چگونه ۴ انصرافی دانشگاه، شرکتهایی موفق ساختند؟
توصیههایی از مدیران ترکتحصیلکرده
کمکهزینه معروف ۲۵۰ هزار دلاری «پیتر تیل»، کارآفرین و مدیرعامل پیشین شرکت پیپال، برای آن دسته از دانشجویان انصرافی که کسبوکاری راهاندازی میکنند، اکنون رقابتیتر از همیشه شده است. او پرداخت این کمکهزینه را از سال ۲۰۱۱ شروع کرد. شرکت نرمافزاری پلنتیر تکنولوژی (Palantir Technologies) نیز به تازگی برنامهای مشابه برای فارغالتحصیلان دوره متوسطه آغاز کرده است. مدیرعامل OpenAI امسال در یک سخنرانی در دانشگاه استنفورد عنوان کرد که اکنون مسیرهای تحصیل غیردانشگاهی بسیار موفقیتآمیزتر از زمانی شده است که او در سال ۲۰۰۵ دانشگاه را رها کرد.
کسانی که شروع به ساختن یا هدایت شرکتهای بزرگ میکنند، همچنان بسیار نادر هستند: مدرسه کسبوکار استنفورد پژوهشی روی بیش از ۴هزار بنیانگذار استارتآپهای میلیارد دلاری آمریکایی انجام داد. مشخص شد که فقط ۴.۱ درصد از آنها از دانشگاه انصراف دادهاند. بسیاری از آنهایی که موفق شده بودند، بیان کردند که این موفقیت خود به خود رخ نداده است. آنها به طور اصولی و با قاعده و انتخابهای آگاهانه دست به شبکهسازی، کسب حمایت از دیگران و ساختن مهارتهای رهبری سازمانی خود زده بودند؛ مهارتهایی که دیگران اغلب در دانشگاه به دست میآورند.
۴ کارآفرین انتخابی ما رمز موفقیت بدون تحصیل خود را چنین توضیح میدهند:
مایکل چایم، ۲۸ ساله
همبنیانگذار و مدیرعامل شــرکــت پـــریــپـــرد (Prepared)، یک بستر ارتباطی اضطراری مبتنی بر هوش مصنوعی که سال گذشته با قیمت ۶۴۰ میلیون دلار به شرکت فناوری ایمنی عمومی اکسون فروخته شد.
او در سال ۲۰۲۰ و پس از یک سال تحصیل، از دانشگاه ییل انصراف داد.
سابقه: زمانی که همهگیری کرونا، دانشجویان ییل را در سال ۲۰۲۰ به خانههایشان فرستاد، چایم و همبنیانگذارانش تصمیم گرفتند تا تحصیل از راه دور را نادیده بگیرند و تمام وقت خود را صرف ساختن شرکت کنند. او در ۲۰۲۰ موفق به دریافت بورسیه تیل هم شد و دیگر به دانشگاه بازنگشت.
تعهد زمانی به یادگیری: چایم پس از انصراف از دانشگاه، یک عادت آگاهانه را شروع کرد که حتی امروز نیز با او است. او هر روز، برای یک ساعت همه ابزارهای ارتباطی خود را خاموش میکند تا چیزی بیاموزد. او این کار را حتی در پرمشغلهترین روزهای کاری خود نیز انجام میدهد. یک روز ممکن است موضوع یادگیری، شیوه فروش باشد. روز بعد شاید شیوه ساخت محصولات باشد. او میگوید: «من تلاش کردهام که روی یادگیری فعالانه و نه منفعلانه سرمایهگذاری کنم.»
پر کردن شکافهای دانش: اوایل شروع به کار شرکت، چایم و همبنیانگذارانش میخواستند از ۱۰ نفر پرسنل به ۵۰ نفر برسند و در این بین نیز فرهنگ خود را فدا نکنند. او در آن بازه، هرقدر که توانست درباره استخدام و جذب نیرو مطالعه کرد. در آن برهه، بهویژه کتابهای «فرهنگ ساختن فرهنگ» از بنهارویتز سرمایهگذار و کتاب «چه کسی؟» از جوف اسمارت و رندی استریت نظر او را جلب کرد.
چه زمانی کتابها را کنار بگذاریم: با این حال، او یاد گرفته است که روی هیچ تصمیمی با فکر کردن بیش از حد یا تلاش برای یافتن یک جواب قطعی عقلانی، وقت و انرژیاش را هدر ندهد. به طور مثال، در بحث ایجاد یک فرهنگ کاری «هیچ کتاب و پاسخ قطعی وجود ندارد. حس آرامش و اطمینانی در این زمینه وجود ندارد (و فقط باید آموخت که از یک جایی به بعد باید ابهام را پذیرفت و حرکت کرد).»
احساسی که اکنون راجع به دانشگاه دارد: بزرگترین ارزش دانشگاه آن است که شما را در معرض طیف گستردهای از ذهنهای درخشان قرار میدهد. چایم که هر دو همبنیانگذار خود را در دانشگاه پیدا کرد، میگوید: «دانشگاه مانند یک دیگ ذوب از افراد مختلف و با استعداد است که به دشواری میتوان نمونه آنها را یافت.» او میگوید که «اقدام کردن مهمتر از دانستن شیوه عمل است و پیامدهای بیشتری بهدنبال میآورد.»
لوسی گو، ۳۱ ساله
همبنیانگذار اسکیل ایآی (Scale AI) و بنیانگذار پلتفرم پسز (Passes)
انصراف از دانشگاه کارنگی ملون در سال ۲۰۱۴ پس از دو سال تحصیل
درباره ترک تحصیل: همه چیز با حضور در رویدادهای هکاتون در دانشگاه شروع شد. «من شروع به یادگیری مهارتهای عملی کردم.» اما در کلاسها، بیشتر بحثها نظری بودند. او ترکتحصیل را به چشم یک ریسک نگاه نمیکرد و در این باره توضیح میدهد: «همواره میتوانم به دانشگاه بازگردم.»
رابط و اتصالدهنده شدن: گو پس از ترکتحصیل، به یکی از اعضای برنامه فلوشیپ «تیل» تبدیل شد و اهمیت شبکهسازی را آموخت. او با افرادی که در رویدادهای هکاتون ملاقات کرده بود، در ارتباط باقی ماند. او بدون هراس به هر سرمایهگذار خطرپذیری که دوست داشت، ایمیل میزد (چیزی که در مدرسه متوسطه آموخته بود) و از آنها نیز پاسخ میگرفت. او میگوید: «مردم واقعا میخواهند با جوانان باهوش حرف بزنند.» با افزایش ارتباطات، فهمید که میتواند برای استخدام و گسترش شرکت اسکیل ایآی بر آنها تکیه کند. او توضیح میدهد: «شبکه شما، ثروت خالص شما است.»
ترک دانشگاه و نگه داشتن شبکه: گو میگوید که حتی یک بار هم نشده است که از ترکتحصیل پشیمان شود و آرزو کند که کاش واحدهای درسی بیشتری در کارنگی ملون گذرانده بود. با این حال، «تمام استخدامهای اولیه شما کسانی هستند که در دانشگاه ملاقات میکنید.» او میگوید که پیوند بین او و افرادی که در دانشگاه با آنها آشنا شده بود، باعث شد که آنها بتوانند به او اعتماد کنند و به شرکت نوپایش بپیوندند.
تبدیل یادگیری به عادت: گو میگوید که آموخته موفقیت از داشتن یک «منحنی یادگیری نمایی» حاصل میشود. این توصیف به معنای تمایل به یادگیری مهارتهای جدید و آموختن از همکارانی است که تجربه بیشتری دارند. به عنوان مثال، فرد باید تمایل داشته باشد که تعطیلات یک آخر هفته خود را فدای یادگیری شیوه استفاده از نوع جدیدی از ابزارهای کدنویسی کند.
استاد بسیاری از موضوعات: برای او، بر عهده گرفتن نقشهای مختلف سازمانی، لازمه درک شرکت از درون به بیرون بود و در این باره توضیح میدهد: «فرض کنید که شما سرپرست واحد پشتیبانی مشتریان هستید، اما خودتان پیامهای مشتریان را دریافت نمیکنید. تا زمانی که این کار را نکنید، متوجه نخواهید شد که آیا اپراتورهای پشتیبانی با سرعت کافی به پیامهای مشتریان جواب میدهند یا خیر.» او سال گذشته در یک ویدئوی استخدامی گفت: «بعضی چیزها را فقط زمانی میفهمید که خودتان آن را انجام دهید.»
ملانی پرکینز، ۳۹ ساله
مدیرعامل و بنیانگذار شرکت نرمافزاری کانوا (Canva)
۶ ماه پیش از فارغالتحصیلی، از دانشگاه وسترن استرالیا انصراف داد.
درباره ترکتحصیل: یک اتفاق تدریجی بود. او در ابتدا در برخی کلاسهای خود غیبت میکرد تا به پروژه نوپای فیوژن بوکز (Fusion Books) رسیدگی کند.
فیوژن بوکز بستر آنلاینی بود که به دانشجویان کمک میکرد سالنامههایی طراحی و ایجاد کنند. سپس کسبوکارشان اوج گرفت و دیگر امکان ادامه تحصیل وجود نداشت. در این باره توضیح میدهد: «یکباره با شرایطی مواجه شدم که مدرک تحصیلی نداشتم، سرمایه نداشتم و تجربه هم نداشتم. تصمیم منطقی این بود که ابتدا دانشگاه را تمام کنم.»
تمرین تابآوری: پرکینز و همبنیانگذارانش، رویای این را داشتند که فیوژن بوکز را تبدیل به یک ابزار طراحی کنند که هر کسی بتواند از آن استفاده کند. در ابتدای مسیر، بیش از ۱۰۰سرمایهگذار به آنها جواب رد دادند. هر بار، او ارائه خود از طرح کسبوکارشان را تغییر میداد و دشوارترین پرسش از آخرین جواب رد را در ابتدای طرح میآورد.
سرگرمیهای جدید مساوی شبکه جدید است: نخستین پیشرفت واقعی پرکینز پس از یک گفتوگوی کوتاه ۵ دقیقهای با «بیل تای» به دست آمد. او سرمایهگذاری بود که در یک کنفرانس در شهر آنها شرکت کرده بود. بیل او را به مایتای (MaiTai) دعوت کرد که یک رویداد شبکهسازی انحصاری بود که خودش در ماوی هاوایی و برای علاقهمندان به ورزشهای آبی ساخته بود. او پس از آنکه فهمید برخی از سرمایهگذاران بالقوه علاقهمند به ورزش هستند، به طور جدی شروع به یادگیری کایت سرفینگ (موجسواری با باد) کرد.
او هنوز امیدوار است که روزی مدرک تحصیلیاش را دریافت کند: برای او، ترک تحصیل به معنای رد احتمال بازگشت نبوده است. در این باره میگوید: «من خوششانس بودم که چیزهای زیادی از مدرک خود بیاموزم و یادگیری شیوه پیشبرد همزمان دانشگاه و کسبوکار نیز درسهای خوبی به من آموخت.»
لورا بهرنس وو، ۳۵ ساله
مدیرعامل و همبنیانگذار شیپو (Shippo)، یک بستر حمل و نقل برای کسبوکارهای تجارت الکترونیک
انصراف از مدرسه کسبوکار در دانشگاه سنت گالن سوئیس
درباره ترک دانشگاه: وو به طور مستقیم پس از دریافت مدرک اقتصاد خود در سنت گالن، دوره تحصیلی مدیریت اجرایی را آغاز کرد اما برای ادامه آن چندان مطمئن نبود. او پس از آنکه تابستان را در سانفرانسیسکو به کارآموزی در یک شرکت تحت حمایت شرکت تامین سرمایه وایکامبینیتور (Y-Combinator) به نام لندآپ (LendUp) گذراند، تصمیم گرفت که در آن شهر بماند: «میخواستم در آن محیط به فعالیت خود ادامه دهم.»
ارتقای سبک رهبری سازمانی خاص خود: او یک رویه ایمیلی هفتگی را اقتباس کرد که آن را در یک کنفرانس از «فرانک اسلوتمن»، مدیر اجرایی پیشین شرکت هوش مصنوعی «اسنوفلیک» آموخته بود. شیوه کار چنین است که وو هر یکشنبه (بدون فراموش کردن حتی یکی از یکشنبهها از زمان پاندمی تاکنون)، ایمیلی به کارکنان دورکار شرکت شیپو مینویسد. ایده این است که این ایمیل صادقانه و بدون تشریفات باشد.
او میگوید: «من ایمیل را دوبار نمیخوانم. در آن فقط به موضوعاتی میپردازم که در آن هفته فکر میکردهام؛ درباره کسبوکارمان و درباره اتفاقاتی که رخ داده است.»
دست از استخدام آدمهای سازگار و راحت بردارید: استخدام فردی که ۲۰سال مسنتر باشد، برای بنیانگذاران جوان ترسناک است. اما بهرنس وو میگوید که فهمیده باید افرادی باهوشی را استخدام کند که در آن محیط بودهاند و پیشتر کارهای مشابهی را انجام دادهاند. او توضیح میدهد: «شما نیازمند کسانی هستید که همزمان تجربه و تمایل به ادامه کار داشته باشند.»
منبع: Wall Street Journal