چرا داستانهای تاریخی- جنایی ماندگار شدهاند؟
پرداختن به التهابات زمانه از فاصله امن
از همین رو، دغدغههای نویسندگان این ژانر، هرچند در قرن نوزدهم یا هفدهم روایت شوند، بیتردید رنگ و بوی قرن بیستویکم دارند. مسائلی چون فساد و قدرت، نابرابری جنسیتی و طبقاتی، یا تعارض میان علم و باورهای کور، درونمایههاییاند که در هر دوره تکرار میشوند. تاریخی بودنِ مکان یا زمان، تنها سطح روایت است؛ در اعماق، ما با انسان امروز سروکار داریم.نمونهای تازه از این نگاه، رمان The Secret Book Society (انجمن مخفی کتاب) نوشته مدلین مارتین است. داستان در لندن ۱۸۹۵ میگذرد و سه زنی را دنبال میکند که با تشکیل باشگاهی زیرزمینی، علیه سکوت تحمیلی جامعه میایستند. محور روایت، آزادی و خودآگاهی زنان است؛ موضوعی که بهاندازه گفتوگوهای معاصر درباره جنسیت و توانمندسازی زنان، بهروز و زنده جلوه میکند.
تاریخ در این آثار، نهفقط تزئینی روایی بلکه ابزاری تحلیلی است. رمانهای تاریخی به نویسندگان اجازه میدهند به موضوعات ملتهب روزگار خود، از فاصلهای امن بپردازند. این فاصله زمانی نه فرار از واقعیت، بلکه فرصتی برای نگریستن دوباره به آن است. آن هم بیآنکه لحن اثر به جدل سیاسی بدل شود.
آلما کاتسو در رمان The Fervor (تب) که در اردوگاههای بازداشت ژاپنی–آمریکاییها در جنگ جهانی دوم میگذرد، از همین فاصله بهره میگیرد. او با استفاده از بستر تاریخی بیعدالتی و تبعیض نژادی، مخاطب امروز را دعوت میکند تا به بیگانههراسی و نقض حقوق مدنی در زمانه خود بیندیشد؛ مسائلی که تیتر هر روز اخبارند، اما در روایت تاریخی، با نگاهی تازه و پرعمقتر مطرح میشوند.
دن یادآور میشود که نوشتن تاریخ، دقتی وسواسگونه میطلبد. برای بسیاری از خوانندگان، داستانها گاه منبع نخست آشنایی با گذشتهاند. ازاینرو، نویسنده باید واقعیتها را درست بازتاب دهد، وگرنه خطر تحریف تاریخ وجود دارد. بااینحال، پایبندی به مستندات، به معنای خفه کردن تخیل نیست.
در «جهانسازی» داستان تاریخی، نویسنده در مرز میان حقیقت و امکان حرکت میکند؛ جایی که جزئیات زنده و ملموس، مانند بوی کود و صدای اسب بر سنگفرشهای لندن، روح داستان را میسازند. دن باور دارد که همین جزئیات دراماتیک، آینهای از زندگی واقعیاند: «در نهایت، گناه مرگبار مثل هیچ چیز دیگر خطر را بالا نمیبرد و تمرکز داستان را تیزتر نمیکند.» از همین روست که بدون اجساد و راز، The Maltese Falcon (شاهین مالت) شاید هرگز چنین ماندگار نمیشد.
شکافهای تاریخ برای نویسندگان، میدان کاوش انسانیت است. در این میان، رمانهای جنایی تاریخی مجال میدهند تا صداهای خاموششده دوباره شنیده شوند. نویسنده میتواند روایت رسمی را به چالش بکشد و واقعیت را از منظر افراد بهحاشیهراندهشده بازآفرینی کند؛ از زنان و خدمتکاران گرفته تا بردگان و مهاجران. دن مینویسد: «اگر تاریخ را فاتحان مینویسند، شاید حقیقتی زمینیتر در تجربههای زیسته مغلوبان نهفته باشد.» آنچه در این آثار اهمیت دارد، بازنمایی زندگی روزمره، امید و ترس افراد معمولی است؛ همان جایی که حقیقت تاریخ، ملموس و انسانی میشود.
در پایان، پیام نهایی این ژانر ساده است اما عمیق: گذشته هنوز جریان دارد، چون انسان تغییر نکرده است. طمع، حسادت و نومیدی، همچنان در تاروپود جامعه حضور دارند؛ همان انگیزههایی که در قرون پیش، مایه جرم بودند، امروز نیز هستند. مشکلات اجتماعی، ریشه در همان خاک کهن دارند و عدالت، آهستهتر از تاریخ تکامل مییابد.شاید به همین دلیل است که مخاطبان، بارها و بارها به داستانهای جنایی تاریخی بازمیگردند تا در روایتهای خون و راز و قضاوت، بازتابی از خود و زمانهشان ببینند.