بیستمین گام صنعت سنگ اصفهان؛ تمرین برای عبور از اقتصاد دستوری

 بازگشت به اردیبهشت؛ تلاش برای احیای یک برند ۲۰ ساله

محمود صلصالی، رئیس انجمن سنگ استان اصفهان، در حالی از برگزاری متفاوت نمایشگاه امسال خبر می‌دهد که به نظر می‌رسد هدف اصلی، چیزی فراتر از نمایش محصولات است: «احیای اعتبار از دست رفته». تثبیت زمان برگزاری در اردیبهشت‌ماه، تلاشی است برای بازگشت به دورانی که اصفهان بدون رقیب، قطب بلامنازع منطقه بود. اما واقعیت این است که برند «پایتخت سنگ ایران» در آستانه بیستمین دوره خود، زیر بار تورم، نوسانات ارزی و سوءمدیریت‌های کلان، کمر خم کرده است.

اگرچه صلصالی بر «هم‌افزایی صنفی» تأکید دارد، اما از فحوای کلام فعالان در بخش‌های محاوره‌ای جلسه برمی‌آمد که این هم‌افزایی، نه یک انتخاب داوطلبانه، بلکه مسیری اجباری برای بقا در برابر رکود است. تغییر رویکرد نمایشگاه از «فروش‌محوری» به «گفت‌وگومحوری» نشانه مثبتی از درک تغییر ذائقه بازار است؛ با این حال، سوال اساسی اینجاست که آیا این گفتگوها در بیستمین گام این صنعت، به خروجی عملیاتی برای حل چالش «ارزش افزوده» منجر خواهد شد یا در حد بیانیه‌های خوش‌بینانه باقی می‌ماند؟

 پارادوکس ماشین‌سازی؛ نبوغ در سایه کپی‌کاری

یکی از داغ‌ترین بخش‌های این نشست، اظهارات سیف‌الله شیخ‌محمدی، رئیس انجمن ماشین‌سازان بود. او با افتخار از توانمندی داخلی در تولید دستگاه‌هایی سخن گفت که با وجود امکانات محدود، با نمونه‌های ایتالیایی رقابت می‌کنند. شیخ‌محمدی با اشاره به هزینه‌های کمرشکن تورم، برگزاری نمایشگاه در اصفهان را راهی برای حفظ حیات ماشین‌سازانی دانست که دیگر توان حضور در نمایشگاه‌های سایر استان‌ها را ندارند.

اما نگاه منتقدانه «دنیای اقتصاد» به این بخش از زنجیره تولید، معطوف به پدیده «مهندسی معکوس» است. اگرچه ساخت دستگاه‌های مدرن مانند «برش مویی» در داخل کشور نشان از هوش فنی ایرانی دارد، اما این نبوغ فنی عمدتاً صرف کاهش قیمت تمام‌شده شده است، نه نوآوری در فرآیند تولید برای کاهش ضایعات زیست‌محیطی. در حالی که دنیا به سمت «معادن سبز» و فرآوری با حداقل هدررفت انرژی حرکت می‌کند، افتخار فعالان یاد شده در بیستمین دوره خود همچنان بر «ساخت ارزان‌تر مشابه خارجی» متمرکز است. این رویکرد، اگرچه در دوران تحریم قابل ستایش است، اما در بلندمدت صنعت سنگ را از رقابت در بازارهای کیفی جهان باز می‌دارد.

 ریشه در اصفهان، نگاه به همسایه؛ فرصت یا عقب‌نشینی استراتژیک

رضا احمدی، رئیس کانون سنگ ایران در این نشست هم اندیشی  از میراثی سخن گفت که از گذشتگان به ارث رسیده است. او به درستی اصفهان را ریشه صنعت سنگ می‌داند که حتی واحدهای فرآوری سایر شهرها نیز از آن تغذیه می‌کنند. اما نکته تامل‌برانگیز، استراتژی صادراتی مطرح شده توسط یونس صادقی، عضو هیات ‌مدیره انجمن بود. صادقی با صراحت اعلام کرد: «هدف ما بازارهای دوردست مثل آمریکا نیست؛ تمرکز ما بر همسایگانی مثل عراق و کویت است.» این اظهارنظر، نمایی روشن از واقعیتِ امروز اقتصاد ایران است. تمرکز بر بازارهای همسایه به دلیل هزینه‌ پایین حمل‌ونقل و سهولت در نقل‌وانتقال مالی، یک استراتژی «تدافعی» موفق است، اما برای صنعتی با ۲۰ دوره سابقه نمایشگاهی، نوعی عقب‌نشینی از بازارهای با ارزش افزوده بالا محسوب می‌شود. وقتی هدف‌گذاری ما به تأمین سنگ پروژه‌های عمرانی کشورهای همسایه محدود شود، ناخودآگاه از استانداردهای زیبایی‌شناختی و کیفی معماران پیشرو جهان فاصله می‌گیریم. بازارهای همسایه نباید به «تله راحتی» برای تولیدکنندگان تبدیل شوند.

 نقد اقتصاد دستوری؛ فنر فشرده‌ای که باید رها شود

در بخش‌های صریح‌تر جلسه، انتقادات تندی متوجه بدنه دولت شد. فعالان با اشاره به مشکلاتی نظیر تعهدات ارزی و بروکراسی‌های سنگین، از دولت خواستند که اگر کمکی نمی‌کند، حداقل مانع‌تراشی نکند. احمد کریمی، عضو هیات ‌مدیره انجمن، با تأکید بر اینکه این نمایشگاه متعلق به شخص نیست و نباید نگاه درآمدزایی داشته باشد، بر لزوم حاکمیت «خرد جمعی» تأکید کرد.

واقعیت این است که صنعت سنگ ایران تقریباً ۱۰۰ درصد خصوصی است، اما دولت با مداخلات قیمتی و وضع قوانین خلق‌الساعه، مانند یک «شریک تحمیلی» عمل می‌کند. روزنامه دنیای اقتصاد همواره بر این باور است که راه نجات، خروج کامل دولت از رگولاتوری تهاجمی و سپردن امور به دست تشکل‌هایی است که بیست سال تجربه برگزاری رویدادهای بین‌المللی را در کارنامه دارند.

 غایب بزرگ: محیط زیست و استانداردهای نوین

در حالی که در گزارش‌های رسمی، کمتر نشانی از دغدغه‌های زیست‌محیطی دیده می‌شود، در گفتگوهای متنِ جلسه، اشاراتی به روش‌های «نصب خشک» و آموزش‌های تخصصی شد. صنعت سنگ به طور سنتی یکی از صنایع پرمصرف در بخش انرژی و آب محسوب می‌شود.

در نگاه منتقدانه ما، بیستمین دوره نمایشگاه اصفهان باید فراتر از نمایش «کوپ و تایل»، به نمایشگاه «راهکارهای پایدار» تبدیل شود. ادعای جایگزینی سنگ خارجی با داخلی زمانی محقق می‌شود که فرآوری ما نه تنها در ظاهر، بلکه در «پایداری ساختاری» و «کاهش تخریب محیط زیست» نیز با استانداردهای جهانی برابری کند.

عبور از سنت به سوی مدرنیته اقتصادی

بیستمین دوره نمایشگاه سنگ اصفهان در اردیبهشت ۱۴۰۵، آزمونی برای بلوغ بخش خصوصی است. اگر این رویداد بتواند پس از دو دهه فعالیت، از یک «بازار مکاره استانی» به یک «مرکز تصمیم‌سازی راهبردی» تبدیل شود، می‌توان امیدوار بود که صنعت سنگ ایران از پیله تنهایی خود خارج شود. حمایت ما از این حرکت، مشروط به تغییر نگاه فعالان از «کمی‌گرایی» به «کیفی‌گرایی» است.

اصفهان ریشه دارد و ماشین‌سازِ باهوش؛ اما آنچه در این ۲۰ سال کم داشته، «اتصال به زنجیره ارزش جهانی» و «شهامتِ نه گفتن به خام‌فروشی مدرن» است. نمایشگاه بیستم، باید نقطه پایان بر عصر «تولید برای انبار» و آغاز عصر «تولید برای سلیقه جهانی» باشد.