داستان دو جهان موازی

 پرسش بنیادینی که این یادداشت به دنبال پاسخ آن است، پرسشی است که ذهن بسیاری از مدیران، سرمایه‌گذاران و سیاستگذاران را به خود مشغول کرده: آیا ریسک ژئوپلیتیک بر همه بنگاه‌ها به طور ‌یکسان تاثیر می‌گذارد؟ پاسخ، چنان‌که خواهیم دید، به‌مراتب پیچیده‌تر از یک «بله» یا «خیر» ساده است.

بنگاه‌های ضعیف‌تر؛ قربانیان اصلی آشفتگی ژئوپلیتیک

مطالعه‌ای جامع روی داده‌های بیش از ۷هزار شرکت بورسی از سراسر جهان در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که تاثیر ریسک ژئوپلیتیک بر سودآوری بنگاه‌ها عمیقا ناهمگن است. بنگاه‌هایی که در پایین‌ترین سطوح سودآوری قرار دارند، یعنی شرکت‌های کم‌سودتر و از نظر مالی شکننده‌تر، شدیدترین کاهش سودآوری را هنگام افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک تجربه می‌کنند. در مقابل، بنگاه‌های پرسودتر همزمان که مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهند، در برخی موارد از این بی‌ثباتی به‌عنوان فرصتی برای کسب مزیت رقابتی استفاده می‌کنند.

این الگو در قاره‌های مختلف با شدتی متفاوت تکرار می‌شود. در اروپا، بنگاه‌های ضعیف‌تر آسیب‌پذیرترین گروه هستند و بنگاه‌های میانی و پرسود توانایی جذب یا تعدیل شوک‌های ژئوپلیتیک را دارند. در آسیا، الگو تا حدی متفاوت است؛ حتی بنگاه‌های پرسود نیز به‌دلیل وابستگی عمیق به شبکه‌های تجاری و زنجیره‌های تامین جهانی، کاهش قابل‌توجهی در عملکرد خود تجربه می‌کنند. اما در آمریکای شمالی، تصویر کاملا متفاوت است: بنگاه‌های پرسود در بالاترین سطوح توزیع سودآوری، از تنش‌های ژئوپلیتیک سود می‌برند و از طریق تثبیت موقعیت بازار یا بازآرایی استراتژیک، منافع قابل‌توجهی کسب می‌کنند.

شواهد تجربی از جنگ روسیه و اوکراین این یافته‌ها را تایید می‌کند. مطالعه‌ای بر روی بنگاه‌های آمریکایی که پس از تهاجم سال ۲۰۲۲ همچنان در روسیه فعالیت داشتند، نشان می‌دهد که این شرکت‌ها کاهش محسوسی در سودآوری تجربه کرده‌اند. به‌ویژه، بنگاه‌هایی که دارای شرکت‌های فرعی یا تامین‌کنندگان در روسیه بودند، کاهش شدیدتری در سودآوری داشتند، درحالی‌که داشتن مشتری در روسیه تا حدی این تاثیر منفی را تعدیل می‌کرد. همچنین بنگاه‌هایی که دارای منابع مالی مازاد عملیاتی بیشتری بودند، توانستند عملکرد مالی خود را بیشتر حفظ کنند.

  چگونه برخی شرکت‌ها از بحران سود می‌برند؟

در سوی دیگر ماجرا، پدیده «گریز به کیفیت»[۱] رخ می‌دهد. زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذاران و مشتریان به‌سمت بنگاه‌های بزرگ‌تر و از نظر مالی قوی‌تر حرکت می‌کنند. تهاجم دولت‌های متخاصم به ایران در اسفند ماه،  نمونه‌ای بارز از این پدیده است. درحالی‌که هزینه‌های زندگی برای خانوارها در سراسر جهان افزایش یافت و بسیاری از بنگاه‌ها در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند، برخی شرکت‌ها سودهای بی‌سابقه‌ای ثبت کردند. صنعت نفت و گاز از مهم‌ترین ذی‌نفعان این وضعیت بود؛ سود شرکت BPبیش از دو برابر شد و به ۳.۲میلیارد دلار رسید، سود شِل به ۶.۹۲میلیارد دلار افزایش یافت و سود تعدیل شده توتال‌انرژیز تقریبا ۳۰درصد رشد کرد.

بانک‌های بزرگ وال‌استریت نیز از این آشفتگی بهره‌مند شدند. بازوی معاملاتی جی‌پی‌مورگان با کسب ۱۱.۶میلیارد دلار درآمد در سه‌ماه اول ۲۰۲۶، به ثبت دومین سود سه‌ماهه بزرگِ تاریخ خود کمک کرد. ۶بانک بزرگ آمریکایی در مجموع ۴۷.۴میلیارد دلار سود در سه‌ماه اول سال۲۰۲۶ گزارش کردند. صنعت دفاعی نیز از دیگر ذی‌نفعان آشکار این بحران بود؛ تنش‌ها شکاف‌های موجود در توانایی دفاع هوایی را آشکار کرد و سرمایه‌گذاری در سامانه‌های موشکی، پهپاد و تجهیزات نظامی را در سراسر اروپا و آمریکا تسریع بخشید.

 روایتی از سود و زیان در منطقه

منطقه خاورمیانه در سال‌های اخیر به کانون اصلی تنش‌های ژئوپلیتیک تبدیل شده است و تجربه کشورهای مختلف در این منطقه، شواهد ارزشمندی برای درک عمیق‌تر موضوع فراهم می‌آورد. شورای همکاری خلیج فارس (GCC) با وجود برخورداری از ذخایر مالی قابل‌توجه، از پیامدهای تهاجم به ایران در امان نمانده است. بر اساس گزارش استاندارد‌اندپورز[۲]، سودآوری تقریبا در تمام بخش‌های اقتصادی منطقه در سال۲۰۲۶ کاهش خواهد یافت. هزینه‌های بالاتر لجستیک، کاهش سرمایه‌گذاری اختیاری و کاهش حجم انتشار اوراق بدهی در بازار سرمایه از مهم‌ترین عوامل این کاهش هستند. صنایع گردشگری، هوانوردی، املاک، حمل‌ونقل و لجستیک، کالاهای مصرفی غیرضروری و انرژی بیش از سایر بخش‌ها تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

 لبنان نیز صحنه‌ای از تاثیرات ویرانگر جنگ بر کسب‌وکارها بوده است. بر اساس شواهد موجود در بیروت و جبل‌لبنان در آوریل ۲۰۲۶، ۷۷درصد از شرکت‌ها کاهش درآمد را نسبت به ماه قبل گزارش کرده‌اند و تنها ۵درصد افزایش درآمد داشته‌اند. بسیاری از شرکت‌ها با وجود کاهش شدید فعالیت و فشارهای فزاینده، به فعالیت خود ادامه داده‌اند؛ اما چشم‌انداز جذب سرمایه‌گذاری خارجی یا انجام اصلاحات ساختاری در شرایط کنونی بسیار محدود است. سوریه نیز پس از بیش از ۱۴سال جنگ داخلی، صحنه بازگشت تدریجی سرمایه‌های خارجی است؛ هرچند این بازگشت با مدیریت دقیق ریسک‌های سیاسی همراه است و به‌عنوان سرمایه‌گذاری «پرریسک و پربازده» توصیف می‌شود. تجربه تلخ شرکت لافارژ در سوریه هشداری است برای مدیران چندملیتی که فعالیت در مناطق جنگی می‌تواند وابستگی‌های خطرناکی به گروه‌های مسلح غیردولتی ایجاد کند.

 نگاهی به ایران؛ روایتی از فشار مضاعف

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر تحت تاثیر ترکیبی از تحریم‌های بین‌المللی و تنش‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای قرار داشته است. شواهد موجود نشان می‌دهد که ریسک ژئوپلیتیک از کانال‌های متعددی سودآوری بنگاه‌های ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است.

نخست، کانال ارزی: کاهش شدید ارزش ریال در پی تنش‌های نظامی، زیان‌های سنگینی برای شرکت‌های دارای تعهدات ارزی ایجاد کرده و از چند مسیر توامان (نظیر افزایش هزینه‌های تامین نهاده‌های وارداتی، زیان ناشی از  تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی، کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و افت تقاضای داخلی و افزایش ریسک‌پذیری و کاهش سرمایه‌گذاری) بر سودآوری بنگاه‌ها فشار وارد می‌کند. 

دوم، کانال تجاری و تامین مالی: محدودیت‌های بانکی و تجاری ناشی از تحریم‌ها، امکان دسترسی شرکت‌های ایرانی به بازارهای جهانی را به‌شدت محدود کرده است. شرکت‌های ایرانی در فقدان پشتوانه بانکی، ناگزیر از روش‌های جایگزین پرهزینه‌ برای خرید و فروش کالا با کشورهای خارجی استفاده می‌کنند که هزینه‌های معاملاتی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. این وضعیت، حاشیه سود بنگاه‌ها را تحت فشار قرار داده و توان رقابتی آنها را کاهش داده است. 

سوم، کانال سرمایه‌گذاری و نوآوری: تحریم‌ها علاوه بر تاثیر مستقیم بر فعالیت‌های ارزی و درآمدزایی، از طریق اثرگذاری بر شاخص‌های کلان اقتصادی، ساختار مالی بنگاه‌ها را تضعیف کرده و سرمایه‌گذاری در نوآوری را کاهش داده است. کاهش سودآوری، افت ارزش سهام و تضعیف سرمایه‌گذاری در نوآوری از پیامدهای مهم تحریم‌های اقتصادی بر عملکرد شرکت‌های بازار سرمایه بوده است. شاخص بازار سهام ایران نیز رابطه منفی معناداری با تشدید تحریم‌ها نشان داده است. 

چهارم، کانال ریسک سیستماتیک: تجربه اقتصاد ایران پس از جنگ‌های منطقه‌ای نشان داده است که نگرانی از   بی‌ثباتی، اعتماد سرمایه‌گذاران را به آینده نامطمئن می‌کند. در چنین فضایی، حتی بنگاه‌هایی که از نظر مالی سالم هستند نیز با کاهش تقاضا، افزایش هزینه‌های تامین مالی و کاهش دسترسی به منابع ارزی مواجه می‌شوند. شواهد نشان می‌دهند که در اقتصادی مانند ایران، رشد تهاجمی بدون مدیریت ریسک می‌تواند به‌سادگی شرکت را نابود کند؛ شرکتی که با بدهی سنگین توسعه پیدا می‌کند، ممکن است با کوچک‌ترین شوک ژئوپلیتیک با بحران نقدینگی مواجه شود.  آنچه از لابه‌لای اعداد و ارقام و تجربه‌های تلخ و شیرین کشورهای درگیر در بحران برمی‌آید، یک حقیقت انکارناپذیر است: ریسک ژئوپلیتیک، هرچند بیرونی می‌نماید، اما تاثیر آن درونی‌ترین لایه‌های تصمیم‌گیری بنگاه‌ها را نشانه می‌گیرد.

این شوک‌ها همچون تندبادی، درختان تنومند را هرچند به نرمی می‌خوابانند، اما نهال‌های نوپا را از ریشه برمی‌کنند. در این میان، آنچه بنگاه‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد، نه اندازه و قدمت که چگونگی زیستی با فقدان ‌اطمینان است. میزان نقدینگی، تنوع در زنجیره تامین، سرمایه‌گذاری در نوآوری و خرد جمعی در مدیریت ریسک. برای ایران امروز که روی مرزهای پرتنش ژئوپلیتیک ایستاده، این درس بیش از هر زمان دیگری کاربرد دارد. بنگاه‌هایی که در سال‌های پرالتهاب اخیر تاب آورده‌اند، نشان داده‌اند که بقا نه در انتظار آرامش که در ساختن توانایی برای تنفس در غبار بحران است. آنهایی که امروز بر ساختن ترازنامه‌های مقاوم، تنوع‌بخشیدن به بازارها و سرمایه‌گذاری بر روی نیروی انسانی انعطاف‌پذیر متمرکزند، تصویر روشن‌تری از فردا خواهند دید.

شاید تلخ‌ترین پیام این یادداشت این باشد که موج بعدی بی‌ثباتی به‌قدری به ما نزدیک است که فرصت تغییر بنیادین را نمی‌دهد، اما امیدوارکننده‌ترین پیام آن است که با هر روز تاخیر در بازاندیشی استراتژیک، هزینه انطباق‌پذیری فردا دوچندان خواهد شد. زمان، اگرچه اندک، اما هنوز برای تغییر مسیر باقی است. بیایید از این پنجره باریک فرصت برای ساختن کسب‌وکارهایی استفاده کنیم که در تقابل با توفان‌های سیاست‌زده، سکان هدایت را محکم‌تر به دست می‌گیرند. 

* عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی

 [1] Flight to Quality

[2] S&P Global Ratings