شماره روزنامه ۶۵۷۸
|

«دنیای‌ اقتصاد» تحلیل کرد؛

شکاف میان درآمد خانوارها و هزینه تامین اقلام ضروری در سال‌های اخیر عمیق‌تر شده است. هزینه خرید تنها چهار قلم کالای اساسی خانگی به حدود ۳۷۵ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی معادل ۳۶برابر حداقل دستمزد ماهانه در سال ۱۴۰۴. 

ایالات‌متحده به سقف قدرت تحریم‌ها برای هدف قرار دادن اقتصاد ایران رسیده است

دنیای اقتصاد: دولت ترامپ بیش از یک ماه پیش کارزار «خشم اقتصادی» را برای فلج کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم‌ها آغاز کرد. اما تاکنون ایران تسلیم نشده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اوایل این هفته متحدان واشنگتن را ترغیب کرد که به کارزار فشار اقتصادی آمریکا بپیوندند؛ کارزاری که دولت آمریکا…

اخبار سیاست گذاری روزنامه شماره ۶۵۷۸

    دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
  • سنوات ارفاقی، چگونه منابع دولت را درگیر می‌کند؟

    روزنامه شماره ۶۵۷۸

    پیامد تخفیف سن بازنشستگی

    درحالی‌که سن بازنشستگی اخیرا مورد بازبینی قرار گرفته و طبق مصوبه‌های جدید به ۶۲سال افزایش یافته، همچنان بازنشستگان در سنین پایین‌تر بازنشسته می‌شوند. پایین بودن سن بازنشستگی موثر، عمدتا ریشه در بازنشستگی‌های پیش از موعد و سنوات ارفاقی کارکنان دارد؛ امری که بار مالی قابل‌توجهی را بر منابع عمومی تحمیل می‌کند.
  • چرا آمار تورم اردیبهشت اعلام نمی‌شود؟

    دنیای اقتصاد: مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، دو نهاد منتشر کننده آمارهای تورم، با گذشت ۱۰روز از پایان ماه اردیبهشت هنوز آمارهای تورم این ماه را منتشر نکرده‌اند، این در حالی است که آمارهای تورمی در ماه‌های اخیر و در طول دوران جنگ، قبل از گذشت این مدت اعلام می‌شد. رئیس مرکز آمار ایران، پیش از این، در پاسخ به سوال خبرنگار «دنیای اقتصاد» در رابطه با علت وقفه در اعلام آمارهای تورمی اعلام کرده بود این نهاد، در هفته نخست هر ماه، آمار تورم ماه پیشین را منتشر می‌کند با این حال، تورم اردیبهشت ماه با گذشت ۱۰روز از پایان این ماه هنوز اعلام نشده است. واحد اطلاع‌رسانی آماری مرکز آمار ایران در رابطه با علت به تعویق افتادن انتشار آمار تورم توضیحی نداد. مدت‌ها است که برخی سیاستگذاران تصور می‌کنند با به تعویق انداختن انتشار آمارهای تورم، می‌توان انتظارات تورمی را بهتر کنترل کرد. با این حال، اقتصاددانان معتقدند عدم انتشار آمارهای تورمی کمک عمده‌ای به کنترل انتظارات تورمی نمی‌کند و در بلندمدت به شهرت نهادهای آماری آسیب می‌زند.
  • بانکداری در شرایط جنگ

    اساسا بانکداری در شرایط جنگ از حالت عادی و در قالب یک فعالیت واسطه‌گری وجوه و ارائه خدمات بانکی به مشتریان به یک زیرساخت کلیدی برای حیات اقتصاد کشور تبدیل می‌شود و مدیریت ریسک‌ها بیش از پیش اهمیت یافته و لذا تمرکز بر مشتریان، ثبات و دوام ارائه خدمات در اولویت قرار می‌گیرد.
  • از دل یک بحران می‌توان فرصتی برای اصلاحات یافت؟

    روزنامه شماره ۶۵۷۸

    ایده بازسازی ایران

    بعد از وقوع جنگ‌ها، مهم‌ترین پرسش پیش روی ملت‌ها چگونگی ساختن آینده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که دوره‌های پس از بحران، اگر با نگاه توسعه‌محور همراه شوند، می‌توانند به نقطه آغاز اصلاحاتی تبدیل شوند که در شرایط عادی، سال‌ها به تعویق می‌افتند. ایران نیز امروز در برابر این پرسش قرار دارد که آیا بازسازی به معنای بازگشت به سیاست‌های پیشین است یا فرصتی جدید برای بازنگری در مهم‌ترین سازوکارهای تصمیم‌گیری کشور است؟ پاسخ به این پرسش، صرفا در بازسازی ساختمان‌ها، جاده‌ها و تاسیسات خلاصه نمی‌شود، بازسازی زمانی معنا پیدا می‌کند که به فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، بهبود نظام برنامه‌ریزی، افزایش بهره‌وری، تقویت سرمایه انسانی، اصلاح ناترازی‌ها و بازتعریف اولویت‌های توسعه تبدیل شود. در شرایطی که منابع محدود و نیازها گسترده است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که تصمیم‌ها دقیق‌تر، سنجش‌پذیرتر و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی اتخاذ شوند.  «دنیای‌اقتصاد» در تلاش برای پاسخ به این پرسش بنیادین است؛ چگونه می‌توان از دل یک بحران، فرصتی برای اصلاحات یافت؟
  • آمایش سرزمین در ایران

    آمایش سرزمین در ایران، با وجود پیشینه نسبتا طولانی در ادبیات برنامه‌ریزی، عملا نتوانسته به یک ابزار موثر در سیاستگذاری تبدیل شود. اگرچه از دهه۱۳۵۰ به بعد ساختارهایی برای آن در نهادهایی مانند سازمان برنامه شکل گرفته، اما در عمل تصمیمات کلان توسعه‌ای کشور غالبا خارج از چارچوب آمایش اتخاذ شده‌اند. این گسست میان دانش و عمل، پیامدهای قابل‌توجهی، از جمله توسعه نامتوازن منطقه‌ای، تخریب منابع طبیعی و کاهش کارآیی سرمایه‌گذاری‌های کلان به همراه داشته است.
  • تصمیم حکومت برای ساختن آینده

    در ادبیات توسعه، برخی کشورها مسیر رشد خود را نه بر اساس روندهای طبیعی بازار، بلکه حداقل بر پایه نوعی طراحی آگاهانه طی کرده‌اند؛ الگویی که می‌توان آن را توسعه مهندسی‌شده نامید. در این مدل، توسعه صرفا محصول خودجوش سرمایه‌گذاری خصوصی یا تحولات تدریجی اجتماعی نیست، بلکه حاصل مداخله هدفمند دولت، طراحی نهادی، برنامه‌ریزی بلندمدت و هماهنگی میان بخش‌های مختلف اقتصاد است. دولت در چنین ساختاری نه یک بازیگر منفعل، بلکه معمار توسعه محسوب می‌شود.
  • توسعه ساختنی‌ست نه نوشتنی

    تاریخ توسعه در ایران، تاریخ کشمکش میان آرزوهای بزرگ و ناتوانی نهادی است. از دهه ۱۳۲۰ تا سند چشم‌انداز ۱۴۰۴، اسناد و برنامه‌های متعددی نوشته شد که ایرانِ توسعه‌یافته را ترسیم می‌کردند، اما در عمل کمتر به واقعیت تبدیل شدند. مساله اصلی نه ضعف نظری، بلکه نبود تبدیل توسعه به یک پروژه نهادمند و مستمر بوده است.
  • ظرفیت دولت مهم‌تر از اندازه دولت

    در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، دولت‌ها معمولا با مجموعه‌ای از اهداف سیاسی، امنیتی، ایدئولوژیک و اجتماعی مواجه‌اند و اغلب نیز منابع محدودی برای تحقق هم‌زمان همه این اهداف دارند. اما تجربه تاریخی برخی کشورها نشان می‌دهد که نقطه آغاز جهش اقتصادی، نه صرفا منابع طبیعی، نه جغرافیا و نه حتی صرفا دموکراسی، بلکه یک انتخاب سیاسی مشخص بوده است: انتخاب توسعه به‌عنوان اولویت اصلی حکومت. این همان نقطه‌ای است که مفهوم دولت توسعه‌گرا شکل می‌گیرد.
  • بررسی وضعیت رشته‌فعالیت‌های صنعتی کشور

    روزنامه شماره ۶۵۷۸

    نه بن‌بست، نه معجزه

    جنگ‎‌ها تمام می‌شوند اما خرابی‌های ناشی از جنگ ممکن است سال‌ها کشورها را درگیر خود کند. کشور ما در سالی که گذشت، دو جنگ تحمیل‌شده به خود دید. جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه. دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان سال گذشته در میزگردی که در مجموعه دنیای اقتصاد برگزار شد تاکید کرده بود: «در اقتصاد نه بن‌بست وجود دارد و نه معجزه» این جمله احتمالا بدان معنا است که اقتصاد ذاتا راه خود را باز می‌کند، به شرط آنکه رویکردهای سازگار و تصمیم‌های پایدار اتخاذ شود. سیاستگذاران باید با تصمیم‌گیری‌ فراستمندانه سعی کنند راهی در بن‌بست‌ها بگشایند؛ چراکه در غیر این صورت، معجزه‌های اقتصادی به خودی خود رخ نمی‌دهد.
  • حل مساله ایران؛ از رویا تا واقعیت

    حل مساله ایران، برخلاف آنچه گاهی تصور می‌شود، هرچند پیچیده و سخت اما دست‌یافتنی است. شاید همین گزاره ابتدایی باعث شود بسیاری در دانش اقتصاد نگارنده تردید کنند؛ چرا که سال‌هاست درباره بحران‌های انباشته کشور چنان سخن گفته‌ شده است که گویی ایران به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت رسیده است. اما واقعیت این است که مساله ایران، بیش از آنکه حل‌نشدنی باشد، قربانی انکار واقعیت‌ها و فقدان نگاه جامع شده است. تا زمانی که به جای مواجهه با واقعیت‌های تلخ به نسخه‌های شعاری و رویاپردازانه پناه ببریم، تغییری رخ نخواهد داد.
  • فراتر از بازسازی

    جنگ‌ها گاهی آینه‌ای در برابر کشورها قرار می‌دهند تا فاصله میان آنچه هستند و آنچه می‌توانند باشند را ببینند. در چنین لحظاتی، مهم‌ترین پرسش نه چگونگی جبران خسارت‌ها، بلکه چگونگی ساختن آینده است. ایران امروز در یکی از همین بزنگاه‌ها قرار گرفته است. کشوری که پیش از دو جنگ تحمیلی نیز با مجموعه‌ای از چالش‌های انباشته اقتصادی، نهادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مواجه بود و اکنون در برابر پرسشی بزرگ قرار دارد: آیا بازسازی به معنای بازگشت به وضعیت پیشین است یا فرصتی برای بازنگری در مسیر توسعه و اصلاح برخی از مهم‌ترین سازوکارهای تصمیم‌گیری کشور؟ پاسخ به این پرسش، صرفا در بازسازی ساختمان‌ها، جاده‌ها و تاسیسات خلاصه نمی‌شود. بازسازی زمانی معنا پیدا می‌کند که به فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، بهبود نظام برنامه‌ریزی، افزایش بهره‌وری، تقویت سرمایه انسانی، اصلاح ناترازی‌ها و بازتعریف اولویت‌های توسعه تبدیل شود.
۱