نیروی دریایی این کشور باید بخشی از توانش را برای دفاع از منافع کشور در نقاط دیگر دنیا اختصاص دهد. به همین خاطر آقای جرمی ‌هانت، وزیرخارجه کشور اخیرا مجبور شد که از دولت ترامپ درخواست کمک کند. اما مقامات آمریکایی در واکنش گفتند که بریتانیا و اتحادیه اروپا باید از کشتی‌های خود دفاع کنند. به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده است:‌‌ هانت در گذشته خواستار دوبرابر شدن بودجه دفاعی دولت شده بود. گوین ویلیامسون، وزیر دفاع سابق بریتانیا معتقد است که کشورش باید ناو هواپیمابر ملکه الیزابت را به منطقه دریای چین جنوبی اعزام کند. درحال‌حاضر استراتژی امنیت ملی کشور واقع‌گرایانه نیست زیرا بریتانیا نمی‌تواند همزمان در تمام نقاط دنیا حضور داشته باشد. این موضوع باید موردتوجه قرار گیرد که مهم‌ترین تهدیدات امنیتی برای بریتانیا در نزدیکی مرزهای این کشور حضور دارند. اجازه دهید در ابتدا روی حوزه انرژی تمرکز کنیم. مطابق با گزارش اداره ملی آمار بریتانیا، ۵۰ درصد نفت‌خام و ۶۰ درصد گاز طبیعی از نروژ وارد می‌شود. بریتانیا برای تامین بنزین خود به روسیه، سوئد و هلند وابسته است.

زغال‌سنگ نیز از روسیه، کلمبیا و آمریکا وارد می‌شود. بریتانیا همچنین بخشی از برق مورد نیاز خود را از فرانسه و هلند تامین می‌کند. بنابراین امنیت انرژی بریتانیا به یک اروپای باثبات و صلح‌جو وابسته است. درحال‌حاضر بریتانیا فقط برای تامین گاز مایع خود باید تا حدودی نگران تامین امنیت تنگه هرمز باشد. ۳۰ درصد گاز مایع انگلیس از قطر وارد می‌شود. اما همان‌طور که حوادث اخیر در خلیج‌فارس نشان داده‌اند، حتی آمریکا نیز نمی‌تواند امنیت کشتی‌های عبور‌کننده از خلیج‌فارس را تامین کند. این واقعیت باید موردتوجه قرار گیرد که نیروی نظامی به تنهایی نمی‌تواند امنیت نفتکش‌ها و کشتی‌های بریتانیایی را تامین کند و تنها راه‌حل موجود دیپلماسی است. بزرگ‌ترین تهدیدات در مقابل امنیت ملی بریتانیا تروریسم و جنگ هیبریدی روسیه علیه دموکراسی‌های غربی هستند. بریتانیا در گذشته بارها مورد هدف حملات جهادگرایان قرار گرفته است. علاوه بر این، افراطی‌گرایی راست‌گراها نیز به‌عنوان یکی از تهدیدات روبه‌رشد در کشور در نظر گرفته می‌شود. همزمان، پوتین از سال ۲۰۰۸ جنگ نامتقارنی را علیه بریتانیا به‌راه انداخته است. تاکتیک‌های استفاده‌شده توسط مسکو شامل ترور مخالفان، انتشار پروپاگاندا، انتشار اخبار جعلی، حملات سایبری و مداخله در انتخابات‌های کشور بوده‌اند. دولت جدید جانسون برای مقابله با این تهدیدات به یک رویکرد جدید نیاز دارد.

متاسفانه بخش بزرگی از مردم کشور نه‌تنها تهدیدات ناشی از جنگ هیبریدی روسیه علیه جامعه مدنی بریتانیا را جدی نمی‌گیرند، بلکه ارزش ابزارهای موجود برای مقابله با پوتین از جمله اتحادیه اروپا، کنوانسیون حقوق‌بشر سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی دیگر را زیرسوال می‌برند. سیاستمدارانی که وظیفه طراحی دکترین دفاعی کشور را بر عهده دارند نیز در دنیای ناوهای جنگی و جنگنده‌های رادارگریز گرفتار شده‌اند و ایده دیگری به ذهن آنها خطور نمی‌کند. تشکیلات نظامی کشور نیز از ادامه رویکرد فعلی خوشحال است. شرایط کنونی، ورود دولت بوریس جانسون به صحنه سیاسی بریتانیا را به لحظه‌ای خطرناک برای کشور تبدیل کرده است. اگرچه بریتانیا تاکنون در مقابل فشارهای ترامپ برای خروج از برجام مقاومت کرده بود، اما تضمینی وجود ندارد که دولت جانسون همین رویکرد را ادامه دهد. تهدید آقای جانسون برای خارج کردن بریتانیا از اتحادیه اروپا بدون دستیابی به یک توافق دوجانبه نشان می‌دهد که او هراسی از ریسک کردن ندارد.

بریتانیا در واکنش به تنش‌های اخیر در تنگه هرمز نباید در کمپین فشار واشنگتن علیه تهران مشارکت کند. بحران اخیر باید از طریق دیپلماسی و قانون بین‌المللی حل‌وفصل شود. دولت بریتانیا همچنین باید همکاری‌های نظامی خود با عربستان، بحرین و دیگر کشورهای عربی خلیج‌فارس را پایان دهد. علاوه بر این، بریتانیا باید بر طراحی یک استراتژی جدید برای تامین منافع ملی خود تمرکز کند. در آینده باید اصلاحاتی در سازمان ناتو اعمال شود. ناتو باید صرفا ائتلاف دفاعی باشد که در داخل مرزهای اروپا فعالیت می‌کند و استراتژی دفاعی و منطقه‌ای بریتانیا روی تهدیدات واقعی برای این کشور تمرکز کند. مسائل زیادی در مورد بوریس جانسون وجود دارد که باید نگران آن باشیم از جمله، اعتیاد او به دروغ، نژادپرستی گستاخانه‌اش و تنبلی. اما بزرگ‌ترین نگرانی که در مورد او وجود دارد توهم امپراتوری نوین است که پایه و اساس ایده او در مورد برگزیت است. از نگاه حرفه‌ای‌های حوزه امنیت، این دیدگاه‌ها مضحک هستند. جانسون و رفقایش که به واسطه روزنامه‌های زرد و ترامپ تشویق می‌شوند، کاملا قادر هستند که انگلیس را به جنگی سنگین در خلیج‌فارس بکشانند، آن هم به‌عنوان هدیه‌ای به آمریکا برای دستیابی به توافقی تجاری با واشنگتن. ظاهرا درحال‌حاضر دولت محافظه‌کار بریتانیا فقط به فکر اعزام کشتی‌های جنگی کشور به منطقه‌ای است که توانایی کنترل کردن آن را ندارد. اما احزاب مخالف در بریتانیا نباید صرفا به‌دنبال انتقاد کردن از سیاست‌های دفاعی و امنیتی دولت باشند. البته جلوگیری از تشدید تنش‌ها با ایران اهمیت زیادی دارد. اما ما باید به فکر یک استراتژی جایگزین برای آینده باشیم. دکترین دفاعی بریتانیا باید روی برآورده کردن نیازهای واقعی کشور تمرکز کند.

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند