گامهایی برای ایجاد امنیت روانی در تیمهای کاری
علاوه بر این، نقشآفرینی مدیران به عنوان حامی کارکنان در شرایط سخت و مبهم، به واسطه کمتر شدن ارتباطات و تعاملات بین مدیران و کارکنان دورکار نیز دستخوش تغییر و نوسان شده است. در نتیجه بسیاری از کارکنان خود را بدون حامی و راهنما میبینند و همین موضوع به استرس و احساس ناامنی در آنها دامن میزند. بر همین اساس، یکی از وظایف مهم و حساس مدیران در چنین شرایطی باید این باشد که گامهای محکم و موثری برای ایجاد و تقویت امنیت روانی و احساس آرامش در کارکنانشان بردارند و از این طریق به آنها کمک کنند عملکرد بهتر و مطمئنتری را از خود به نمایش بگذارند. در ادامه، به چهار اقدام مهم برای ایجاد و تقویت امنیت روانی در بین اعضای تیمهای کاری اشاره خواهد شد که آگاهی از آنها و پیادهسازی آنها میتواند تاثیر بسزایی در بهبود شرایط و موفقیت هر چه بیشتر مدیران در زمینه رهبری کارکنان داشته باشد.
۱- به هم پیوستگی و اتحاد درون تیمی برای انجام کارهای روزمره را تشویق کنید. یکی از مهمترین عوامل تقویت امنیت روانی در تیمهای کاری، شکلگیری فضایی است که اعضا در آن واقعا متحد و همدلانه عمل کنند؛ یعنی ضمن کمک به یکدیگر برای انجام مسوولیتها، اطلاعات و دانستههای خود را با هم به اشتراک بگذارند، شفاف و صادق باشند و از تکروی و پنهانکاری پرهیز کنند.
در واقع، این مدیر سازمان و رهبر تیم کاری است که میتواند و باید این اتحاد و همدلی و شفافیت را رواج دهد و روحیه تیمی و اتحاد را به تیم کاری تزریق کند و احساس ما بودن را به معنای واقعی کلمه ایجاد کند. یکی از راههای ایجاد و تقویت اتحاد و همدلی در درون تیمهای کاری این است که اعضای تیم بهخاطر اشتباهاتی که در زمان انجام کارها و عمل به وظایفشان مرتکب میشوند مورد بازخواست قرار نگیرند و در صورت بروز مشکل فقط یک نفر مقصر شناخته نشود، بلکه کل تیم مسوول شناخته شود.
۲- درس گرفتن از شکستها و اشتباهات کاری را نهادینه کنید. یکی دیگر از مهمترین عوامل برهمزننده آرامش روانی در میان کارکنان و اعضای تیمهای کاری به ترس از اشتباه کردن و شکست خوردن در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده مربوط میشود؛ ترسی که خیلیها را ابتکار و نوآوری و ریسککردن بازمیدارد و روحیه محافظهکاری و احتیاط بیش از حد را به تیمهای کاری تزریق میکند.
اگرچه در بسیاری از سازمانها و شرکتها موضوع نترسیدن از شکستهای کاری و درس گرفتن از آنها تبلیغ شده و بهصورت شعارگونه با این موضوع برخورد میشود، اما واقعیت امر این است که باز هم مبنای قضاوت درباره عملکرد افراد این است که آنها مرتکب اشتباهات کمتری شده باشند و کمتر شکست خورده باشند. با این همه، باید دانست که در دنیای پر رقابت امروز که نوآوری و خلاقیت در آن حرف اول را میزند و هر شرکتی که نوآوریهای بیشتری از خود نشان دهد موفقتر خواهد بود، جایی برای محافظهکاری و راحتطلبی وجود ندارد و باید دل به دریا زد. بنابراین میتوان با تعهد عملی و واقعی نسبت به درس گرفتن از شکستها و نترسیدن از اشتباه کردن، به کارکنان و اعضای تیمهای کاری این اطمینان را داد که در صورت ارتکاب بدترین اشتباهات و وقوع سنگینترین شکستها هم، سازمان از اعضای تیم حمایت کرده و آنها را مورد بازخواست قرار نخواهد داد.
۳- مطمئن شوید که همه کارکنان و اعضای تیم دیده میشوند. هیچچیزی بهاندازه تبعیض و نابرابری بین اعضای تیمهای کاری نمیتواند موجب ایجاد نارضایتی و احساس ناامنی شود. در این میان، اگر برخی اعضای تیم احساس کنند که نادیده گرفته میشوند و تلاشها و عملکردشان از سوی مدیران دیده نمیشود، درحالیکه سایر همکاران بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و دستاوردهای معمولیشان بزرگ و برجسته جلوه داده میشود، این وضعیت میتواند به احساس بیعدالتی و کاهش انگیزه آنها منجر شود. بر این اساس، یکی از اولویتهای مدیران برای افزایش امنیت روانی در درون تیمهای کاری باید این باشد که جلوی هر گونه تبعیض و نابرابری گرفته شود و همه اعضا به یک اندازه و بهصورت مساوی دیده شوند و مورد توجه قرار گیرند تا در نتیجه اعضا به این اطمینان برسند که عملکرد مطلوب آنها به طور حتم مورد توجه قرار خواهد گرفت و بزرگ داشته خواهد شد.
۴- به اعضای تیم به عنوان انسان نگاه کنید. یکی دیگر از عوامل بهوجودآورنده و تقویتکننده امنیت روانی در درون تیمهای کاری این است که نگاه ابزاری نسبت به اعضای تیم وجود نداشته باشد و کسانی که در تیم حضور دارند حس نکنند مورد سوءاستفاده مافوقها قرار میگیرند و مدیران سازمان در حال بهرهگیری از آنها بهمنظور رسیدن به اهداف خود هستند.
در این حالت تمام تلاش و توجه مدیران باید حول این محور شکل بگیرد که به کارکنان و اعضای تیم نه بهعنوان یک سری ماشین و ابزار، بلکه بهعنوان انسانهایی که دارای روح و احساسات و علایق خاص خود هستند نگاه شود. باید این موضوع جا بیفتد که توجه به افراد بهخاطر ارزشهای انسانی آنهاست و نهفقط دانش فنی و مهارتهای سختافزاری آنها. اگر افراد به این اطمینان خاطر برسند که نگاهی انسانی به آنها وجود دارد و به آنها بهعنوان ابزاری برای رسیدن رهبران سازمان به اهداف خاص خود نگاه نمیشود، به میزان قابلتوجهی بر سطح امنیت روانی در درون تیم افزوده خواهد شد.
منبع: HBS