ضربه انحصارطلبی
ابراهیم خوشگفتار/ نایبرییس هیاتمدیره سندیکای شرکتهای تولیدکننده برق
در ادبیات داستانی کشورمان روایت معروف پسر تنبلی نقل شده که مادرش به او پول میداد تا هر شب در مقابل سوال پدر بگوید کار کردم. پدر هر شب پول را در آتش میانداخت و در مقابل اعتراض همسر و پسرش سکوت میکرد تا اینکه پسر بالاخره یک روز تن به کار داد و وقتی پدر دوباره پولش را در آتش انداخت برای برداشتن پولش دست در آتش برد به این ترتیب پدر پی برد که پسر توان اداره زندگی خود را دارد.