علم و شبهعلم + فایل صوتی
در این چارچوب، شبهعلم صرفا یک خطای معرفتی نیست، بلکه به یک مساله بنیادین در اقتصاد سیاسی، سیاست عمومی و روابط بینالملل تبدیل شده است. پاسخ ابتدایی و ساده به پرسشهای پیچیده چند متغیره، اغلب اشتباه و در اجرا هزینهزا است. هر پاسخ ساده به وضع پیچیده سیاست و روابط بینالملل، جهل و سادهاندیشی و خیانت به دولت و کشور است. جهان امروز برخلاف روایتهای رایج، جهان چندقطبی به معنای کلاسیک نیست. ادبیات رایج درباره «افول غرب»، «ظهور شرق»، «پایان مدرنیته»، «فروپاشی نظم جهانی» یا «تولد تمدنهای جایگزین»، بیش از آنکه مبتنی بر داده، روش و تحلیل نهادی باشد، اغلب بر هیجان سیاسی و مصرف رسانهای استوار است. واقعیت آن است که تنها یک قطب واقعی در جهان معاصر وجود دارد و آن قطب، قطب علم است؛ شبکه جهانی دانشگاهها، مراکز پژوهشی، آزمایشگاهها، نظامهای نوآوری، شرکتهای دانشبنیان و سازوکارهای تولید دانش، نمودهای آن هستند. قدرت واقعی نه در شعارهای ژئوپلیتیک، بلکه در ظرفیت تولید علم، فناوری، داده، سازمان و نهاد نهفته است.
علم، نه غربی است و نه شرقی. علم محصول تجربه انباشته انسانی، آزمونپذیری، مشاهده، اصلاح مستمر و یادگیری تاریخی است. قلبی که جراحی میشود، هواپیمایی که پرواز میکند، سامانهای که اقتصاد را مدیریت میکند و نهادی که امنیت ملی را حفظ میکند، همه بر بنیان روش علمی استوارند. همانگونه که پزشکی بدون تخصص ممکن نیست، سیاست نیز بدون دانش تخصصی، فهم تاریخی، تحلیل داده و تجربه نهادی ممکن نیست. سیاست، علم تصمیمگیری در شرایط پیچیده است، نه میدان شعارهای تودهپسند. سیاست بینالملل با اندیشههای تودهگرایانه و شهودی با واژگان نئولیبرالیسم، سرمایهداری گذار به قطبهای جدید، نوعی رمالی و خرافهپرستی است که به اسم سناریونویسی در قالب تسخیر افکار عمومی آینده فروشی میکنند.
شبهعلم دقیقا در همین نقطه وارد میشود: ارائه پاسخهای ساده برای مسائل پیچیده. وقتی اقتصاد سیاسی به چند شعار ضدسرمایهداری فروکاسته میشود؛ وقتی روابط بینالملل به دوگانههای احساسی «دوست» و «دشمن» تقلیل مییابد؛ وقتی امنیت ملی با منطق روابط خصوصی و خانوادگی فهم و تحلیل میشود؛ وقتی سیاست خارجی به امتداد هیجانات سیاست داخلی تبدیل میشود، دولت وارد مرحله فرسایش عقلانیت میشود.
بخشی از بحران کنونی ناشی از رواج مفاهیمی است که بدون پشتوانه تجربی بهصورت حقیقت عرضه میشوند. روایتهایی مانند «فروپاشی غرب»، «نابودی مدرنیته»، «شرق بهمثابه جایگزین تمدنی»، «بومیگرایی بهمثابه راه نجات»، یا قطببندیهای سادهانگارانه جهانی، اغلب فاقد بنیان علمیاند. حتی در حوزه نظریهپردازی نیز هنگامی که برخی مکاتب فلسفی یا اجتماعی، به جای روش علمی، به مرجعیتهای ایدئولوژیک بدل میشوند، فاصله میان دانش و شبهدانش کاهش مییابد. علم، زمانی علم است که قابلیت آزمون، نقد، بازتولید و اصلاح داشته باشد.
در عرصه حکمرانی، پیامد شبهعلم بسیار پرهزینه است. نخست، مرجعیت دانشگاه و نهاد تخصصی تضعیف میشود. دوم، تودهگرایی جای تخصص را میگیرد. سوم، نظام اداری از شایستهسالاری به کارمندسالاری سیاسی تبدیل میشود. چهارم، مرز میان حوزه عمومی و خصوصی از بین میرود و دولت به جای تنظیمگری، در زندگی فردی مداخله میکند. پنجم، سیاست خارجی از منطق منافع ملی خارج و به میدان بازنماییهای هویتی و احساسی تبدیل میشود. واقعگرایی علمی در سیاست بینالملل میگوید نه دوست دائمی وجود دارد و نه دشمن دائمی؛ آنچه وجود دارد، منافع ملی، منابع ملی، موازنه قدرت، بقا و رفاه عمومی است. دولت موفق، دولتی است که بتواند منابع را به قدرت تبدیل کند، قدرت را به رفاه پیوند بزند و رفاه را در قالب نهادهای پایدار بازتولید کند. این امر تنها با حکمرانی مبتنی بر دانش ممکن است.
اگر بخواهیم از فرسایش دولت و کشور جلوگیری کنیم و منافع و مصالح عمومی را حفظ کنیم، بازگشت به علم یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت سیاستگذاری است. دانشگاه باید دوباره مرجعیت پیدا کند، تخصص علم با پول و غلبه و غوغاسالاری و تبلیغات شکل نمیگیرد، بلکه علم، تجربه جهانی و بینالمللی و نوعی تقسیم کار جهانی است که بر اساس تجربه و آزمایش در راستای کاهش غم و افزایش شادی بشر شکل گرفته و تداوم یافته است. گزارههای ساده، همه چیز گویی، مغالطهها، کلان روایتهای مرگ و پایان و گذار، اغلب احساسات و شبهعلم هستند. تجربه میوه تلخ علم و آزمایش است که بازیگران در صورت رد و طرد آن، ناچار به تکرار آن هستند. باید جای هیجان را بگیرد، داده باید جای شعار را پر کند و نهاد باید بر فرد غلبه یابد. جهان امروز تنها یک قطب دارد؛ قطب علم. هر کشوری که خود را به این شبکه جهانی متصل کند، امکان بقا، توسعه و اقتدار خواهد داشت و هر کشوری که به شبهعلم پناه ببرد، دیر یا زود هزینه آن را در اقتصاد، سیاست و امنیت ملی خواهد پرداخت.
* دانشیار علوم سیاسی و رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: