۵ نکته از «برایان هریوت» درباره آزادی زمانی
کتاب آزادی زمانی، جایگزینی عملیتر برای چند دهه صبر کردن تا زمان بازنشستگی پیشنهاد میدهد. طبق این کتاب، ما میتوانیم از طریق کار انعطافپذیر و معنادار به همراه پسانداز و سرمایهگذاری هوشمندانه، بسیار زودتر از بازنشستگی بر زمان خود کنترل یابیم، مرخصیهای طولانیتری بگیریم و با این حال لازم نباشد از کار مورد علاقه خود دست بکشیم یا آینده مالیمان را به خطر بیندازیم.
۱- تعطیلات تابستانی فقط برای آموزگاران نیست
علاقه من به تابستان از خاطرات کودکیام ریشه میگیرد که تعطیلات خود را در کلبه پدربزرگ و مادربزرگم در کنار دریاچه سنت جرمن بزرگ در ایالت ویسکانسین میگذراندم. ما ساعتها صرف پیادهروی، شنا، ماهیگیری و هیجانانگیزتر از همه، اسکی روی آب میکردیم. هنوز خاطرات آن روزهای خوش در کنار پدربزرگ و مادربزرگ و عمو و عمهزادههایم را پیش چشمان خود میبینم.
از همان زمان، هدف زندگی من یافتن راهی برای تعطیل بودن در تابستانها بوده است. آزادی زمانی، پاسخی بود که بالاخره به آن رسیدم. من انتخاب کردهام که زندگیام را به شکلی تنظیم کنم که دورههایی را به کار شدید بپردازم و دورههای دیگر را تعطیلاتی طولانی داشته باشم (این تعطیلات برای من تابستان است). دلیلش آن است که هم کار و هم تعطیلات برایم مهم هستند. این شیوه نامتداول زندگی بر اساس آزادی زمانی است. من بر این باور هستم که اگر تصمیمات زندگی ما بر اساس آزادی گرفته شوند (و نه فقط ثروت خالی)، برای بسیاری از ما امکان تعطیل کردن تابستان یا داشتن هر نوع تقویم فصلی دلخواه دیگر وجود دارد.
۲- آزادی مالی برای بیشتر مردم بسیار کند است
من و همسرم، هر دو 43 سال داریم و از اوایل بیست و چند سالگی خود پسانداز و سرمایهگذاری کردهایم. در آوریل 2020 و میانه همهگیری کرونا که بازارها سقوط کرد، 35 درصد از ارزش سبد سرمایهگذاری ما از دست رفت. آن زمان به بازنگری در برنامه مالی خود پرداختیم و متوجه شدیم که هنوز با «آزادی مالی» واقعی 20 سال فاصله داریم. اما مساله واقعی این بود که تصور بازنشستگی، دراز کشیدن در ساحل و هیچگاه کار نکردن برایم جذابیتی نداشت. من کار خود را دوست دارم و میخواهم فرصت ورود و خروج از آن را داشته باشم. همسرم کلیر از من پرسید که چرا هماکنون این کار را نکنیم. با آنکه نمیتوانستیم بلافاصله سبک زندگی جدید خود را شروع کنیم، با بررسی دقیق متوجه شدم که پس از سه سال برنامهریزی و سرمایهگذاری میتوانیم 9 ماه به شدت کار کنیم و 3 ماه تابستان را تعطیل باشیم. اکنون بر این باور هستیم که اگر هدف نهایی ما، آزادی زمانی است، باید ابتدا (و شاید از هماکنون) به دنبال آن باشیم و اجازه دهیم آزادی مالی در پسزمینه و به طور طبیعی بروز کند.
۳- کار طولانی آزادیبخشتر از بازنشستگی پیش از موعد است
مشاوران مالی با افراد بسیاری درباره برنامههای بازنشستگیشان صحبت میکنند. ما چیزی میدانیم که بسیاری از مردم نمیدانند. کسانی که وسع مالی بازنشستگی ندارند، حاضرند هر کاری بکنند که در کوتاهترین زمان ممکن بازنشسته شوند. برعکس آن و جالب اینکه کسانی که وسع مالی بازنشستگی دارند، اغلب عجلهای برای آن ندارند. چرا؟
به مرور زمان، برخی مردم قادر بودهاند کار خود را به شکلی لذتبخش، سودآور و انعطافپذیر درآورند. برای آنها، کار کردن فقط برای کسب پول نیست. زمانی که شغل شما لذتبخش باشد، پاداش درونی از آن میگیرید. در این صورت، برای شما وجهه اجتماعی، جایگاه، ساختار و حس هدفمندی به ارمغان میآورد. اگر بتوانید از طریق کار به تمام این موارد برسید، تمایلی به کار نکردن نخواهید داشت. هدف از آزادی زمانی نیز، یافتن چنین کار و برنامه کاری پرباری است.
۴- معجزه زمانی اتفاق میافتد که پول و کار شما همراستا باشند
دستیابی به آزادی زمانی نیازمند تغییرات شدید و قهرمانانه نیست، بلکه نیازمند یک توازن است. من گاهی به موکلان خود میگویم: فرض کنید که مشاور مالی شما و راهنمای کسب و کارتان از طرف شما شروع به همکاری با یکدیگر میکنند.
برای درک بهتر آزادی زمانی و مالی همزمان، ما از قانونی به نام قانون 4 درصد استفاده میکنیم. طبق این قانون، هزینههای یک سال زندگی شما نباید از 4 درصد سبد سرمایهگذاریتان بیشتر شود. طبق قانونی دیگر، زمانی در تعادل هستید که درآمدهای ناشی از سرمایهگذاری به اضافه کار انعطافپذیر شما، بتواند تمام هزینههای زندگیتان را پوشش دهد. اگر فعلا چنین تعادلی ندارید، یا باید هزینههای خود را کاهش دهید یا یکی از دو منبع درآمد خود را افزایش دهید.
۵- آزادی زمانی فرصتی برای تفکر بزرگتر است
تجربه من نشان میدهد افرادی که به آزادی زمانی میرسند، به یک رفاه و آرامش ساکن دست نیافتهاند، بلکه شروعی جدید در زندگی خود تجربه میکنند. آزادی و فراغت به آنها کمک میکند مسائل را از جنبهای بالاتر مشاهده کنند، افکار بزرگتری پرورش دهند و شاید به ایدههای خلاقانهتری برسند که زندگی خودشان و دیگران را بهبود دهد.
منبع: Fast Company