آیین بزرگداشت عباس کیارستمی در برنامه دپارتمان دیپلماسی هنری برگزار شد
سفیر بیگذرنامه فرهنگ ایران
اندیشکده دیپلماسی ملل همزمان با آغاز به کار رسمی دپارتمان دیپلماسی هنری و با همکاری موزه سینمای ایران این برنامه را برگزار کرد و سیدمحمدعلی سیدحنایی رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل با اشاره به روزهای دشوار اخیر گفت همه ما در هفتهها و ماههای اخیر شاهد بودیم که صلح، اعتماد و گفتوگو دستاوردهای بدیهی نیستند، بلکه نیازمند مراقبت، سرمایهگذاری و اراده مستمر هستند. رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل با تاکید بر اینکه دیپلماسی رسمی ستون اصلی روابط میان دولتهاست، توضیح داد: تجربه دهههای اخیر نشان داده که روابط پایدار میان ملتها تنها بر پایه توافقهای سیاسی شکل نمیگیرد. اعتماد پیش از آنکه در اتاقهای مذاکره ساخته شود، در ذهن و قلب انسانها شکل میگیرد و این همان جایی است که هنر نقش بیبدیل پیدا میکند.
هنر زبان مشترکی است که به ترجمه نیاز ندارد؛ هنر پیش از آنکه استدلال کند، ارتباط برقرار میکند و پیش از آنکه تفاوتها را برجسته سازد، انسان بودن مشترک ما را یادآوری میکند. سیدحنایی با اشاره به رویکرد کشورهای مختلف در بهرهگیری از دیپلماسی فرهنگی و هنری، گفت: امروز بسیاری از کشورها دیپلماسی هنری را نه فعالیتی حاشیهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی و قدرت نرم خود میدانند؛ قدرتی که بر الهام، احترام و شناخت متقابل استوار است، نه بر اجبار و تحریم. او افتتاح دپارتمان دیپلماسی هنری را نقطه عطفی برای اندیشکده خواند و گفت: هدف ما از تاسیس این دپارتمان، صرفا برگزاری رویدادهای فرهنگی نیست، بلکه میخواهیم بستری برای گفتوگوی مستمر دیپلماتها، هنرمندان، اندیشمندان، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی از کشورهای مختلف ایجاد کنیم. ما باور داریم که هر نمایشگاه، هر فیلم، هر قطعه موسیقی، هر اثر ادبی و هر تجربه هنری میتواند به اندازه یک گفتوگوی دیپلماتیک در کاهش فاصلهها و ساختن اعتماد موثر باشد.
در ادامه، رئیس اندیشکده درباره دلیل انتخاب کارگردانی چون عباس کیارستمی به عنوان نخستین برنامه این دپارتمان گفت: پاسخ این پرسش که چرا کیارستمی، فراتر از جایگاه سینمایی اوست. از منظر ما، او تنها یک فیلمساز بزرگ نبود؛ او روایتگری جهانی بود که انسانها فارغ از ملیت، زبان و مرزهای سیاسی میتوانستند با او ارتباط برقرار کنند. آثار او در سراسر جهان دیده شد، نه به واسطه تبلیغات دولتی، بلکه به دلیل صداقت و انسانگرایی. او افزود: اگر دیپلماسی را هنر ایجاد ارتباط بدانیم، کیارستمی یکی از موفقترین دیپلماتهای فرهنگی ایران بود؛ دیپلماتی که نه گذرنامه دیپلماتیک داشت و نه ماموریت رسمی، اما توانست تصویری انسانی، عمیق و ماندگار از ایران را بهمیلیونها نفر در جهان معرفی کند. به همین دلیل است که از او به عنوان «سفیر بدون گذرنامه» یاد میکنیم.
سیدحنایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فضای رسانهای جهان گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین رویکردی نیاز داریم. در جهانی که اخبار منفی با سرعتی شگفتآور درباره ایران منتشر میشوند، هنر میتواند روایتهای دیگری از ملتها بسازد؛ روایتهایی مبتنی بر کرامت انسانی، خلاقیت، زیبایی و امید. اگر فرهنگهای یکدیگر را بشناسیم، سوءبرداشتها کاهش مییابد و اگر سوءبرداشتها کاهش یابد، مسیر گفتوگو هموارتر خواهد شد. شاید هنر نتواند جای سیاست را بگیرد، اما میتواند گفتوگو را از بنبست نجات دهد.
سیدمحمدعلی سیدحنایی گفت: «گاهی سیاست گفتوگو را متوقف میکند، اما هنر گفتوگو را از نو آغاز میکند. گاهی مرزها انسانها را از یکدیگر دور میکند، اما فرهنگ میتواند این فاصله را پر کند. عباس کیارستمی بدون گذرنامه به قلب انسانها در جهان سفر کرد. در ادامه نوبت به بخش گفتوگو و بزرگداشت این برنامه رسید که ابراهیم حقیقی، سیفالله صمدیان، سید محمد بهشتی و شادمهر راستین به عنوان مهمانان ویژه در این بخش حضور داشتند و درباره ابعاد مختلف شخصیت هنری و سینمایی عباس کیارستمی سخن گفتند. سید محمد بهشتی مدیر اسبق بنیاد سینمایی فارابی-در سخنانی با روایت خاطرهای مفصل از سفر سال ۱۳۷۸ به عربستان، قدرت دیپلماسی فرهنگی سینمای ایران را تشریح کرد.
بهشتی با اشاره به سفر هیات فرهنگی ۶۰ نفره به عربستان گفت: در سال ۱۳۷۸ من همراه هیاتی سفری به عربستان داشتم. آنجا ملاقاتی داشتیم با آقای سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان. هیاتی بودیم ۶۰ نفر ه و سرپرست هیاتمان که معاون وزارت خارجه بود، فرد به فرد همه را معرفی کرد. وقتی که رسید به من توضیح داد که ایشان در سینمای ایران هم نقش داشتهاند. یک دفعه وزیر خارجه عربستان به فیلم «طعم گیلاس» اشاره کرد. قرار ملاقاتمان ۲۰ دقیقه بود اما چهار ساعت طول کشید. چهار ساعت من توضیح میدادم در سینما چه کاری کردیم و بهانهاش هم عباس کیارستمی بود. یعنی وقتی میگوییم دیپلماسی فرهنگی یا دیپلماسی هنری، مصداقش این است.
بهشتی گفت: وزیر خارجه عربستان توضیح میداد که من از سینمای آمریکا متنفرم و به همین دلیل اصلا تلویزیون نگاه نمیکنم ولی کنجکاوم که فیلمهای ایرانی را ببینم. او گفت: وقتی جلسه ما تمام شد و خواستیم سوار آسانسور شویم نماینده وزیر خارجه عربستان سراسیمه خودش را به ما رساند و گفت آقای وزیر گفتند فیلمها یادتان نرود. بهشتی گفت: بعد از برگشت یک روز در تهران از وزارت خارجه زنگ زدند و خبر دادند که سفیر عربستان پیگیر فیلم ایرانی است. من اصلا آن موقع مسوولیتی در سینما نداشتم.زنگ زدم بنیاد فارابی و یک بسته فیلم ایرانی ارسال کردیم. او گفت: منظورم از این خاطره گویی این بود که بگویم سینما چقدر کنجکاویبرانگیز است و خواستنی. سینما خیلی لازم نیست پر هزینه باشد، لازم نیست از تکنولوژی خیلی پیچیده برخوردار باشد، میتوانیم خیلی ساده فیلم بسازیم، همانطور که کیارستمی این کار را میکرد. ابراهیم حقیقی عکاس و کارگردان سینما نیز در سخنانی به واکاوی نشانهها و مولفههای انسانی و بصری در آثار عباس کیارستمی پرداخت و با اشاره به فیلمهای شاخص این کارگردان فقید، بر ظرافتهای روابط انسانی، همیاری و پرسشگری کودکانه در سینمای او تاکید کرد. در بخش دیگری از این مراسم سیفالله صمدیان عکاس در سخنانی به قدرت «دیدن» به جای «نگاه کردن» در آثار عباس کیارستمی پرداخت و با اشاره به نگاه کودکانه کیارستمی، سینمای ایران را چشمهای تازهکشفشده دانست که با وجود آسیبهای تاریخی، تازه دارد خود را برای روایتهای خاص آماده میکند.
صمدیان گفت: کیارستمی عینا و تماما کودک درونش در تمام لحظههای زندگیش مشغول بود. ایشان کشف کرده بود، میدید مثل کودکان، میدید مثل بچههایی که برای اولین بار اتفاقات جهان را میبینند، یعنی اعجاب، شگفتی و فرورفتگی را در آن موضوع کاملا پیاده میکرد. او با تاکید بر تازگی و عمق سینمای ایران افزود: باورتان میشود این چشمه یعنی سینما ایران تازه کشف شده است. در بخش پایانی شادمهر راستین فیلمنامهنویس سینما گفت در نظریه ارتباط تماشاچی با فیلم، اینگونه است که تماشاچی باید با شخصیتهای فیلم ارتباط برقرار کند اما در آثار کیارستمی مخاطب با تماشای فیلم با خودش ارتباط برقرار میکند.