او در رویکردی که دارد، بیشتر مصمم است تا اینکه بخواهد سر جنگ داشته باشد. موریسی که مادر ۹ فرزند است و قبلا کتابی با عنوان «وقت خوبی برای دختر بودن» نوشته، حالا با کمک همسرش در حال نگارش کتابی در مورد  پدر و مادر بودن است. همسر هلنا بعد از به دنیا آمدن چهارمین فرزند آنها تصمیم گرفت در خانه بماند و او بخش مهمی از موفقیتش را ناشی از همین موضوع می‌داند. او می‌گوید: «اینکه یکی از والدین حضور داشته باشد و از کودکان حمایت احساسی کند، مایه آسایش است.»

او که در سال ۲۰۱۷ جزو یکی از ۵۰ رهبر تاثیرگذار دنیا از طرف مجله فورچون معرفی شد و دو بار هم جزو ۵۰ فرد تاثیرگذار در صنعت مالی شناخته شده، می‌گوید شیوه بزرگ شدنش نقش مهمی در این میان داشته است؛ با اینکه حتی دقیقا نمی‌دانسته وقتی بزرگ شد می‌خواهد چه دستاوردی داشته باشد. او می‌گوید: «مساله برابری جنسیت برای من امنیت ایجاد می‌کند. الگوهای زن بسیار قوی‌ای داشتم. مادرم معلم بود و هر دو مادربزرگ‌هایم زنان بسیار باهوشی بودند، اما زمانی که به دنیا آمدند - یعنی اوایل سال‌های ۱۹۰۰ - از طبقه و جنسیتی نبودند که بتوانند به دانشگاه بروند. با اینکه خودشان شکایتی به این مساله نداشتند، اما من می‌فهمیدم پتانسیل‌هایشان به هدر رفته است.»شالوده ایده تاسیس Club ۳۰% در رویدادی در مورد تنوع‌پذیری در بانک گلدمن ساکس در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت. او در این رویداد با خانم ماری گودی آشنا شد. هر دو آنها از این واقعیت که تلاش‌ها برای افزایش ۱۰ تا ۱۵ درصدی پر کردن نقش‌های ارشد توسط زنان به جایی نرسیده، ناامید بودند و بنابراین، تصمیم گرفتند کاری در این مورد انجام دهند.موریسی می‌گوید بعد از بحران مالی، Club ۳۰% مثل ربودن یک فرصت درخشان بود که دولت بریتانیا آن را نادیده گرفته بود. زنان برجسته زیادی بودند که در جاهایی مثل مدرسه کسب‌وکار لندن تحصیل کرده بودند و به هیات‌مدیره‌هایی که اعضای آن تنوعی نداشتند راه یافتند.قرار نبود در این کمپین مبارزه‌ای صورت بگیرد. همچنین موریسی و همراهانش خواهان ایجاد تبعیض به نفع زنان یا سهمیه گرفتن دستوری برای آنها نبودند. آنها نمی‌خواستند صرفا زنان بیشتری را برای اصلاحات سیاسی وارد هیات‌مدیره شرکت‌ها کنند، بلکه فقط به دنبال رویکردی مثبت برای تشکیل هیات‌مدیره‌های بهتر بودند. آنها می‌خواستند از یک رویکرد داوطلبانه برای ایجاد تغییر معنادارو پایدار حمایت کنند. تلاش‌های این کمپین مکمل فعالیت‌های فردی شرکت‌ها و شبکه‌های موجود است.

Club ۳۰% معتقد است توازن جنسیتی درهیات‌مدیره شرکت‌ها و مدیریت ارشد، نه تنها رهبری و نظارت سازمان را بهبود می‌بخشد، بلکه تنوع‌پذیری باعث بهتر شدن عملکرد کلی هیات‌مدیره می‌شود که این هم به نفع شرکت و هم به نفع سهامداران آن است.مدیران این گروه تلاش می‌کنند منبع متنوعی از استعدادها را برای همه کسب‌وکارها ایجاد کنند. آنها برای انجام این کار به ایجاد توازن جنسیتی بهتر در کل سطوح سازمان متعهدند و از طریق فعالیت‌هایی مثل تشویق و حمایت از اعضای هیات‌مدیره شرکت‌ها برای گماردن زنان در هیات‌مدیره، تهیه اطلاعات برای کسب‌وکارهایی که به دنبال افزایش تنوع‌پذیری هستند، برگزاری رویدادهای بزرگ برای تحریک به تفکر بیشتر در این زمینه، سخنرانی در مدارس و دانشگاه‌ها و پیگیری روند پیشرفت در این حوزه‌ها، به دنبال ایجاد تحولات واقعی هستند.موریسی با تشکیل شبکه‌های اختصاصی زنان مخالف نیست، اما از آنها قهرمان‌سازی هم نمی‌کند. این شبکه‌ها گاهی می‌توانند گزینه‌های خوبی برای ارتقای شغلی باشند، اما بهتر است افراد صرف نظر از مرد بودن یا زن بودنشان برای استخدام یا ارتقا اعتباریابی کنند.ممکن است فکر کنیم برای رسیدن به جایی، باید مثل افرادی که در آنجا هستند باشیم. موریسی در پاسخ به این سوال که آیا این به این معنا است که زنان باید بیشتر شبیه مردان باشند، می‌گوید «خیر، ما باید بیشترین استفاده را از تنوع‌پذیری داشته باشیم.»

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند