دوستی دو نویسنده؛ برشت و وانگر

شماره روزنامه: ۴۷۳۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۸۳۸۸۰ جمعه‌نامه

مریم مویدپور

رمان «سان ست» درباره دوستی لیون فویشت‌وانگر و برتولت برشت است. وانگر یکی از معروف‌ترین نویسندگان آلمانی و نامزد جایزه نوبل ۱۹۳۰ بوده است. وانگر یکی از روزهای اوت ۱۹۶۵ در ویلای مجلل خود از خواب بیدار می‌شود. همسرش برای دیدار با وکیلی از شهر خارج شده و او در تنهایی تلگرافی حامل خبر فوت برشت را می‌گیرد. دنیای وانگر به‌هم می‌ریزد. او دوستی سی‌ساله را از دست‌ داده است. برشت ۱۴ سال از وانگر کوچک‌تر بود و همیشه احساس پدری را در او برمی‌انگیخت. حالا وانگر در تنهایی خاطرات سی‌ساله‌اش را با برشت مرور می‌کند. وانگر آشنایی‌شان را به یاد می‌آورد. وقتی در روز برفی سردی زنگ در به صدا درمی‌آید و مردی جوان خودش را معرفی می‌کند.

دوستی دو نویسنده؛ برشت و وانگر

این برای وانگر عادی شده که نویسندگان جوان ستایش‌کنان آثارشان را پیش او بیاورند تا به بشریت کمک کنند و دنیا را تغییر دهند. اما برشت از وانگر می‌خواهد با استفاده از روابط گسترده و آشنایی‌اش با اهالی تئاتر در اجرای نمایشنامه‌اش به او کمک کند. نمایشنامه را به وانگر می‌دهد و می‌گوید این را فقط و فقط برای پول نوشته‌ام. وانگر به‌شدت متعجب می‌شود. شبانه نمایشنامه را می‌خواند و شیفته‌ سبک و زبان برشت می‌شود. زبان نمایشنامه از هیچ متنی گرفته نشده و زبان مردم است. متن از گفتن حقایق اجتماعی ابایی ندارد و درنهایت، داستان نمایشنامه هم به وقایع روز برمی‌گردد و هم به شخصیتی تاریخی. روز بعد با برشت تماس می‌گیرد و می‌پرسد چرا دروغ گفتید؟ مگر می‌شود چنین نمایشنامه‌ای را فقط برای پول نوشت؟ برشت پاسخ می‌دهد، من این را فقط برای پول نوشته‌ام و اگر باور نمی‌کنید، مشکل خودتان است. اما نمایشنامه‌ دیگری نوشته‌ام که خیلی‌ خوب است. همان روز «بَعل» را برای وانگر می‌آورد. وانگر به‌قدری شیفته‌ سبک و موضوع «بعل» می‌شود که به همسرش، مارتا، می‌گوید: این نویسنده نابغه‌ واقعی است! و دوستی این دو از همین جا شروع می‌شود.

با کمک وانگر این نمایشنامه‌ها روی صحنه می‌روند. او سال‌ها از برشت حمایت می‌کند. با وجود فاصله‌ سنی چهارده‌ساله، دوستی عمیق و همکاری بسیار خلاقی بین‌ این دو شکل می‌گیرد. وانگر شخصیتی بسیار کنترل‌شده و آرام است که خیلی شمرده سخن می‌گوید. در حالی‌که برشت فوری واکنش نشان می‌دهد و مانند آتشفشان سخن می‌گوید.زود عصبانی می‌شود و حرفش را رک و راست می‌گوید. سبک کار این دو نویسنده نیز کاملا متفاوت است. برشت با نبوغی ویژه مانند اسفنج در هر موقعیتی ایده‌ها را جذب می‌کند و مطالب جدید خلق می‌کند.

وانگر برای نوشتن هر رمانی سال‌ها تحقیق می‌کند. پشت هر رمان او دنیایی از دانش و معلومات است. او برای نشان دادن شرایط جامعه از شخصیت‌ها و وقایع تاریخی به‌خصوص استفاده می‌کند. مثلا برای نشان دادن ترس و وحشت و ترور در آلمان زمان هیتلر و فضای آمریکای مک‌کارتی برای روشنفکران آلمانی مهاجر از یک شخصیت و دوره‌ تاریخی به‌خصوص استفاده می‌کند. کلاوس مودیک یکی از مطرح‌ترین نویسندگان معاصر آلمان است.او بسیار باسواد است. بیشتر رمان‌های تاریخی می‌نویسد. نظریه‌های ادبی را می‌شناسد و برای هر رمانش سال‌ها وقت می‌گذارد. مودیک دکترای ادبیات آلمانی دارد و رساله‌ دکترای او در مورد وانگر، ادبیات وانگر و ادبیات تبعید است. پس آثار وانگر و ادبیات تبعید را به خوبی می‌شناسد. او سال‌ها در دانشگاه‌های مختلف آمریکا و آلمان تدریس می‌کرده، شمار زیادی ترجمه دارد و از مطرح‌ترین نویسنده‌های آلمان است. به‌خصوص دو کتاب آخر او، «کنسرت بدون شاعر» در مورد ریلکه و «راز کایزرلینگ» در مورد نویسنده‌ای آلمانی، از پرفروش‌ترین‌ها هستند.

 

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن