اقتصادها در تنگنای تنگه
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، دکتر مهرداد سپهوند در یادداشتی نوشت: تنگه هرمز یکی از حیاتی ترین گلوگاههای انرژی جهان است. حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت از این تنگهها می گذرد. حدودا همین میزان سهم این تنگه از تجارت جهانی ال ان جی است. بسته شدن تنگه هرمز بر بلوکهای اقتصادی اثرات نامتقارنی دارد. ما در این مقاله بنا داریم تا به انگیزه های محتمل آمریکا از تهاجم به ایران رمزگشایی کنیم شروع بحث ما از آنجاست که با توجه به اهمیت این تنگه فرض انجام تحرکات سیاسی و نظامی توسط آمریکا در این منطقه بدون توجه به پیآمدهای آن بسیار دور از ذهن می نماید. اما چگونه میشود این تحرکات را رمز گشایی کرد و نیاتی که پشت آنها هست را آشکار ساخت فراتر از آن به این مهم خواهیم پرداخت که با توجه به استراتژی آمریکا در این جنگ چه سیاستی از طرف ایران توصیه می شود؟
نخستین سرنخ برای رمزگشایی از رفتار کشورهای مختلف درک تاثیر پذیری بلوکهای اقتصادی جهان از مخاطرات تجارت انرژی از این تنگه است واقعیت آن است که در طول ده سال گذشته سهم این منطقه در عرضه انرژی برای کشور آمریکا تا یک سوم کاهش داشته است و از حدود ۱.۵ میلیون بشکه به ۴۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است توجه داشته باشید که با توجه به نقش ناچیز ال ان جی این مقدار عمدتا شامل نفت خام سنگین بوده که جایگزین مناسب برای آن نفت و نزوئلاست. در همین دوره سهم نفت و میعانات گازی که از این منطقه عبور میکند از کل مصرف انرژی اتحادیه اروپا و چین به ترتیب ۵۰ و ۳۴ درصد افزایش داشته است. جالب تر آن که آمریکا قبل از حمله به ایران اولا با انجام تغییرات سیاسی در ونزوئلا امکان دسترسی به نفت ونزوئلا را تقریبا به میزانی که برای جایگزینی نفت خلیج فارس لازم بود فراهم ساخت همچنین با افزایش واردات نفت از کانادا و مکزیک که از سال ۲۰۲۴ بی سابقه بوده و تکیه بر ذخائر خود یک سپر نسبی در مقابل شوک ناشی از جنگ برای خود ایجاد کرده بود.
با گذاشتن این واقعیات در کنار هم ما به یک فرضیه قابل تامل میرسیم این ادعا که انگیزه ورود آمریکا به جنگ با ایران علاوه بر همراهی با اسرائیل جهت از بین بردن توانمندیهای هسته ای و موشکی ایران ممکن است تضعیف بلوکهای اقتصادی رقیب باشد. بدیهی است در توضیح انگیزه ها و رفتار ایالات متحده و قمار بزرگی که در این منطقه مهم کرده است نباید صرفا بر روی یک عامل منفرد تکیه کرد و باید جوانب مختلف کار را دید با همین منطق بعید به نظر میرسد که آمریکا قبل از حمله به ایران مسئله بسته شدن تنگه هرمز و توقف رفت و آمد کشتیهای نفتی از این تنگه و تاثیرات مهم این همه را بر اقتصاد جهانی در محاسبات خود نیآورده باشد. واقعیت آن است که بسته شدن تنگه مترادف با حذف حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز نفت و ۱۴۰ میلیارد متر مکعب گاز از بازار جهانی است. این امر هر چند در کوتاه مدت ممکن است با گشایشهایی در اینجا و آنجا قابل مدیریت باشد اما در میان مدت می تواند موجب شوکی فراتر از بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ به اقتصاد جهانی شود. البته اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد. در آن زمان شوک بازار انرژی عمدتا از جنس قیمت بود حال آن که در شرایط حاضر شوک قیمتی و کاهش عرضه با افت شدید تولید نفت همراه شده است. این امر به دلیل محدودیت گنجایش مخازن کشورهای تولید کننده و نا اطمینانی ناشی از شرایط جنگی در کشورهای نفت خیز بوجود آمده است.
کانال های اثرگذاری بسته شدن تنگه هرمز برای همه کشورها اگر چه شامل کانال مقداری و قیمتی میباشد اما وزن هر یک از این کانال برای هر یک از کشورها متفاوت است برای آمریکا کانال انتقال اثر عمدتا از جنس قیمت است اما با توجه به سهم حدود ۲ درصدی هزینه سوخت در سبد مصرف خانوار آمریکایی افزایش حدود ۳۰ و حتی ۵۰ درصدی درصدی قیمت ها چندان تاتیری بر وضعیت رفاهی خانوار آمریکایی نخواهد داشت برای تولید کنندگان آمریکایی نه فقط تامین انرژی فراهم است بلکه آنها شاهد افزایش صادرات در حوزه انرژی در کوتاه مدت و افزایش درآمد صادر کنندکان خود بوده اند. شایان ذکر است که مقصد صاردات ۴.۶ میلیون بشکه ای آمریکا عمدتا اروپا است. این صادرات موضوع قرارداد مهم تورن بری Turnberry است که در میانه سال گذشته میلادی بین ایالات متحده و اروپا برای رفع کسری تجاری دو کشور به امضا رسید و طی این قرارداد صارادات کالاهای آمریکایی از تعرفه تقریبا صفر درصد بهره مند میشوند در حالی که آمریکا سطح تعرفه ۱۵ درصدی را بر روی کالاهای واراد شده از اروپا اعمال می کند.
تا قبل از جنگ اخیر اروپا به بهانه طرح ادعای آمریکا درباره گرینلند از اجرای قرارداد طفره رفته بود اما میانه ماه مارس امسال و پس از به خطر افتادن جریان صادرات انرژی از خلیج فارس اروپا سراسیمه این قرارداد که درآمد ۷۵۰ میلیارد دلاری را تا سال ۲۰۲۸ برای آمریکا تضمین میکند نهایتا تایید و به اجرا گذاشت.
هر چند حساسیت آمریکا به جهش قیمت نفت پس از عبور آن از قیمت ۱۰۰ دلار در هر بشکه و صدور مجوز برای روسیه و ایران که تحت تحریم نفتی قرار داشتند تا آزادانه نفت موجود خود را بر روی آب آزادانه در بازارها به فروش برسانند تا حدودی نشان از سرآسیمگی آمریکا از پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز داشت اما نباید این امر سبب تفسیر اغراق آمیزی از این رخداد گردد و آن را یکسر پای غافلگیری آمریکا از سیر حوادث گذاشت. از آنجا که اطلاعات دقیقی از موضوعات مطرح شده در مذاکرات ترامپ و پوتین قبل از حمله به ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶ در دست نداریم بنا نداریم در این باره گمانه زنی کنیم اما حداقل می دانیم آنچنان که خود اعتراف کرده اند این مذاکرات بر محور ایران و اکراین بوده است. همچنین این را هم میدانیم که ترامپ قبل از شروع جنگ بی پرده تلاش برای کاهش محدودیتهای تحریمی بر صادرات نفت روسیه را آغاز کرده بود لذا نمی توان کاهش این محدودیت ها را رخدادی غیر منتظره حداقل برای آمریکا به حساب آورد.
برای چین و اروپا فراتر از قیمتها تاثیر بسته شدن تنگه از کانال مقدار و نوسانات عرضه منتقل خواهد شد. از این کانال علاوه بر شوک هزینه ها اختلال در زنجیره تامین و به تبع آن کاهش اعتماد تولید کنندگان و انگیزه سرمایه گذاری را شاهد خواهیم بود. هم اکنون در جامعه اروپا اثرات شوک صنعتی و شوک اعتماد ظاهر شده است رویترز گزارش میدهد جنگ ایران ضربه ای تازه به قلب صنعتی اروپا وارد کرده و صنایع انرژی بر مثل ،شیمی پلاستیک فولاد آلمان در وضعیت بحران کامل قرار گرفته اند. هم زمان شاخص اعتماد مصرف کننده منطقه یورو در مارس از ۱۲.۳ به ۱۶.۳ سقوط کرده است این که یکی از بزرگترین افتها از زمان همه گیری کرونا و شوک جنگ روسیه و اوکراین است سبب شده تا تحلیلگران از رشد نزدیک به رکود یا رکود خفیف در دو فصل آینده سخن بگویند بازارها نیز شروع به قیمت گذاری برای افزایش نرخ بهره بانک مرکزی اروپا کرده اند و بر این اساس، گلدمن ساکس رشد منطقه یورو برای ۲۰۲۶ از ۱.۴ درصد پیش از جنگ به حدود ۰.۷ درصد کاهش داده است.
آثار بسته شدن تنگه و اختلال در جریان انرژی در چین و دیگر کشورهای آسیایی اگر چه نه به یک میزان روز به روز بیشتر حس می شود فراموش نکنیم که با وجود وابستگی بیش از ۵۰ درصدی اغلب اقتصادهای آسیایی به صادرات انرژی از تنگه هرمز این وابستگی برای چین زیر ۳۵ درصد است. با این وجود در چین دولت ناچار شده رشد قیمت خرده فروشی بنزین و دیزل را مهار کند و افزایش رسمی قیمتها را در حدود نصف سطحی نگه دارد که مکانیزم عادی قیمت گذاری ایجاب میکرد صادرات بنزین از چین ممنوع شده است. بنا بر گزارش رویترز گلدمن ساکس در پی شوک جنگ خلیج فارس رشد سه ماهه دوم چین را پایین تر آورده و برآورد تورم را بالا برده است در دیگر کشورهای آسیایی هم پالایشگران به دلیل نااطمینانی درباره خوراک خاورمیانه تولید را پایین آورده اند، صادرات سوخت کره جنوبی حدوداً نصف شده و هند نیز با کاهش صادرات بنزین روبه رو شده است.
پس از تشریح پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در جریان انرژی برای کشورهای مختلف به این پرسش مهم می رسیم که پاسخ مناسب به چنین استراتژی از طرف ایران چه میتواند باشد؟ اینجا از بحث درباره درستی یا نادرستی تصمیمات گذشته ایران در عرصه سیاست خارجی در میگذریم و تنها بر وضعیت کنونی تمرکز میکنیم با توجه به آنچه در بالا گفته شد و نظر به نامتقارن بودن اثرات اختلال در جریان انرژی رفتار همگون ایران با همه کشورها بستن تنگه برای همه کشورها سیاست مطلوبی از طرف ایران نخواهد بود .
چنین سیاستی به آمریکا اجازه میدهد نه تنها از ثمرات آن بهره مند گردد بلکه زمینه را برای تنها ماندن ایران در یک سوی معادلات سیاسی در برابر همه کشورها و ایجاد اجماع علیه ایران را تقویت میکند با توجه به مخالفت چین با مداخلات آمریکا در منطقه و همچنین برکنار ماندن کشورهای اروپایی از همراهی با حمله ترامپ تا زمان نگارش این تحلیل توصیه میشود ایران نیز متقابلا سیاستی نا متقارن را در برخورد با جریان عبور و مرور کشتی ها اتخاذ نماید ایران میتواند محدودیت عبور و مرور را تنها برای آن دسته مشتریانی اعمال نماید که به طور مستقیم محصولات خود را در اختیار شرکتهای آمریکایی قرار میدهند و مابقی را از استفاده از تنگه مجاز اعلام نماید.
این تصور که که مداخلات فعال و گسترده در این تنگه بتواند ایجاد کننده یک بحران غیر قابل مهار برای اقتصاد بین الملل و به ویژه آمریکا باشد و یا آن که بتوان با ادامه حضور گسترده و بستن کامل آن زمینه را برای تغییر نظام حقوقی حاکم بر این تنگه و ایفای نقشی متفاوت برای ایران فراهم کرد نقشی که سودمند باشد و بتواند در بلند مدت دوام بیاورد غیر واقع بینانه است.