در مصاحبه، خود واقعیات را نشان بده!
پژوهشی از «دن کیبل» و همکارانش در دانشگاه کارولینای شمالی نشان میدهد که چنین ذهنیتی حتی برای تثبیت جایگاه شغلی در سازمانها نیز مفید است. آنها پی بردند در بین آن دسته از متقاضیان شغلی که توسط سازمانهای استخدامکننده در زمره ۱۰ درصد برتر متقاضیان قرار گرفته بودند، کسانی که اصالت خود را حفظ کرده بودند و خود واقعیشان را نشان داده بودند، شانس استخدام بیشتری داشتند. در یک پژوهش روی وکلایی که قصد استخدام در ارتش ایالات متحده داشتند، آن دسته از متقاضیان باصلاحیتی که در مصاحبه، تصویری اصیل و واقعی از خود نشان دادند، سه برابر دیگران احتمال موفقیت در مصاحبه داشتند. ارائه تصویری اصیل از خود میتواند مانند یک ضریب تقویتکننده، متقاضیان شغلی باصلاحیت را از دیگران متمایز کند. اما خود واقعی بودن هنگام جستوجوی شغل واقعا سخت است. در جهانی که تحت هدایت رسانههای اجتماعی است، ما با تصویری «آرمانی» بمباران میشویم و میل به واقعی بودنمان کم میشود. اغلب، اصیل و واقعی بودن (به معنای با خود صادق بودن) به معنای کنار گذاشتن تصویر یا ماسک آرمانی و بینقصی است که از خود ساختهایم و تصور میکنیم ما را به شغل دلخواهمان میرساند.
«هرمنیا ایبارا»، استاد رفتار سازمانی در مدرسه کسبوکار لندن درباره پارادوکس اصالت صحبت میکند. زمانی که بازار کار رقابتیتر میشود و خطر از دست رفتن فرصتهای شغلی افزایش مییابد، ما وسوسه میشویم که تصویری بیعیب و نقص از خود به مصاحبهکنندگان نشان دهیم. اما اصالت حتی در اینجا نیز مفید است. اصالت (فارغ از آنکه باعث میشود سازمان و شغل همنوای خود را بیابید)، به معنای سخت و انعطافناپذیر نبودن نیست. برعکس، اصالت به معنای پذیرا بودن تجربیات و آمادگی برای تجربه نسخههای جدیدی از خودتان در مسیر است. او پیشنهاد میدهد که از تجربیات مانند بازخوردی از مصاحبههای خود استفاده کنید تا متوجه شوید مردم در شما چه چیز میبینند، چه چیز را میستایند و در ادامه مسیر چه کسی میتوانید شوید.
ارزشهای بنیادین
میتوان استدلال کرد آنچه باعث حفظ انسجام و اتصال ما به خود واقعیمان در طول مسیر شغلیمان میشود، ارزشهای بنیادین ما است. منظور از ارزشهای بنیادین، چیزی است که بیشترین اهمیت را برایمان دارد و به زندگیمان معنا میبخشد. اهداف ما ممکن است در طول مسیر شغلیمان تغییر کنند، اما ارزشهای بنیادین ما اغلب باقی میمانند و حتی پس از تحقق اهداف کنونیمان نیز مسیر ما را روشن میسازند. با این حساب، زمانی که در حال ارزیابی حرکت بعدی در مسیر شغلیتان بودید، از خود بپرسید که چه چیزی برایتان بیشترین اهمیت را دارد. با شفافسازی ارزشهای بنیادین خود، میتوانید چیزهایی را که برایتان اهمیت دارد، شناسایی کنید و از آن مانند قطبنمایی برای تصمیمگیری و مسیریابی بهره ببرید. به جای آنکه فرض کنید حقوق، عنوان شغلی یا شهرت کارفرما مهمترین موضوع برای شما است، وقت بگذارید و از خود بپرسید: چه نوع کاری برای من معنادار است؟ چه محیطهایی به رشد و رونق من کمک میکنند؟ چه چیزی بر آنچه دارم، اثر میگذارد؟ شاید با تامل در زندگی خود زمانهایی را به یاد بیاورید که بیشترین انرژی را داشتهاید، به خود افتخار میکردید یا احساس رضایت داشتید. همچنین میتوانید زمانهایی را به یاد آورید که احساس میکردید چیزی درست نیست و در حال فرسوده شدن هستید. این الگوها در چنین تجربیاتی میتوانند به شما کمک کنند ارزشهای خود را بیابید. شاید انصاف، استقلال، خلاقیت یا تعالی برای شما بیشترین اهمیت را دارند. به یاد داشته باشید حرکت همراستا با ارزشهای بنیادین به شما انرژی میدهد و حرکتی که اصطکاک داشته باشد یا در جهت خلاف ارزشهایتان باشد، انرژیتان را میگیرد.
توصیههایی کوتاه
داستانهایی از زندگی خود نقل کنید که صادقانه توانمندیهای شما را به تصویر بکشد. اگر در یک مصاحبه احساس کردید نمیتوانید با خودتان صادق باشید و آنچه را برایتان اهمیت دارد، نمیتوانید به وضوح مطرح کنید، شاید آن سازمان جای مناسبی برای شما نیست.
همچنین، بهترین حرفهها با شروع در یک شغل ایدهآل ساخته نمیشوند، بلکه بر اساس کسب تجربه، یادگیری از موفقیتها و شکستها و خود واقعی بودن در تمام مسیر ساخته میشوند. اگر در شغلی قرار گرفتید که گزینهای عالی برای شما نبود، شاید به مرور زمان متوجه شوید که همانجا نیز میتوانید بخشی از کار را شخصیسازی و متناسب با خود کنید. ایده این است که با اندکی خلاقیت و اتکا به حس درونی، شغل و وظایفتان را با نگاه خاص خود بنگرید و به دنبال جنبههایی از آن باشید که میتوانید آن را به سبک خود (که میتواند بهرهورتر، خلاقتر، زیباتر یا سادهتر باشد) انجام دهید. این شخصیسازی میتواند کار شما را تبدیل به یک بازی و سرگرمی یا یک اثر هنری کند که به شما انرژی میبخشد. همچنین میتوانید شغل خود را با اضافه کردن یک وظیفه کاری شخصیسازی کنید که منطبق با توانمندیها یا علایق شما است. اهمیت ندارد این وظیفه چقدر بزرگ یا کوچک است. در نهایت، میتوانید راههایی برای افزایش تعامل با همکارانی بیابید که الهامبخش شما هستند نه کسانی که در تلاش برای سرکوب شما و پنهان کردن ارزشها، توانمندیها و علایقتان هستند.
منبع: London Business School