودن ایران دارد. همه متجاوزان تاریخ از سرزمین ایران عبور کرده‌اند. اکنون نیز ایران چون گرهی در نظم جهانی است و این گره محل نزاع چین و روسیه و کشورهای منطقه است. می‌توان با درایت و تدبیر گره را به‌گونه‌ای گشود که منافع ملی حفظ شود و می‌توان با نیروهای بزرگ به‌گونه‌ای ستیز کرد که کشور ویران شود. همه جهانداران و جهانگیران تاریخ به ایران حمله کردند و در دو جنگ جهانی اول و دوم، ایران به‌رغم اعلام سیاست بی‌طرفی اشغال شد. اکنون نیز زمین ایران محل آنتاگونیستی (تخاصم) قدرت‌های بزرگ است.

۲. ایران قوه‌ هاضمه بالایی دارد: همه آنان که به ایران حمله کردند، در ایران حل شدند. به زبان استعاری ایران بزرگ‌تر از آن است که بلعیده شد و لقمه‌ای است که در گلوی هر متجاوزی گیر خواهد کرد. همه متجاوزان تاریخی ایران پس از چندی زبان فارسی را رواج داده‌اند و از مروجان فرهنگ ایرانی شده‌اند. البته بازیگران سیاسی رویه‌های متعددی در پیش گرفتند. برخی مقاومت کردند و برخی تسلیم شدند. برخی بی‌خبر بودند و برخی سیاست آرمان‌گرایانه در پیش گرفتند. نقشه ایران روی میز بازی‌های بزرگ از اسکندر تا چنگیز بوده است و اکنون نیز چنین نقشه‌ای به‌صورت چک‌لیست در حال تکمیل است. ایده ایران بر اساس ملیت قبل از ناسیونالیسم، وحدت و تمامیت ارضی ایران را حفظ خواهد کرد. حتی زمانی که جغرافیا و سیاست ایران تحت سلطه دستگاه خلافت بود نخبگانی همچون فردوسی و سهروردی ایده ایران را تداوم بخشیدند. ایران لقمه‌ای بزرگ برای هر جنگ‌طلبی است و علت آن فرهنگ و تمدنی باستانی است که روزگاری صلح و جنگ و مناسبات بین‌الملل را به مدت هزار سال شکل داده است.

۳. آنچه از ایران باقی مانده، طبیعت ایران است: ایران از صفویه به بعد نیز دچار تحولات بزرگی شده است و در زمانی که تکنولوژی‌های مکانیکی و صنعتی در حال گذار از جامعه طبیعی و سنتی بودند تا زمان قاجاریه، گذار به دولت کشور مدرن روی نداد و اصلاحات به تعویق افتاد. حاکمان صفویه و به‌خصوص قاجاریه با قرار گرفتن در جنگ با عثمانی و روسیه و انگلیس تقریبا 50درصد سرزمین‌های ایران را از دست دادند. تمام منطقه قفقاز و آسیای مرکزی و بخش‌هایی از افغانستان و عراق و ترکیه قلمروی ایران بود که به تدریج در نبود هنر جنگ و دیپلماسی و باقی ماندن در جهان زیست سنتی قبیله‌ای از دست رفت. ایران کنونی تنها به علت عارضه‌های جغرافیایی البرز و زاگرس باقی مانده است. کویر و دشت‌های این دو رشته کوه تنها مناطقی هستند که به علت حفاظ و سنگر طبیعی از ایران بزرگ باقی مانده‌اند. ما وارثان ایران باستان و سرزمین کهنی که به زبان هزار سال پیش پندار و گفتار و کردارمان شکل گرفته است، اکنون در معرض توفان سهمگین و بادهای مسمومی قرار گرفته‌ایم که بار دیگر هستی ما را نشانه رفته است.

۴. کمربندهای معرفتی ایران فعال نشده است: ایران کمربندهای معرفتی مهمی دارد که ذخایر فرهنگی و قدرت کشور محسوب می‌شوند. ذخایر ایران به‌جامانده از تاریخ و نتیجه همزیستی با سامانه‌های معرفتی است که در تاریخ شکل گرفته است. ایران باستان ذخیره ابرقدرتی و قبله عالم و ایستادگی و اعتماد به نفس و تاب آوری را شکل داده است. فرهنگ اسلامی نتیجه خردمندی و حکمت و استفاده از عقل و احتیاط و اخلاق حسنه و ایمان را به‌وجود آورده است و ایرانیان مفاخر و اشراف دوره اسلامی بودند. تشیع به‌عنوان فرهنگ ملی ایران نوعی زیست مقاومت در عین حال تقیه برای حفظ جان و مال و سرزمین و شکل‌دهی به ام‌القری و همین‌طور اعتقاد به آینده‌ای نیک در پرتو ظهور منجی آخرالزمان شکل داده است. فرهنگ مدرن ایرانی نیز در دوره جدید از مشروطه تا جمهوری اسلامی دستاوردهای علمی و حقوقی و نهادی را ایجاد کرده است که ایران بتواند در خاورمیانه و آسیا سربلند باشد. اکنون در بحران جنگ و در تجاوز همه‌جانبه لازم است نخبگان فارغ از احساسات و به دور از تعلقات صنفی همه کمربندها و ظرفیت‌های ایران را به بازی گیرند. توده‌گرایی، احساسات و غلبه یک گفتمان، کشور را به مرز ورشکستگی خواهد کشاند.

۵. تحلیل علمی و نوشتن همه سناریوها: در نهایت لازم است گروهی در اتاق فکر از متخصصان علوم سیاسی، اقتصاد و روابط بین‌الملل کنار هم قرار گیرند و مسائل صلح و جنگ را تحلیل و گزارش‌های راهبردی تهیه کنند. میز علمی باید بتواند فارغ از تعلق صنفی و حزبی و رویکردهای احساسی و ایدئولوژیک، فارغ بال همه سناریوها و امکانات موجود را ترسیم کند. اهداف متجاوزان به ایران چیست؟ اهداف ما چیست؟ کدام سناریو کمترین ضربه را به کشور می‌زند و چگونه می‌توان مطالبات خود را بدون از دست دادن ظرفیت‌ها بر دشمن تحمیل کرد. جنگ تمام‌عیار و ایجاد دولت- ملت شکننده و در گل فرو رفته، هدف دشمنان ایران است که با تدبیر و خرد ایرانی قابل مهار است. لازم است میز نظامی و سیاسی از میز علمی جدا باشد و در این راستا بر اساس منافع ملی کشور، از نیروها در راستای مهار آنها استفاده کرد. راهبرد مهار و ایجاد بازی چندلایه و پیچیده، می‌تواند راه‌گشا باشد. همه ضربه‌ها و مقاومت‌ها و همه ایستادگی در راستای حفظ دولت ملت و کشور در جایی باید زبان بگشاید و وضعیت و اهداف را ترسیم کند تا رقیب را از بازی تخریب خارج کند.

* دانشیار علوم سیاسی و رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد

حجم فایل صوتی:12.50M | مدت زمان فایل صوتی :00:09:05