• اجازه دهید از شما به‌صورت عمومی انتقاد شود: همه نومدیران باید بدانند که از قانون «انتقاد کردن به‌صورت خصوصی» مستثنی هستند و باید اجازه دهند تا کارکنان در ملأعام از آنها انتقاد کنند. میشل پلاسو مدیر عامل گیلت گروپ در مصاحبه‌ای با روزنامه نیویورک تایمز در مورد مزایای انتقاد از روسا در ملأعام گفته است: «من همیشه سعی می‌کنم اولین کسی باشم که به‌صورت عمومی مورد انتقاد قرار می‌گیرد و کسی هم که از من انتقاد می‌کند کسی نیست جز خودم. من خیلی رو راست به همه اعلام می‌کنم در چه زمینه‌ای عملکرد درخشانی نداشته و مرتکب اشتباه شده ام و به کمک تمام کارکنان نیازمند هستم. تداوم این رویکرد موجب شده تا هم بستر مناسبی برای انتقاد از من در شرکت تحت رهبری ام ایجاد شود و هم الگویی برای کارکنان باشد که به راحتی از دیگران انتقاد کرده و از سوی دیگران مورد انتقاد قرار بگیرند. همه اینها یعنی اعتمادآفرینی»

• شما شروع‌کننده فرآیند طرح انتقاد باشید: شما به‌عنوان مدیر می‌توانید و باید شروع‌کننده و آغازگر فرآیند انتقاد در تیم کاری خود باشید و بهترین روش برای عملی ساختن این است که با طرح سوالات باز و تشریحی توسط مدیر، امکان اظهارنظر در مورد عملکرد او و نقاط ضعف او فراهم آید. مثلا می‌توان پرسید «آیا کاری بوده که من می‌توانستم انجام دهم و انجام نداده باشم؟» یا «کاری هست که من حتما باید آن را متوقف کنم؟» طرح چنین سوالاتی می‌تواند زبان کارکنان را برای انتقاد از مدیران و نقد عملکرد آنها باز کند که سود آن بیش از هر کس نصیب مدیران خواهد شد.

• از افرادتان بخواهید از حاشیه امن خود خارج شوند: گاهی اوقات در واکنش به پرسش انتقادطلبانه مدیران حالتی تدافعی و تعارفی پیش می‌آید که عکس العمل اولیه آنها این است که «همه چیز روبه راه است و مشکلی وجود ندارد» یا «نه مشکلی نیست، خیلی ممنون که پرسیدید»، اما شما نباید به این پاسخ کلیشه‌ای و عجولانه اکتفا کنید، بلکه بهتر است با کمی مکث و تکرار سوالات خود کارکنان را به طرح عقاید و ارائه توضیحات بیشتر تشویق کنید. استفاده از تکنیک شش ثانیه مکث در این جا می‌تواند بسیار مفید باشد. کافی است تا شش بشمارید و هم زمان با در نظر گرفتن زبان بدن افراد دریابید در ذهن ایشان چه می‌گذرد، آیا چیزی در ذهن آنها هست که بخواهند مطرح کنند و به محض دریافت کوچک ترین سیگنال از طرف مقابل باید آن را به فرصتی برای شنیدن ناگفتنی‌ها و بیان انتقادات تبدیل کنید.

• با نیت فهمیدن به صحبت‌های افراد گوش کنید نه با نیت پاسخ دادن به آنها: حتی اگر مدیران پذیرفته باشند که باید به انتقادهای کارکنان گوش فرا دهند، باز هم توجه داشته باشند که حتما باید پاسخ‌های خود به انتقادهای مطرح شده را نیز مدیریت کنند. مدیران نباید پاسخ به انتقادهایی که متوجه آنها است را با انتقاد از کارکنان و متوجه کردن تقصیر به آنها آغاز کنند. بهترین واکنش یک مدیر در برابر انتقاد مطرح شده توسط هر کدام از کارمندان این است که آنچه مطرح شده را تکرار کند تا نشان دهد آن را فهمیده و درک کرده است. بدترین واکنش برخی مدیران در این مرحله عبارت است از تلاش برای دفاع از عملکرد خود و فرافکنی، اتخاذ این رویکرد باعث می‌شود مدیران به چشم کارمندان، افرادی غیرمنطقی و ترسو به نظر برسند.

• از کسانی که نسبت به عملکردتان نقد دارند، تقدیر کنید: اگر مدیری بخواهد نهایت استفاده را از جو انتقادکردن و انتقادپذیری سازمانی ببرد لازم است که از انتقادکنندگان و انتقادپذیران قدردانی کند و از این طریق، تمام کارکنان را ترغیب کند تا با انتقادهای سازنده از مدیران و سایر کارکنان به بهبود عملکرد آنها کمک کنند. البته گاهی اوقات شما به‌عنوان مدیر ممکن است با انتقادی که از شما می‌شود موافق نباشید و آن را غیرمنصفانه بدانید، اما در چنین شرایطی نیز مدیران باید به جای تقابل و موضع‌گیری منفی در قبال یک انتقاد غیرمنصفانه، بکوشند تا ضمن همراهی با فرد انتقادکننده در بخش‌های خاصی از انتقادش نسبت به شفاف‌سازی و تشریح دلایل اتخاذ تصمیمی خاص یا نشان دادن واکنش به خصوص اقدام کنند و از این طریق اوضاع را مدیریت کنند.

به هر حال استراتژی و واکنش اصلی مدیران در برابر انتقاد کارمندان به عملکردشان چه به جا و درست باشد و چه نابجا و غیرمنصفانه باید مبتنی بر منطق و عقلانیت و همراه با تقدیر و ستایش از فرد یا افراد انتقادکننده باشد، نه بر اساس تقابل و توجیه.

 از اینکه از شما انتقاد نمی‌شود بترسید

راستی هر چند وقت یک بار، کسانی که به‌طور مستقیم به شما گزارش می‌دهند، از شما انتقاد می‌کنند؟ آنها چند وقت به چند وقت از شما تعریف و تمجید می‌کنند؟ اگر پاسخ‌های شما به این دو سوال به گونه‌ای باشد که انتقاد کارمندان از شما به ندرت و تعریف و تمجید آنها به وفور اتفاق بیفتد، باید به شدت نگران شوید و در روش‌های مدیریتی خود تجدیدنظر کنید چرا که شما به‌طور پیوسته در حال درجا زدن و سقوط هستید و خودتان خبر ندارید. این، هنر یک مدیر است که کارمندان خود را برانگیخته کند تا از او انتقاد کرده و به کامل تر شدن او کمک کنند.

  انتقاد را به پدیده‌ای طبیعی و عادی در سازمان تبدیل کنید

اینکه مدیری به کارکنان خود اجازه دهد تا با خیال راحت و در امنیت کامل از او انتقاد کنند به تنهایی کافی نیست بلکه باید انتقاد کارکنان از مدیر را به پدیده‌ای طبیعی و عادی در سازمان خود تبدیل کنند. تبدیل انتقاد به موضوعی رایج در سازمان موجب ایجاد و افزایش حس اعتماد و امنیت بین کارکنان می‌شود و بهترین پیشنهادها و ایده‌ها، حتی آنهایی که کاملا مخالف با نظر مدیران هستند را به درون سازمان سرازیر می‌سازد.