پیمان دفاعی مکه

هنوز روشن نیست که آیا پیمان مکه نیز سازوکارهای مشابهی برای پاسخ نظامی، زمان‌بندی مداخله، زنجیره فرماندهی، ستاد مشترک عملیاتی و... خواهد داشت یا خیر. اگرچه هنوز تکلیف این امور روشن نیست، اما حداقل نباید در کارکرد آن در حوزه دیپلماسی و بازدارندگی تردید کرد. این پیمان را باید ادامه روندی دانست که با «موافقت‌نامه دفاع متقابل سعودی-پاکستان» در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ شروع شد. در چارچوب این موافقت‌نامه تاکنون اقداماتی انجام شده که یک فقره آن استقرار حدود ۸ هزار نیروی پاکستانی به اضافه اسکادرانی از جنگنده‌های JF-۱۷ در عربستان علنی شده‌است. بر پایه گزارش‌های خبری، روند عضویت ترکیه با پیشنهاد این کشور برای پیوستن به آن موافقت‌نامه در ژانویه ۲۰۲۶ شروع شد. بی‌شک، ترکیه و پاکستان نگاهی به ظرفیت‌های اقتصادی عربستان دارند؛ ضمن اینکه هر یک از سه کشور دارای اولویت‌های خاص خود هستند. ترکیه تا حدودی متوجه اسرائیل است و پاکستان متوجه هند. روابط نظامی-اطلاعاتی راهبردی ترکیه و اسرائیل در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ بعد از حادثه کشتی مرمره در ۲۰۱۰ تقریبا قطع شد و در پی نسل‌کشی اسرائیل در غزه روابط آنها خصمانه شد. اما روابط دیپلماتیک بین دو کشور همچنان برقرار است و تماس‌های نظامی-اطلاعاتی بین آنها نیز کاملا قطع نشده ‌است.

طی سال‌های اخیر از ترکیه به عنوان دارنده یک صنعت نظامی پیشرفته و عرضه کننده پهپاد، سیستم‌های دریایی و تکنولوژی‌های پیشرفته نظامی و دارای بیشترین رشد در حوزه فروش اقلام نظامی سخن رفته است. پاکستان نیز در حوزه نیروی انسانی نظامی و نیز توان هسته‌ای مطرح است. عربستان ضمن اینکه از یک بنیه مالی قوی و یک ژئوپلیتیک مهم در سواحل خلیج فارس و دریای سرخ برخوردار است، با برگزاری نشست امضای سند در مکه قصد یادآوری موقعیت خود در جهان اسلام را نیز داشته است.

بی‌شک، اولویت پیمان مکه حمایت ترکیه و پاکستان از عربستان است. نه عربستان قرار است در صورت حمله هند به پاکستان به کمک پاکستان برود و نه ترکیه که عضو ناتو است در صورتی که مورد حمله‌ای قرار گیرد، نیاز به حمایت پاکستان و عربستان خواهد داشت. در مورد امکان بزرگ‌تر شدن پیمان، وزیر خارجه ترکیه گفته که کشورهای دیگر می‌توانند به آن بپیوندند. سوال این است که آیا مصر و اردن و دیگر کشورهای خلیج فارس هم به آن خواهند پیوست یا خیر.

شکل‌گیری این پیمان می‌تواند حاکی از سرخوردگی ریاض از ناتوانی آمریکا در تامین امنیتش از سوی آمریکا و نیز علاقه سعودی‌ها به متنوع‌سازی روابط امنیتی باشد. اما با توجه به وابستگی گسترده و عمیق عربستان به سلاح‌های آمریکا، تکیه به آمریکا در حوزه اطلاعات محرمانه و دفاع هوایی و... بعید است که شکل‌گیری این بلوک جدید ریاض را در مسیر دوری از واشنگتن قرار دهد. بیشتر محتمل است که هدف ریاض افزودن یک لایه دفاعی در کنار لایه قبلی از ناحیه آمریکا باشد. این لایه دوم از آنجا که می‌توان سرباز روی زمین برای دفاع از سعودی فراهم کند، می‌تواند مزیتی بر لایه اول داشته باشد.

پیمان جدید می‌تواند منطقه را در مسیر ایجاد یک ساختار امنیتی منطقه‌ای و وابستگی کمتر به یک قدرت جهانی قرار دهد. این احتمال نیز وجود دارد که نوع مشارکت آمریکا در این پیمان مطابق الگوی پیمان سنتو سازمان‌دهی شود؛ به این شکل که آمریکا عضو رسمی آن نباشد؛ اما در همکاری امنیتی تنگاتنگ با آن قرار گیرد. باید توجه داشت که ترکیه و پاکستان نیز طی یکی دو سال گذشته نشان داده‌اند که اولویت ویژه‌ای برای توسعه روابط با شخص ترامپ قائل‌ هستند. ضمن اینکه تقسیم بار دفاعی موضوعی است که همواره مورد نظر آمریکا بوده است.

در مورد اینکه نگرانی عربستان عمدتا از ناحیه ایران و گروه‌های متحد ایران است، تردیدی وجود ندارد. اکنون ظاهرا اولویت‌های عربستان در مرکز توجه قرار دارد و هدف پیمان تمرکز بر این اولویت‌ها است. اما پیمان جدید رسما دفاعی توصیف شده و دو عبارت «حمله مسلحانه علیه یکی» و نیز «بازدارندگی جمعی» در بیانیه مکه نیز موید دفاعی بودن آن است. بر این پایه تکذیب شده که این پیمان علیه کشور مشخصی است. اما بدون شک ایران با توجه به کم و کیف رابطه‌اش با عربستان مهم‌ترین کشوری است که باید پیامدهای آن را بررسی کند.

زمان‌بندی انعقاد این پیمان هم مهم است. تا قبل از آتش‌بس در ۱۹ فروردین سعودی‌ها مدعی انجام حملاتی از ایران علیه قلمرو خود بودند و بعد از آن نیز مدعی حملاتی از سوی حشدالشعبی و حوثی‌ها علیه عربستان بوده‌اند و در یک نوبت به همراه آمریکا علیه مواضعی در عراق اقدام کرده‌اند. برخی نیز این پیمان را در ارتباط با تهدید ایران علیه زیرساخت‌های کشورهای عربی در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های ایران دیده‌اند. این گونه پیمان‌ها علاوه بر تاثیر سیاسی و رسانه‌ای و روانی که دارند، امکان جلب اعضای جدید و حرکت در جهت ایجاد ساختار امنیتی جدیدی در منطقه را نیز دارند که می‌تواند در تعارض با منافع امنیت ملی ایران باشد. اگر چه وزیر خارجه ترکیه در واکنش به تلقی این پیمان به عنوان یک «جبهه متحد سنی»، ماهیت فرقه‌ای این بلوک را رد کرده‌است، اما چنین ذهنیتی در افواه می‌تواند تبعات منفی خود را داشته باشد. سوال مهم اکنون این است که آیا چنین پیمانی موجب افزایش ریسک گسترش جنگ می‌شود و به این دلیل بر شانس دیپلماسی می‌افزاید یا خیر.

* دیپلمات پیشین