بزنگاه تاریخی؛ تحلیلی بر جنگ و پس از جنگ + فایل صوتی

 فهم درست و عالمانه از وضعی که کشور در آن قرار دارد و فرصت‌هایی که تجربه همدلی دولت و ملت در اختیار قوای سیاسی و نظامی ایران گذاشت و بایسته‌های دوران پس از تفاهم، چنان مهم و اساسی‌اند که بدون مبالغه می‌توان آن را بزنگاه تاریخی نامید. نحوه عبور از این بزنگاه تعیین خواهد کرد که ایرانیان، در دهه‌های پیش رو چه وضعی خواهند داشت. امیدواریم دولت و ملت ایران این مقطع تاریخی مهم را با حلم و تدبیر، به سلامت از سر بگذرانند. دولت و ملت ایران اکنون به جای هیجان‌زدگی باید به سه پرسش بنیادی مربوط به گذشته و حال و آینده پاسخ دهند: بر ایران چه گذشت؟ چه می‌گذرد؟ و چه باید کرد؟

۱. تهاجم‌های خرداد و اسفند سال گذشته اسرائیل و آمریکا به ایران و رخدادهای غمبار دی‌ماه که در میانه و ذیل این تهاجم‌ها شکل گرفت، فارغ از پیامدهای انسانی غم‌انگیز و جبران‌ناپذیر و صدمات اقتصادی و نظامی چشم‌گیر اما جبران‌پذیر که به ایران زد، رازی بزرگ را برملا کرد: ایران فرهنگی و اجتماعی، آمریکا و اسرائیل سیاسی و اقتصادی و نظامی را به هزیمت واداشت. در منطق جنگ، آن‌گاه که مهاجم به هدف‌های اعلام‌شده‌اش نرسد، جنگ را باخته است و مدافع، به صِرف حفظ خود، جنگ را برده است. ایران علاوه بر حفظ کیان سیاسی و ملی و سرزمینی‌اش، مُهری پررنگ بر ترتیبات ژئوپلیتیک منطقه‌ای و جهانی زد، عمق استراتژیک خود را به‌صورت عینی و جغرافیایی گسترش داد و با این کار، ظرفیت‌های پنهان قدرت خود و اراده اِعمال این قدرت را به نمایش گذاشت. از این حیث ایران امروز با ایران قبل از سال۱۴۰۴ سراپا فرق دارد و بازیگران جهانی و منطقه‌ای ناگزیرند با آن به‌عنوان نیروی سیاسی-نظامی بسیار موثر و بر پایه احترام و احتیاط تعامل کنند.

۲. وقایع یک سال گذشته، بسیاری از مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران را تغییر داد. ایرانیان با وجود گرفتاری‌های اقتصادی پرشمار و مشقت‌های زیستی، از تورم و رکود و انواع ناترازی‌ها گرفته تا آلودگی هوا و ترافیک و انتقادهای اصولی به اجزای گوناگون حکمرانی، در دوران‌های حساس جنگ و نا‌آرامی یا دلیرانه و مشتاقانه در کنار دولتمردان و نیروهای مسلح مدافع میهن ایستادند یا بردبارانه و فداکارانه، از انتقاد پرهیز کردند تا مردان میدان‌های سیاست و جنگ، کار خود را با فراغ بال پیش ببرند. متقابلا، قوای حکومتی هم در عرصه‌های نبرد نظامی و تمشیت امور اداری و اقتصادی، کارآمدی چشم‌گیری از خود نشان دادند و ضمن دفاع جانانه از کشور، نگذاشتند کاستی‌های معیشتی، لگام پاره کنند و فقر و فاقه فراگیر دامن کشور را بگیرد. این فداکاری‌های دوجانبه حکومت و مردم، اکنون بسیاری از گسل‌های سیاسی را پر کرده و میدان را بر اقلیت‌های درشت‌گو در سویه‌های مخالف حکومت و علی‌الظاهر حامی حکومت، تنگ کرده است. اکنون در سوی مخالفان، به‌ویژه مخالفان خارج‌نشین، صداهای ناهنجاری که دشمن را به تهاجم به کشور تشویق می‌کردند، تا حد زیادی فروکش کرده و حتی برخی از ایشان علم ندامت افراشته‌اند و در سوی حامیان نظام سیاسی، صدای غوغاییان و صلح‌ستیزان، به سنگ بی‌اعتنایی حاکمیت و مردم خورده است.

۳. خونسردی و آرامشی که موجب شد، حکومت ایران در هنگامه جنگ دست‌و‌پای خود را گم نکند و کشور را از لبه پرتگاهی مهیب دور کند، حاصل عقلانیت دو وجهی دولت و ملت بود که اگر مبنای حرکت‌های بعدی قرار گیرد، امید می‌رود علاوه بر مرتفع کردن صدمات جنگ، دریچه‌ای تازه به روی ایرانیان بگشاید. ایران آینده، به تدابیر و تمهیداتی فراتر از بازسازی‌های سازه‌ای و فنی نیاز دارد. کشور نیازمند اصلاحات بنیادی در حوزه‌های سیاست و اقتصاد یا به تعبیری، نوسازی‌های شجاعانه ذیل مفهوم اقتصاد سیاسی است. گام نخست، ادای دین حکومت به مردمی است که با تحمل سختی‌ها، دفاع در برابر تهاجم خارجی را تسهیل کردند. این ادای دین فراتر از قدردانی‌های زبانی یا تسهیلات رفاهی مقطعی است و لاجرم باید در قالب برنامه فراگیر ملی برای افزایش مشارکت سیاسی و اقتصادی شهروندان شکل بگیرد.

نخستین تمهید در این زمینه، بسامان کردن طرح مطالبات صنفی ذیل تشکل‌های رسمی و شناخته شده است که راه حرکت‌های کور، توده‌ای و پوپولیستی را ببندد و معبرهایی مطمئن برای ارتباط معترضان و حکومت ایجاد کند. تقویت احزاب سیاسی و مطبوعات مستقل، موثرترین تمهید برای جلوگیری از اعتراض‌های لگام‌گسیخته و بستر‌سازی برای مفاهمه سیاست و جامعه است؛ زیرا احزاب و مطبوعات به‌عنوان تسهیل‌گر و میانجی رابطه جامعه و دولت عمل می‌کنند و مطالبات را از مجاری مطمئن به نهادهای تصمیم‌گیر منتقل می‌کنند و زمینه‌های حرکات کور را از بین می‌برند. به یاد بیاوریم که سال گذشته، اعتراض صنفی آرامی که در اعتراض به بی‌ثباتی نرخ ارز شکل گرفته بود؛ چون متولی رسمی و شناخته‌شده نداشت، با دسیسه مخالفان ستیزه‌جو و تحریکات خارجی به طرفه‌العینی به ناآرامی‌های دی‌ماه انجامید و تهاجم خارجی را تسهیل کرد.

 گام بعدی، اصلاحات ساختاری شجاعانه در حوزه اقتصاد و خلاص کردن آن از تصدی‌گری‌های ناکارآمد دولتی است. در این زمینه، اصلاحات ساختاری در اقتصاد در جهت مهار تورم و به گردش در آمدن چرخ‌های تولید و تجارت ضروری است. وجه مکمل رونق اقتصادی و به گردش در آمدن چرخ‌های تولید و تجارت، تسهیل مراودات جهانی و تجارت خارجی است که لازمه آن حل معضلات کنونی در سیاست خارجی است که به احتمال زیاد، مذاکره‌کنندگان ایرانی آن را در دستور کار دارند.

*   مدیرمسوول گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:

حجم فایل صوتی:10.74M | مدت زمان فایل صوتی :00:07:49