هر چند شاخص بورس اوراق بهادار تهران قبل از برخورد به مقاومت ۲۰۰ هزار واحدی، وارد فاز اصلاحی شد. اما با توجه به نقدینگی موجود در بازار، حمایت حقوقی‌ها و کاهش جذابیت بازارهای موازی و ورود بخشی از نقدینگی جامعه به بازار سهام، به نظر می‌رسد این اصلاح موقتی باشد. از دلایل ادامه روند صعودی بازار سرمایه می‌توان به چشم‌انداز مثبت قیمت نفت، وضعیت مطلوب نرخ جهانی کالاها و ارزش‌گذاری شرکت‌های صادراتی‌محور با نرخ دلار پایین‌تر از بازار آزاد اشاره کرد.افزون بر این در صحنه‌ سیاسی نیز امضای FATF می‌تواند موج مثبتی را دوباره رقم زند. همچنین توافق با کشورهای اروپایی باعث می‌شود محصولات پتروشیمی همچنان قابلیت صادرات را داشته باشند.

از سوی دیگر از آنجا که بازار سرمایه یک بازار تورم‌دوست است، افزایش تورم در سال گذشته باعث افزایش قیمت سهام شرکت‌ها در بورس شد. اما پس از گذشت مدت زمان، دیگر بازار به همه صنایع وزنی یکسان نمی‌دهد. از صنایع مورد توجه بازار در آینده می‌توان به گروه پالایشی اشاره کرد که افزایش قیمت نفت می‌تواند برای آنها سود‌آوری قابل‌توجهی را رقم بزند. همچنین شرکت‌های پتروشیمی با قابلیت صادرات محصولات همچنان می‌تواند مورد توجه بازار باشد. زیرا بخشی از محصولات پتروشیمی به قیمت نفت وابسته هستند و افزایش قیمت نفت می‌تواند باعث افزایش قیمت محصولات آنها شود. از آنجا که چشم‌انداز دلار در ایران همچنان افزایشی است، سهام این شرکت‌ها نیز می‌تواند همچنان از اقبال چشمگیری برخوردار باشد.

بررسی دیگر صنایع بورسی از جمله گروه خودرویی نیز نشان از آن دارد که این صنعت در کوتاه‌مدت روندی مثبت خواهد داشت. زیرا افزایش نرخ دلار باعث می‌شود این شرکت‌ها محصولات خود را گرانتر بفروشند. اما در میان‌مدت و بلند‌مدت آینده خوبی درانتظار این گروه نیست. زیرا از یکسو بهای تمام شده آنها افزایش خواهد یافت و از سوی دیگر رکود تورمی در کشور ایجاد خواهد شد که حجم فروش محصولات این شرکت‌ها را کاهش خواهد داد.  در بخش فلزات اساسی قیمت جهانی مس و روی همچنان افزایشی به نظر می‌رسد. اما در صنعت فولاد باید تعرفه‌های وضع شده از سوی آمریکا به شدت رصد شود، زیرا این تعرفه‌ها می‌تواند باعث کاهش تقاضا شود و در نتیجه صادرات محصولات فولادی را با چالش مواجه کند. افزون بر این، از آنجا که رکود در کشور حکمفرما خواهد شد، فروش محصولات فولادی در داخل کشور با کاهش همراه خواهد شد و تنها صادرات (در صورت انجام) می‌تواند ناجی این شرکت‌ها باشد.

در گروه سیمان و کاشی، صادرات به کشورهایی مانند سوریه و عراق، می‌تواند فرصتی برای افزایش سودآوری این شرکت‌ها فراهم شود. صنایع لوازم‌خانگی و لاستیک و پلاستیک هم می‌توانند همچنان مورد توجه بازار باشند. زیرا افزایش قیمت دلار نمونه خارجی محصولات این شرکت‌ها را بسیار گران کرده و در نتیجه بسیاری از مصرف‌کنندگان به نمونه داخلی این شرکت‌ها روی خواهند آورد. اما به دلیل مشکلات تامین منابع توسط دولت، به نظر نمی‌رسد شرکت‌های پیمانکاری در آینده بازار سرمایه شانسی داشته باشند و این در حالی است که شرکت‌های خدمات‌محور همچنان رشدی آهسته ولی پیوسته‌ای را تجربه ‌کنند.  از سوی دیگر در این میان بازار سرمایه با تهدیدهایی در ماه‌های آتی مواجه خواهد بود؛ تحریم‌های بیشتر، ترس و کاهش نقدینگی در بازار، رکود تورمی در صنایع، مشکلات در صادرات محصولات، کاهش سرمایه‌گذاری و افزایش نرخ بهره بانکی از جمله مهم‌ترین تهدیدهایی است که بازار را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. به این ترتیب هر چند به نظر می‌رسد چشم‌انداز شاخص بورس تهران در چند ماه آتی، افزایشی باشد ولی در زمان‌هایی مانند رسیدن موعد تحریم‌ها یا اتفاقات سیاسی غیر قابل پیش‌بینی، شاخص وارد فاز اصلاحی شده و دوباره صعود را از سر می‌گیرد. اما بعد از مدتی، پارامترهای بنیادی و کلان اقتصادی باعث رشد برخی صنایع خواهد شد و برخی در رکود خواهند رفت. در آن زمان صنایعی که بنیادی قوی‌تری دارند و از پتانسیل بالاتری برخوردارند، بیشتر مورد توجه بازار قرار خواهند گرفت. سهامدارانی که از قدرت استدلال و تحلیل برخوردارند، در هر شرایطی می‌توانند برنده بازار سرمایه باشند.