همه چیز را قطبی‌سازی نکنید

امروزه تمام سازمان‌ها، شرکت‌ها و تیم‌های کاری دارای پیچیدگی‌ها و تنوع‌های بسیاری هستند. در نتیجه امکان حل تمام تنش‌ها و چالش‌ها با استفاده از یک روش یا رویکرد وجود ندارد. حاکم بودن یک نوع تفکر و نگرش خاص در مجموعه‌های کاری امروز نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای متغیر و متنوع سازمان‌ها باشد. بنابراین نیاز به تفکر دوگانه و چندجانبه‌گرایی درون‌سازمانی احساس می‌شود. متاسفانه یکی از نگرش‌های غلط‌ بین مدیران تازه‌کار و مدیرانی که فاقد آینده‌نگری کافی هستند این است که به‌ اشتباه فکر می‌کنند یک مدیر باید بین پدیده‌های متفاوت از هم دست به انتخاب بزند و یکی را برگزیده و دیگری را به طور کامل کنار بگذارد؛ مثلا: انتخاب  بین ساختارمند بودن و انعطاف‌پذیری سازمانی، انتخاب بین کارآمدی و جست‌وجوگری یا اهداف بلندمدت را فدای تحقق اهداف کوتاه‌مدتی مانند سودآوری و به‌دست‌آوردن دل ذی‌نفعان کردن. 

 چرا مدیران دوست دارند یک گزینه را انتخاب کنند؟

تفکر «یا این یا آن» همیشه برای مدیران جذاب و منطقی به نظر می‌رسیده، چون انتخاب یک گزینه و اصرار بر تداوم آن می‌تواند نشانه‌ای از مصمم بودن و برنامه داشتن یک مدیر قلمداد شود و به او برای مقابله با پیچیدگی‌ها کمک کند. اما مشکل اینجاست که انتخاب یک گزینه و اصرار بر تداوم آن به‌شدت با روحیه نوآوری و تغییر در تضاد است. در دنیای امروز که بیشتر از هر چیزی به نوآوری و خلاقیت و نوطلبی نیاز دارد، اصرار بیش از حد مدیران به انتخاب یک گزینه و کنار گذاشتن گزینه‌های دیگر راه به جایی نخواهد برد و محدودیت‌ساز خواهد بود.

یکی از نمونه‌های جدید سردرگمی مدیران در سال‌های اخیر، انتخاب بین تاکید بر حضور فیزیکی تمام‌وقت کارکنان در محل کار و رویکرد مبتنی بر دورکاری  است. برگزیدن هر یک از این رویکردها می‌تواند موجب محروم شدن سازمان از مزایای دیگری شود؛ حال ‌آنکه تصمیم هوشمندانه بعضی سازمان‌ها در خصوص اتخاذ رویکرد ترکیبی نمونه‌ای است از پرهیز مدیران از تفکر «یا این یا آن» و حرکت به سمت الگوی «هم این و هم آن.»

چگونه می‌توان رویکرد «هم این و هم آن» را در سازمان‌ها نهادینه کرد؟ به‌طور کلی، رهبران سازمان‌ها از سه طریق می‌توانند رویکردهای ترکیبی و مبتنی بر انتخاب هم این و هم آن را در مجموعه‌های کاری تحت مدیریت خود نهادینه سازند. به این ترتیب، سازمان‌ها می‌توانند از مزایای نهفته در هر کدام از گزینه‌های به‌ظاهر متضاد باهم نهایت بهره را ببرند و خود را محدود به یک‌سری راه‌حل‌ها و فرآیندها نکنند.

۱- به جای پنهان کردن دوراهی‌ها آنها را به رسمیت بشناسید

بسیاری از تیم‌های کاری ترجیح می‌دهند یک گزینه و رویکرد را انتخاب کرده و گزینه‌ها و رویکردهای دیگر را به‌طورکلی کنار بگذارند. آنها این کار را با نیت رعایت انسجام و وحدت رویه انجام می‌دهند، حال ‌آنکه تجربه نشان داده در دنیای به‌سرعت درحال تغییر امروز نباید همه مسائل را با استفاده از یک روش حل‌وفصل کرد و باید برای هر مساله‌ای راه‌حل متناسب با آن را برگزید. بنابراین بهتر است که در زمان روبه‌رو شدن با دوراهی‌های کاری، ضمن به‌رسمیت‌ شناختن تمام گزینه‌های موجود و بهره‌گیری از مزایای آنها، یک گزینه را به‌عنوان گزینه اصلی و محوری انتخاب کرد و به‌موازات سایر گزینه‌های موجود آن را به‌صورت عمده دنبال کرد.

۲- نقاط قوت و ضعف گزینه‌های موجود را بدون تعصب و جانبداری ترسیم کنید

یکی از دلایل اصلی موفقیت رهبران بزرگ در دنیای کسب‌وکار این است که آنها بدون تعصب و جانبداری از یک رویکرد یا روش خاص به تمام گزینه‌های روی میز نگاه می‌کنند. آنها بیشتر به دنبال نقاط مشترک و مشابهت‌ها هستند تا توجه به تفاوت‌ها و تناقض‌ها. 

از نظر آنها وجود مقدار کافی از هر چیزی در سازمان خوب و ضروری است و باید در تمام امور سازمان چند بعدی و چندجانبه‌گرا عمل کرد. در واقع نیازی نیست که به‌خاطر حفظ وضع مطلوب موجود تمام راه‌ها را به روی تغییرات ساختار شکن و برهم‌زننده نظم موجود بست و یا به دلیل موثر بودن یک راه‌حل از اندیشیدن به راه‌حل‌های دیگر و امتحان نشده خودداری کرد.

۳- به جای یافتن راه‌حل به دنبال پیدا کردن ریتم برای سازمان باشید

یکی از اشتباهات مدیریتی این است که باید به هر قیمتی به دنبال یافتن راه‌حل‌های قوی برای مشکلات و چالش‌های موجود بود و تا زمان یافتن یک راه‌حل مطمئن برای یک مشکل نباید به سراغ سایر راه‌حل‌ها برای مشکلات آتی رفت. مشکل اصلی رویکردهای مبتنی بر یافتن  راه‌حل برای مشکلات موجود این است که کلیت سازمان و رهبران آن را دچار روزمرگی و دنبال‌ کردن اهداف کوتاه‌مدت می‌کند و باعث می‌شود سازمان نتواند آن طور که باید و شاید ریتم مورد نیاز خود را پیدا کند. 

این در حالی است که در سازمان‌های پویا و موفق، تمام فکر و ذکر مدیران این است که چگونه و با چه ابزاری می‌توان بین ایده‌آل‌های متفاوت مانند پیش‌بینی‌پذیر بودن و سازگار پذیری و انعطاف‌پذیری سازمانی، پیوند و هماهنگی ایجاد. 

تجربه نشان داده ترکیب همگون و هدفمند این رویکردهای به‌ظاهر متفاوت و متضاد است که موجب برتری شرکت‌ها و سازمان‌ها در میدان سخت و پیچیده رقابت می‌شود.

منبع: Forbes