مدلهای زبانی بزرگ چگونه به کسب و کارها برای افزایش بهرهوری و کاهش هزینه کمک میکنند؟
فرصت بزرگ AI برای کارآفرینان
با سریعتر و پیشرفتهتر شدن ابزارهای هوش مصنوعی، این رویکرد را بیش از پیش مشاهده کردهام. با ظهور پیشرفتهای جدید و شکلگیری فرصتهای تازه برای کارآفرینان، استفاده راهبردی از مدلهای زبانی بزرگ (LLM) برای کسانی که میخواهند در خط مقدم حوزه فعالیت خود باقی بمانند، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
یکی از جذابترین فرصتها برای کارآفرینان، ظهور راهکارهای پیشرفتهتر آموزش مدلهای هوش مصنوعی است که به کسب و کارها امکان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی اختصاصی و قابلتوسعه خود را راحتتر بسازند. در آژانس بازاریابی خودم، متوجه شدهایم که راهکارهای سفارشی مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ بسیار موثرتر و دقیقتر از استفاده از یک مدل زبانی عمومی هستند، زیرا مدلهای عمومی به دادههای اختصاصی ما دسترسی ندارند. البته ساخت یک مدل زبانی اختصاصی کار سادهای نیست.
بر اساس پژوهشهای شرکت ۰G Labs، روشهای پیشرفته آموزش غیرمتمرکز هوش مصنوعی، مانند DiLoCoX، میتوانند مدلها را تا ۳۵۷ برابر سریعتر از راهکارهای قبلی آموزش غیرمتمرکز آموزش دهند؛ حتی در مورد مدلهای بزرگی که بیش از ۱۰۰میلیارد پارامتر دارند.
این پیشرفتها با فراهم کردن امکان توسعه و مقیاسدهی مدلهای زبانی بزرگ روی شبکههایی با سرعتی در حد یک گیگابایت، به کارآفرینان اجازه میدهند حتی بدون دسترسی به مراکز داده یا دیگر زیرساختهای بزرگ تکنولوژی، مدلهای زبانی اختصاصی خود را برای استفاده داخلی، با سرعت بیشتری توسعه دهند.
برای کارآفرینان، این تحول فرصتی مهم است تا از مدلهای زبانی بزرگ عمومی و متعلق به شرکتهای دیگر فاصله بگیرند و بهجای آن، مدلهایی بسازند که دقیقا متناسب با نیازهای کسب و کار خودشان طراحی شده باشند.
چنین ابزارهایی با یادگیری از دادههای داخلی شرکت میتوانند توصیههای شخصیسازیشدهتر و پشتیبانی استراتژیک بهتری در زمینههایی مانند برنامهریزی مالی، پیشبینی فروش و دیگر فعالیتهای مهم ارائه دهند.
اینها دقیقا همان بینشهایی هستند که من در توسعه و گسترش کمپینهای بازاریابی بیشترین بهره را از آنها بردهام.
البته برای استفاده از این پیشرفتها، کارآفرینان ابتدا باید مطمئن شوند که دادههایشان آماده استفاده برای هوش مصنوعی است. شرکت گارتنر پیشبینی کرده که تا سال ۲۰۲۶، ممکن است ۶۰ درصد پروژههای هوش مصنوعی صرفا به این دلیل متوقف شوند که شرکتها دادههای مناسب برای استفاده از هوش مصنوعی در اختیار ندارند. بنابراین، از بین بردن جزیرههای جدا از هم داده و یکپارچهسازی اطلاعات، نخستین گام مهم برای بهرهگیری واقعی از پیشرفتهای هوش مصنوعی است.
این یعنی ما باید راههایی برای همکاری با مشتریان و از میان برداشتن این موانع پیدا کنیم؛ البته به شکلی که همچنان الزامات و مقررات مربوط به انطباق رعایت شود. در نهایت، هدف این است که بتوان خدمات و نتایج بهتری برای مشتریان ارائه کرد.
تمرکز بر افزایش ظرفیت
تا اینجا، کارآفرینانی که بیشترین موفقیت را در استفاده از هوش مصنوعی به دست آوردهاند، تمرکزشان بر جایگزین کردن کارکنان نبوده است. در عوض، آنها بیشتر تلاش کردهاند ظرفیت تیم و کل سازمان خود را افزایش دهند. حتی با وجود تکنولوژی، همچنان این تیم ماست که مهمترین نقطه قوت کسب و کارمان محسوب میشود.
برای این کار باید تواناییها و محدودیتهای مشخص هوش مصنوعی را بهخوبی شناخت. حتی با پیشرفت سریع مدلهای زبانی بزرگ، در وظایفی مانند تشخیص الگوها، پردازش دادهها و خودکارسازی یا سادهسازی کارهای تکراری، هوش مصنوعی همچنان بیشترین کارآیی را دارد. این ابزارها اغلب میتوانند با ارائه پیشبینیها، فرآیند تصمیمگیری را سادهتر کنند، اما در نهایت نمیتوانند بهطور کامل جایگزین تیمهای انسانی شوند.
در عوض، کارآفرینان باید از مزایای هوش مصنوعی در کنار تفکر انتقادی، خلاقیت و سازگاری اعضای فعلی تیم خود استفاده کنند.
در تجربه کاری من، تاکید ما بر این است که استفاده از هوش مصنوعی به اعضای تیم کمک کند زمان و ظرفیت بیشتری برای انجام کارهای خلاقانه و ارزشآفرین داشته باشند. این موضوع بهویژه درباره تیمهایی که مستقیما با مشتریان در ارتباط هستند اهمیت دارد، زیرا چیزی که بیشتر مشتریان واقعا میخواهند، تعامل انسانی است.
برای مثال، هوش مصنوعی میتواند با استفاده از دادههای موجود، روندهای رفتاری مشتریان را شناسایی کند و حتی بر اساس تصمیمهای مختلف کسب و کار، نتایج احتمالی آنها را پیشبینی کند.
این کار با کاهش زمان مورد نیاز برای تحقیق و تحلیل، حجم کار تیمها را به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد و بینشهای ارزشمندی برای تصمیمگیریهای آینده ارائه میکند. اما این فقط قدم اول است. کارآفرینان باید پیشنهادهای هوش مصنوعی را ارزیابی کنند و سپس اقداماتی را که میتواند این برنامهها را به نتیجه برساند، اجرا کنند.
صرفنظر از نوع استفاده، این رویکرد به هوش مصنوعی به کسب و کارها اجازه میدهد فعالیتهای خود را گسترش دهند و بهرهوری را با هزینهای مقرونبهصرفهتر افزایش دهند و در نتیجه، فرصتهای بیشتری برای رشد
ایجاد کنند.
پیشرفت، نیازمند یک استراتژی روشن
پیشرفت هوش مصنوعی و امکان ساخت مدلهای زبانی بزرگ اختصاصی، فرصتهای تازهای برای کسب و کارها ایجاد کرده است. اما بهرهگیری موثر از این تکنولوژی به استراتژی روشن و هدفمند نیاز دارد. بدون برنامه مشخص، ممکن است مدلهای هوش مصنوعی با دادههای نامرتبط آموزش ببینند یا کارکنان به دلیل نگرانی درباره امنیت شغلی در برابر آن مقاومت کنند.
مدیرانی که به فکر موفقیت هستند، باید مشخص کنند که هوش مصنوعی قرار است از کارکنان حمایت کند، نه اینکه جایگزین آنها شود. همچنین باید نتایج استفاده از هوش مصنوعی، مانند کاهش زمان پاسخگویی به مشتری یا افزایش دقت پیشبینیهای مالی، بهطور مستمر اندازهگیری شود. حتی نحوه ارائه یک ابزار هوش مصنوعی میتواند بر ارزیابی عملکرد کارکنان تاثیر بگذارد.
منبع: Entrepreneur