ظرفیتهای حکمرانی + فایل صوتی
در معرفی اصول حکمرانی خوب، به تبع سوءتفاهمی که در تعریف وجود دارد، گاه مشاهده میشود که تنها به برخی قواعد پسینی در تصمیمگیری و اداره امور اشاره میشود و حکمرانی خوب به شفافیت، پاسخگویی و مسوولیتپذیری فروکاسته میشود. این اصول بیتردید ضروریاند. بدون شفافیت، امکان نظارت عمومی کاهش مییابد؛ بدون پاسخگویی، قدرت از تعهد تهی میشود و بدون مسوولیتپذیری، تصمیم عمومی از پیامدهای خود میگریزد. اما حکمرانی بحث درباره نحوه تعامل و تصمیمسازی و هدف گذاری هم هست. به عبارت دیگر حکمرانی ممکن است شفاف باشد، اما حکمران مساله را بد فهمیده باشد یا منافع همه ذینفعان را در نظر نگرفته باشد. ممکن است پاسخگو باشد، اما تصمیمی ضعیف از نظر تحلیلی گرفته باشد. ممکن است مسوولیت تصمیم را بپذیرد، اما اساسا از دانش لازم برای ساختن تصمیم درست برخوردار نبوده باشد. قابلیت یک نظام حکمرانی در گردآوردن این ویژگیها با هم، همان است که ما بهعنوان ظرفیت حکمرانی میشناسیم.
ظرفیت حکمرانی ابعاد مختلفی دارد. ظرفیت تحلیلی حکمرانی بسیار اهمیت دارد و به آن معنا است که توان نظام حکمرانی برای فهم درست مساله، گردآوری داده معتبر، استفاده از دانش تخصصی، شنیدن نقد متخصصان، ساختن گزینههای سیاستی، سنجش پیامدها و یادگیری از خطاها فراهم باشد. این ظرفیت، زیربنای معرفتی حکمرانی است. حکمرانی فقط زمانی خوب است که نهتنها درباره تصمیمات خود پاسخگو باشد، بلکه پیش از تصمیم، توان فهمیدن، پرسیدن، تحلیل کردن و آموختن داشته باشد.
با این توضیحات اینجا مایلم بین دو نگاه متفاوت به حکمرانی تمایز قائل شوم: یکی نگاه بسته به حکمرانی و دیگری نگاه باز و تعاملی. در نگاه تعاملی نه فقط ذینفعان دیده میشوند و منافع گروههای مختلف در نظر گرفته میشود، بلکه همچنین برای رسیدن به کیفیت بالای تصمیمات در تصمیمسازی، بهویژه در حوزههای تخصصی، تلاش میشود تا از همه ظرفیتهای جامعه متخصصان استفاده شود. این امر در بسیاری کشورها با تعریف یک رابطه باز بین نهادهای تخصصی و دانشگاهی از یکسو و سیاستگذار از سوی دیگر تقویت شده است. بهعنوان مثال در سطح اتحادیه اروپا میتوان به نهادی چون (SAPEA) اشاره کرد. این نهاد امکان تعامل بیش از ۱۰۰آکادمی و انجمن علمی اروپایی با سیاستگذاران را فراهم آورده است. مشابه این نهادها در سایر کشورها نیز حضور دارند.
اهمیت ظرفیت تحلیلی بهواسطه این ارتباطات غیررسمی تخصصی، دانشگاهی و مستقل در حدی است که برخی آن را مهمترین عامل توسعه کرهجنوبی در چند دهه گذشته میدانند. اما در مدل حکمرانی بسته، اندیشمندان خارج از حلقه بوروکراسی نامحرم تلقی میشوند و حتی در داخل سازمان با طرح خودی و غیر خودی، بدنه کارشناسی را نحیف و سترون میسازند. با این رویکرد، کارشناسان و صاحبنظران نه فقط به بازی گرفته نمی شوند، بلکه از دسترسی ایشان به دادههای بهنگام و قابل اتکا، پرهیز میشود.
فراتر از آن هرگاه آنان به حوزه عمومی وارد میشوند و با احساس مسوولیت اظهارنظر میکنند، به این اظهارنظرها با عینک ظن و بدبینی نگریسته میشود و طرح هر دیدگاهی که با روایت رسمی متفاوت باشد، حتی در محافل علمی و از طرف صاحبنظران تحمل نمیشود. در این نظامهای حکمرانی حتی با ورود دانشگاهیان به پستهای دولتی، گشایشی ایجاد نمیشود؛ چراکه ایشان نیز به فاصله اندکی پس از ورود، به جادوی میز گرفتار میشوند. جادوی میز عبارتی است که یک دوست فرهیخته در توصیف رفتار غیرمعمول آن دیگری که تازه منصب گرفته بود، بهکار میبرد و میگفت این جادوی میزهای مناصب دولتی است که افراد با رفتن از اینسو به آنسوی میز و نشستن پشت آن، ناخواسته به آن دچار میشوند و رفتارشان کاملا دگرگون میشود.
خوشبختانه در کشور ما دیده میشود که تلاشهایی برای افزایش ظرفیت تحلیلی با دعوت از صاحبنظران توسط برخی دستگاههای اجرایی صورت میگیرد. با توجه به حضور برخی افراد فرهیخته دانشگاهی در دولت انتظار میرود، دامنه این تعاملات بین دولت و محافل علمی گستردهتر شود و تنها به افرادی خاص و فضای بسته محدود نشود. انتظار میرود همین افراد دولت را مجاب کنند تا چارچوب نهادی تعریفشدهای برای این دست تعاملات در نظر گرفته شود؛ چارچوبی که در آن مطابق تجارب دیگر کشورها، اولا از طرف سیاستگذار تعریف مساله برای صاحبنظران به شکلی باز و گسترده صورت پذیرد. دوم آنکه برای ایشان امکان دسترسی به منابع دادهای و آمار قابل اتکا و بهنگام و همچنین امکان اظهارنظر مستقل و تخصصی فراهم شود.
نهایتا اینکه از ایشان دعوت شود تا یافتهها و توصیههای سیاستی خود را با دولت در میان بگذارند و از مشارکت ایشان استقبال شود و مهمتر آنکه دولت با مشارکت در دیالوگ با این صاحبنظران نشان دهد که برای نظرات ایشان ارزش قائل است. این امر در این زمان بهویژه برای کشورما ضروری است. به این دلیل ساده که در این وضعیت خطیر و بحرانی جامعه باید قادر باشد تا از همه ظرفیتهای تحلیلی بالقوه خویش استفاده کند.
* کارشناس اقتصاد مالی و بینالملل
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: