گرانی برق و سوخت، این بار علیه ترامپ

به گزارش خبرنگار گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، اگرچه میانگین قیمت بنزین در سال جاری به اوج بیش از پنج دلاری سال ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین نرسیده و با تعدیل تورم نیز رکورد جدیدی ثبت نکرده است و داده‌های وزارت انرژی آمریکا نیز نشان می‌دهد قیمت گازوئیل و نفت سفید با وجود ثبت رکوردهای اسمی جدید در سال ۲۰۲۶ همچنان کمتر از اوج واقعی چهار سال قبل است، اما وضعیت کنونی تفاوتی بنیادین دارد.

تفاوت‌های ظریف اما مهمی وجود دارد که تورم کنونی انرژی را در فاصله سه هفته مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای، از منظر سیاسی بسیار تعیین‌کننده‌تر می‌کند. پیامدهای این بحران نه‌تنها ابعاد گسترده‌تری یافته، بلکه افکار عمومی این بار مسئولیت آن را مستقیماً متوجه کاخ سفید و تحولات چند ایالت کلیدی می‌داند.

در گام نخست، این گرانی اکنون قبض‌های برق خانگی را نیز در بر گرفته است. بهای برق که از سال ۲۰۲۲ روندی افزایشی در پیش گرفت، امسال به بالاترین سطح واقعی خود از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی رسیده است. در کارزارهای انتخاباتی چند ایالت، هزینه برق به همان اندازه نرخ بنزین در کانون اعتراضات قرار دارد.

تفاوت دوم به زمان‌بندی این تکانه مربوط می‌شود. شوک انرژی سال ۲۰۲۲ در بهار و اوایل تابستان به اوج رسید و تا ماه اکتبر، بهای سوخت و به‌ویژه بنزین افت محسوسی را ثبت کرد. در مقابل، این بار جهش قیمت گازوئیل و نفت سفید تا پاییز تداوم یافته و بازار سوخت آمریکا هیچ‌گاه در آستانه ماه نوامبر شاهد بنزین بیش از چهار دلار نبوده است.

علاوه بر این، در حالی که گرانی سوخت در سال ۲۰۲۲ در ادامه موج تورمی پس از همه‌گیری کرونا بود، جهش امسال روندی کاملاً غافلگیرکننده داشت و به افت سه‌ساله نرخ سوخت ناگهان پایان داد.

عامل سوم، بستر سیاسی و رویدادهای پشت پرده است. ترامپ وعده داده بود در سال نخست بازگشت به قدرت هزینه‌های انرژی را به نصف کاهش دهد، اما عملکرد خود او این وعده را زیر سوال برد. برخلاف بحران ۲۰۲۲ که ریشه در یک جنگ خارجی داشت، افزایش قیمت‌های فعلی پیوند مستقیمی با جنگ ترامپ علیه ایران دارد.

به گزارش بلومبرگ در تابستان و پاییز ۲۰۲۲، گرانی انرژی دغدغه مهم رای‌دهندگان بود، اما ابطال حق سقط جنین از سوی اکثریت محافظه‌کار دیوان عالی در ژوئن همان سال، این موضوع را ناگهان به محور اصلی انتخابات بدل کرد و فشار را از دوش دموکرات‌ها برداشت.

در آن مقطع، شاخص رضایت خالص از جو بایدن منفی ۱۰ درصد بود و نظرسنجی موسسه پیو نشان می‌داد نیمی از مردم رای خود را رفراندومی علیه شخص رئیس‌جمهور نمی‌دانند، وضعیتی که به دموکرات‌ها اجازه داد فراتر از انتظار ظاهر شوند. اما در انتخابات کنونی، شخص ترامپ عملاً در کانون انتخاب رای‌دهندگان قرار دارد و حدود دو سوم مردم او را عاملی تعیین‌کننده در رای خود می‌دانند. شاخص رضایت خالص از ترامپ به منفی ۲۱ درصد رسیده و ارزیابی افکار عمومی از کارنامه اقتصادی و مهار تورم او حتی نمرات بدتری را ثبت کرده است.

ترامپ اکنون نماد اصلی تورم انرژی به شمار می‌رود. آغاز جنگ نامحبوب علیه ایران و ناتوانی در به پایان رساندن سریع آن، مستقیماً بهای سوخت را بالا برد. حمایت تمام‌قد او از مراکز داده نیز که به افزایش بهای برق، خشم عمومی از میلیاردرهای سیلیکون‌ولی و هراس از هوش مصنوعی دامن زده، انتقاد هر دو حزب را برانگیخته است.

این بار هیچ رویداد اجتماعی کم‌سابقه‌ای نیز رخ نداده تا نگاه‌ها را از بحران انرژی منحرف کند. برای نمونه، دموکرات‌ها در کارزار تبلیغاتی میشیگان با حمله به مایک راجرز، نامزد جمهوری‌خواه سنا، او را به همراهی بی‌چون‌وچرا با جنگ ترامپ متهم کرده و شریک اصلی گرانی بنزین معرفی می‌کنند.

میشیگان در کنار آلاسکا، آیووا، مین و تگزاس از ایالت‌هایی است که هزینه انرژی می‌تواند سرنوشت رقابت‌های نزدیک را تغییر دهد. این پنج ایالت در مجموع میزبان ۱۰ حوزه از ۴۳ رقابت فشرده مجلس نمایندگان و پنج مورد از هشت رقابت سرنوشت‌ساز سنا هستند.

نگرانی از قیمت بنزین اگرچه سراسری است، اما در میشیگان و تگزاس برجستگی ویژه‌ای دارد. بر اساس گزارش موسسه تحلیل انرژی کلیرویو، در این دو ایالت مصرف سرانه بنزین بالاتر و درآمد خالص کمتر از میانگین کشوری است و همین امر سبب می‌شود گرانی بنزین فشار مضاعفی بر بودجه خانوار وارد کند. بر اساس نظرسنجی شبکه دابلیودی‌آی‌وی و دیترویت نیوز، حدود ۶۱ درصد از رای‌دهندگان میشیگان از عملکرد ترامپ ناراضی هستند و اکثریت قاطع آنان گرانی مواد غذایی و سپس بنزین و گازوئیل را عامل اصلی این وضعیت می‌دانند.

در تگزاس نیز کن پکستون، نامزد جمهوری‌خواه سنا که در نظرسنجی‌ها عقب افتاده است، بر اساس فایل‌های صوتی افشاشده در پایگاه اکسیوس، جنگ علیه ایران و بهای بالای سوخت را مسبب تضعیف کارزار خود دانسته است.

نظرسنجی‌های مقایسه‌ای پیش و پس از آغاز جنگ نشان می‌دهد که نسبت رای‌دهندگانِ بسیار نگران از قیمت سوخت در این ایالت از ۳۸ درصد به ۶۱ درصد جهش کرده است. از سوی دیگر، بحران برق نیز در تگزاس تشدید شده و گرگ ابوت، فرماندار جمهوری‌خواه، در میانه رقابتی فشرده ناچار شده است حمایت قاطع خود از مراکز داده را پس بگیرد و توقف احداث آن‌ها را بپذیرد.

در ایالت کشاورزی آیووا، سهم هزینه بنزین از درآمد خالص خانوارها حتی از میشیگان و تگزاس بیشتر است و مصرف سرانه گازوئیل به دو برابر میانگین کل کشور می‌رسد. به همین دلیل سناتور چاک گراسلی بارها از ترامپ خواسته است صادرات گازوئیل را متوقف کند، درخواستی که ترامپ در پاسخ به آن، به توافقی با مسکو برای دریافت محموله‌های نمادین سوخت تن داده است؛ اقدامی که تضعیف تحریم‌ها را در پی داشته و نشانه‌ای از استیصال تلقی می‌شود.

در آلاسکا و مین نیز شرایط مشابهی حاکم است. در آلاسکا، سناتور دن سالیوان خواستار ممنوعیت صادرات سوخت شده تا جوامع دورافتاده و بیش از یک‌چهارم خانواده‌های متکی به نفت سفید در زمستان آسیب نبینند. در مین نیز تروی جکسون، رقیب دموکرات، در مناظره تلویزیونی اخیر، جهش بهای سوخت گرمایشی نیمی از خانوارها را ناشی از همراهی سوزان کالینز با ترامپ و جنگ علیه ایران توصیف کرده است.

برای آنکه انرژی به محور اصلی یک انتخابات تبدیل شود، باید شمار زیادی از رای‌دهندگان بتوانند رابطه مستقیمی میان افت قدرت خرید خود و عملکرد یک جریان سیاسی برقرار کنند. همزمانی رقابت‌های میلی‌متری برای کسب اکثریت کنگره با حضور رئیس‌جمهوری که مهار حزب خود را در دست دارد اما مهار جنگ را از دست داده است، دقیقاً همان زمینه‌ای است که می‌تواند نتیجه انتخابات را به زیان او رقم بزند.