دنیای اقتصاد گزارش میدهد؛
بهرهوری بیشتر با تشخیص «تیپ زمانی»
هیچکدام از این دو نیروی کار لزوما توانمندتر از دیگری نیستند. آنها فقط بر اساس ساعتهای درونی متفاوتی عمل میکنند.
دانشمندان این تفاوتها را «تیپ زمانی» (Chronotype) مینامند؛ یعنی ترجیح طبیعی ما برای خوابیدن و هوشیار بودن در زمانهای مشخصی از روز. ژنتیک، سن و عوامل محیطی همگی در شکلگیری این تفاوتها نقش دارند. به همین دلیل، بعضی افراد بهطور طبیعی صبحها عملکرد بهتری دارند، درحالیکه برخی دیگر خیلی دیرتر به اوج تواناییهای شناختی خود میرسند.
مشکل اینجاست که محیطهای کاری مدرن همچنان یک نوع تیپ زمانی را بر دیگری ترجیح و به آن پاداش میدهند.
پژوهشها نشان دادهاند که مدیران، کارکنانی را که زودتر کارشان را شروع میکنند، همواره مطلوبتر ارزیابی میکنند؛ حتی اگر مجموع ساعات کاری و عملکرد واقعی آنها در این مدت را در نظر بگیرند. سرپرستان صرفا کارکنانی را که زودتر شروع به کار میکنند، مسوولیتپذیرتر میدانند و همین امر نوعی «سوگیری زودهنگام» ایجاد میکند که بر ارزیابی عملکرد تاثیر میگذارد. این یافته باید سازمانها را به فکر وادارد.
با انرژی خود هماهنگ شوید، نه اینکه با آن بجنگید
کمتر نیروی کاری میتواند انتخاب کند که روز کاریاش چه زمانی آغاز شود، اما بسیاری از افراد بر نحوه استفاده از زمان کاری خود، کنترل بیشتری دارند.
وسوسهانگیز است که ابتدا سراغ سختترین کار برویم، چون توصیههای مربوط به بهرهوری مدام تاکید میکنند که افراد موفق باید «قورباغه را قبل از صبحانه قورت بدهند». اما برای کسی که تمرکز ذهنیاش بهطور طبیعی دیرتر شکل میگیرد، این رویکرد اغلب به کندتر شدن روند فکر کردن، اشتباهات غیرضروری و کلافگی قابل پیشگیری منجر میشود.
راهبرد بهتر این است که کارهای دشوار را با زمانهایی هماهنگ کنیم که بیشترین هوشیاری ذهنی را داریم.
نوشتن، تفکر راهبردی و تصمیمگیریهای پیچیده به تمرکز مداوم نیاز دارند. کارهای اداری، ایمیل و برنامهریزی معمولا تلاش ذهنی کمتری میطلبند و میتوانند گذار مفیدی برای شروع روز باشند.
شواهد جدید نیز از این رویکرد حمایت میکنند. مطالعهای روی بیش از ۸ هزار کارمند اداری در ژاپن نشان داده که وقتی برنامه کاری افراد با الگوهای طبیعی خوابشان در تضاد باشد، بهرهوری آنها کاهش مییابد. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که هماهنگ کردن ساعات کاری با تیپ زمانی هر فرد میتواند هم کیفیت خواب و هم عملکرد او را در محیط کار بهبود دهد.
سبک کاری خود را آشکار کنید
بسیاری از کارکنان، بدون هیچ اعتراضی، خود را با شروع زودهنگام روز کاری وفق میدهند. آنها هرگز توضیح نمیدهند که این موضوع چه تاثیری بر عملکردشان دارد. در همین حال، مدیران تصور میکنند همه افراد عملکرد مشابهی دارند، چون کسی خلاف این را نمیگوید. این سکوت میتواند باعث سوءتفاهمهای غیرضروری شود. ممکن است کسی که در یک جلسه ساعت ۸ صبح مشارکت کمتری دارد، بیانگیزه به نظر برسد، درحالیکه همان فرد در بعدازظهر عملکردی فوقالعاده دارد. راهحل، درخواست رفتار ویژه نیست؛ بلکه گفتوگویی صادقانه درباره این است که چگونه میتوانید بهترین عملکرد خود را داشته باشید. یک کارمند ممکن است توضیح دهد که اگرچه در ساعات معمول اداری کاملا در دسترس است، اما معمولا بهترین کارهای تحلیلی خود را در ساعات پایانی روز انجام میدهد و بهتر است این زمان را برای پروژههایی که به تمرکز نیاز دارند، حفظ کند. مدیران باید از چنین گفتوگوهایی استقبال کنند. با رایجتر شدن کار ترکیبی، سنجش تعهد کارکنان بر اساس اینکه چه کسی هر روز صبح زودتر وارد سیستم میشود، بیش از پیش منسوخ به نظر میرسد.
بازتعریف بهرهوری، فراتر از شروع زودهنگام
دهههاست که فرهنگ کسب و کار از سحرخیزها تمجید میکند. داستانهایی درباره مدیرانی که روزشان را از ساعت ۵ صبح آغاز میکنند، این تصور را تقویت کردهاند که موفقیت حرفهای پیش از طلوع آفتاب آغاز میشود. اما شواهد چندان قانعکننده نیستند. پژوهشهای اخیر نشان دادهاند کارکنانی که تیپ زمانی آنها عصرهاست، توانایی کاری و بهرهوری پایینتری را به نمایش میگذارند. این به این دلیل نیست که آنها ذاتا توانایی کمتری دارند، بلکه ساعات کاری استاندارد با ریتم زیستی آنها در تضاد است. پژوهشگران معتقدند محیطهای کاری باید هنگام طراحی شیوههای سالمتر و بهرهورتر کار، تیپ زمانی افراد را نیز در نظر بگیرند. این تمایز بسیار مهم است.
شبزندهدار بودن مزیت رقابتی نیست؛ سحرخیز بودن هم همینطور. مزیت، زمانی ایجاد میشود که افراد بتوانند بهطور مداوم کارهای مهم را در ساعاتی انجام دهند که ذهنشان بیشترین توانایی را برای انجام آنها دارد.
شرکتها سالهاست از خود میپرسند چگونه میتوان افراد را بهرهورتر کرد. اما شاید سوال بهتر این باشد که آیا انتظار داریم همه دقیقا در یک زمان مشخص بهرهور باشند؟ با انعطافپذیرتر شدن روزافزون شیوههای کار، سازمانهایی که حاضرند درباره زمان انجام کار بازنگری کنند، ممکن است از سازمانهایی که همچنان فقط بر محل انجام کار تمرکز دارند، عملکرد بهتری داشته باشند.
منبع: Forbes