آیا دیپلماسی کارساز خواهد شد؟

از آنجا که جنگ ادامه سیاست با ابزاری دیگر است، طرفین هر مخاصمه‌ای باید جنگ و دیپلماسی را توأمان و ملازم یکدیگر بدانند و همواره مترصد حل مشکل از راه‌های دیپلماتیک باشند. در این رابطه، سفر هیات عمانی به تهران در جمعه و شنبه گذشته مهم‌ترین تحول بود و ممکن است توقف همزمان تجاوزات آمریکا با این سفر ملازمه داشته‌ باشد. سخنگوی وزارت خارجه مذاکرات هیات عمانی در تهران را «مفید» خواند و از «پیشرفت‌هایی» در جریان آن سخن گفت. به گفته او «دو طرف در مورد اصول مشترک و سازوکارهای عملیاتی برای مدیریت تردد ایمن کشتیرانی در تنگه هرمز با رعایت حقوق حاکمیتی دو دولت ساحلی، تبادل نظر کردند.» او اضافه کرد: «اما رایزنی‌های فنی و سیاسی بین دو طرف ادامه دارد.» این سخنان حاوی عبارات جدید و مهمی مانند «اصول مشترک و سازوکارهای عملیاتی» و «رعایت حقوق حاکمیتی دو دولت ساحلی» است. اما اینکه گفته شده «رایزنی‌ها... ادامه خواهد داشت» حاکی از آن است که توافق نهایی حاصل نشده است.

در این چند روز تحرکات چین ازجمله تاکید علنی وزیر خارجه چین بر حمایت از تلاش‌های میانجی‌گرانه و «تعهد چین به ایفای نقشی فعال‌تر برای اعاده صلح»، دو سفر وزیر کشور ایران به پاکستان ظرف ۱۰روز و نیز ارائه طرحی از سوی قطر و پاکستان حاوی پیشنهاد بازگشت ایران و آمریکا به وضعیت قبل از ۱۹ تیرماه به‌عنوان قدم اول برای ازسرگیری مذاکرات نیز قابل‌توجهند.

اهمیت بیشتر سفر هیات عمانی به تهران ناشی از اهمیت محوری مساله تنگه هرمز و فروپاشی یادداشت تفاهم و ازسرگیری جنگ از ۱۶تیرماه به‌دلیل اختلاف در این مورد است. از طرفی، کلید حل این مشکل حداقل در ظاهر در دستان ایران و عمان قرار دارد. مذاکرات حدودا چهار ماهه اخیر بین ایران و عمان نه تنها تاکنون حاصلی نداشته، بلکه مقامات عمانی از اوایل ژوئیه مواضع سخت‌گیرانه‌تری شامل تاکید بر «حق عبور ترانزیت»، پایبندی به اصول حقوق دریاها و مخالفت با «تحمیل وجوهی بر کشتی‌ها» می‌شود. عمان به‌دلیل تعهدات ناشی از عضویت در کنوانسیون حقوق دریاها و مهم‌تر از آن فشار آمریکا و دیگر کشورهای منطقه و جهان دست بازی برای همراهی با ایران ندارد.

 ‌تفاسیر متفاوت و متعارض آمریکا و ایران از بند ۵ یادداشت تفاهم، منشأ اصلی اختلاف است. ایران بر آن است که بند ۵ ایجاد ترتیبات لازم برای عبور از تنگه هرمز را انحصارا در صلاحیت ایران قرار داده و از طریق «سازمان تنگه خلیج‌فارس» اعلام کرده ‌است که کشتی‌ها فقط در صورت دریافت مجوز قبلی مجاز به تردد در مسیرهای تعیین‌شده توسط ایران هستند. در مقابل، آمریکا بند۵ را درباره بازگشایی و شروع مذاکره با عمان و بحث با دیگر کشورهای منطقه برای «اداره آینده» امور تنگه تفسیر می‌کند.

از نظر آنها «اداره تنگه» در چارچوب ماده۴۲ کنوانسیون حقوق دریاها، شامل اموری مانند وضع مقررات برای ترافیک دریایی و نظارت بر آن، برای ایمنی کشتیرانی، مسائل زیست‌محیطی، ماهیگیری و مانند آن است. با ادامه این اختلاف و ادعای اصابت موشک و پهپاد به سه کشتی در آب‌های عمان در ۱۶تیر و اعلام اعاده محاصره دریایی ایران در ۲۴تیر، یادداشت‌تفاهم منتفی شد. همزمان، عمان نیز مدعی است که تفاهم بین ایران و آمریکا نمی‌تواند ناقض حاکمیت آن کشور بر دریای سرزمینی‌اش باشد.

مشکل اکنون این است که موضوع تنگه هرمز برای ایران و آمریکا به یک مساله‌ مهم و حیثیتی تبدیل شده‌ و بعید است دو طرف به ‌راحتی با شرایط و خواسته‌های یکدیگر درباره تنگه موافقت کنند. استراتژی آمریکا در این مقطع مطالبه بازگشایی تنگه است. برای این منظور، آمریکا مدتی بر هدف ایجاد اختلال در توان نظارتی و پایشی ایران در سواحل جنوب و جزایر ایرانی و حمله به امکانات نظامی و لجستیک و زیربنایی ایران در جنوب متمرکز شد که همزمان به‌خاطر عدم رعایت اصولی مانند تناسب، احتیاط و تمایز، در حکم جنایت جنگی است. برای ایران نیز با توجه به تصریح مقامات عالی‌رتبه و جوی که در افکار عمومی ایجاد شده، عقب‌نشینی از تفسیر معطوف به اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و کنترل ترددها و کسب درآمدی از آن بسیار مشکل شده‌ است.

از طرفی، آمریکا همزمان، بر تضعیف شرایط اقتصادی ایران از طریق ادامه محاصره دریایی و اقدامات تجاوزکارانه دیگر متمرکز است و تصور می‌کند که با اعمال فشار از این طریق می‌تواند اهداف مذاکراتی‌اش را پیش ببرد. این در حالی است که بازار نفت به دلیل تحولات ساختاری طی ۳۰-۲۰ سال گذشته واکنش چندانی به منازعه ژئوپلیتیک جاری نشان نداده و به‌رغم بسته بودن دو تنگه مهم، بهای نفت افزایش چندانی نیافته است. از طرفی، شاخص‌های اقتصادی مهم در آمریکا مانند نرخ بهره اوراق خزانه ۱۰ ساله و شاخص S&P ۵۰۰ در وضعیتی نیست که موجب نگرانی ترامپ شود. لذا، برای ایران تمرکز هر چه سریع‌تر بر دیپلماسی حیاتی است.

* دیپلمات پیشین