بخش صد و هفتاد و چهارم

ریشه‌های نظم سیاسی: از دوران پیشا انسانی تا انقلاب فرانسه

شماره روزنامه: ۴۸۷۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۴۹۴۶۷ دنیا

فرانسیس فوکویاما ترجمه: محمد حسین باقی

فرانسه دوران «رژیم کهن» [منظور نظام اجتماعی و سیاسی پیش از انقلاب کبیر فرانسه است] تصویری کاملا متناقض از قدرت عظیم و ضعف اساسی را نمایش می‌دهد. نگاه رقبای انگلیسی و هلندی لوئی به فرانسه در اواخر قرن هفدهم اندکی شبیه به نگاه آمریکایی‌ها به شوروی طی دوره جنگ سرد بود؛ یعنی یک قدرت سرزمینی عظیم، ثروتمند، قدرتمند و جاه‌طلب که آزادی‌های کل اروپا را تهدید می‌کرد. سلطنت فرانسه در دولت‌سازی اروپایی پیشگام بود و مبنایی برای یک دولت مدرن و متمرکز اداری فراهم کرد. «الکسی دو توکویل» که در دهه ۱۸۴۰ می‌نوشت، خاطرنشان ساخت که چگونه فرانسوی‌های هم‌نسل او معتقد بودند که این دولت فقط با انقلاب فرانسه رخ نمود.

ریشه‌های نظم سیاسی:  از دوران پیشا انسانی تا انقلاب فرانسه

دولت به تدریج بر آزادی تمام رعایای خود دست‌اندازی می‌کرد، اما فقط با گرو گذاشتن آینده خود به لژیونی از صاحب منصبان فاسد به شیوه‌ای ناپایدار. این دولت نتوانست به وضعیت بالاتر مطلق‌گرایی که قرن‌ها پیش‌تر چینی‌ها به آن دست یافته بودند، حرکت کند. در نهایت، این دولت به‌طور عادی ملزم به احترام و رعایت منافع همان طبقه اجتماعی بود که می‌کوشید بر آن فائق آید و باید به قوانین به ارث برده شده از گذشته احترام می‌گذاشت. تنها پس از آنکه این طبقات اجتماعی با انقلاب از میان رفتند یک دولت به راستی مدرن فرانسوی توانست مجال ظهور یابد. از بسیاری جهات، وضعیت سلطنت فرانسه بسیار شبیه به وضعیت برخی کشورهای در حال توسعه معاصر بود تا آنجا که این کشور حاکمیت قانون را به مثابه مانعی ناخوشایند در جهت اهداف خود می‌دید. دولت، ولخرج بود و پول را نه صرف یارانه یا برنامه‌های اجتماعی که خرج جنگ می‌کرد. کسری بودجه ناشی از آن باید تامین می‌شد و جست و جوی ناامیدانه شاه برای درآمدها موجب شد که او هر جا که تصور می‌کرد که می‌تواند از پس آن برآید، قانون را دور می‌زد، می‌شکست یا آن را تغییر می‌داد. اما این قدرت با این حقیقت محدود می‌شد که در آخر او باید به همان گروه از طلبکاران برای تامین مالی رجوع کند. تنها راه پادشاه برای خروج از این وضعیت همانا مصادره جمعی دارایی‌های نخبگان بود که همان کاری بود که در نهایت انقلاب انجام داد. اما این فراتر از تصور یا قابلیت‌های «رژیم کهن» بود که در نهایت خود را در وضعیت بحران اقتصادی دائمی گرفتار می‌دید. در عین حال، جامعه‌ای که دولت تلاش داشت از آن مبالغی بدوشد ناتوان از آن بود که اصل پاسخگویی را به او [دولت] تحمیل کند. دلیل این هم فقدان همبستگی اجتماعی یا سرمایه اجتماعی در میان طبقات مختلف اقتصادی بود.

04-04

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن