مختصات ناترازی برق + فایل صوتی
آخرین برآورد مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد، در سناریوی واقعبینانه، شبکه برق در اوج مصرف تابستان۱۴۰۵ با حدود ۱۳هزار و ۶۴۰مگاوات کمبود توان روبهرو خواهد بود. این رقم در سناریوی خوشبینانه حدود ۱۰هزار و ۱۱۲ مگاوات و در سناریوی بدبینانه نزدیک به ۱۸هزار و ۷۹۶مگاوات است. البته همه این کسری به شکل خاموشی خانگی ظاهر نمیشود، بلکه بخشی از آن از طریق محدودیت صنایع، کاهش بار ادارات و برنامههای مدیریت مصرف مهار میشود. بااینحال، خاموشکردن یک خط تولید، ناترازی را از بین نمیبرد و تنها هزینه آن را از صنعت برق به تولید، اشتغال و قیمت کالاها منتقل میکند.
طرح مساله
برای درک ابعاد موضوع باید میان ظرفیت اسمی و توان قابلاتکای شبکه تفاوت قائل شد. ظرفیت اسمی نشان میدهد نیروگاههای نصبشده در شرایط استاندارد چه میزان برق میتوانند تولید کنند؛ اما توان قابلاتکا بیانگر برقی است که در لحظه اوج، پس از درنظرگرفتن تعمیرات، محدودیت سوخت، افت بازده در گرما، کمبود آب و محدودیت شبکه، واقعا دردسترس قرار دارد. از سوی دیگر، «ناترازی توان» فاصله لحظهای تولید و مصرف است؛ درحالیکه «ناترازی انرژی» کسری تجمعی برق را در طول یک دوره نشان میدهد. ممکن است شبکه تنها در چند ساعت با کسری شدید روبهرو باشد، اما همان چند ساعت برای ایجاد خاموشی گسترده و زیان اقتصادی کافی باشد.

برآورد تابستان۱۴۰۵ نشان میدهد در سناریوی واقعبینانه، توان همزمان قابلتامین حدود ۶۸هزار و ۴۲۰مگاوات و مجموع تقاضا حدود ۸۲هزار و ۶۰مگاوات خواهد بود. ارقام فوق برآورد مرکز پژوهشهای مجلس از ناترازی توان در اوج مصرف تابستان۱۴۰۵ است و آثار شناختهشده جنگ نیز در مفروضات آن لحاظ شده است. آسیب به حدود ۴۸۰۰مگاوات از ظرفیت نیروگاههای خودتامین صنایع، به معنای افزایش ناترازی به همین میزان نیست؛ زیرا همزمان بخشی از مصرف صنایع آسیبدیده نیز کاهش یافته است. اثر خالص مستقیم این تحولات بر شبکه، شامل حذف حدود ۸۰۰مگاوات برق مازاد تزریقی صنایع و انتقال نزدیک به هزار مگاوات بار صنعتی به شبکه سراسری، حدود ۱۸۰۰مگاوات برآورد شده است. با این حال، در صورت تداوم محدودیت تولید گاز، بازگشت سریع صنایع به مدار یا بروز آسیبهای جدید، ناترازی واقعی میتواند به سمت سناریوی بدبینانه یا حتی فراتر از آن حرکت کند.
علل شکلگیری و تداوم ناترازی برق در کشور
نخستین علت، عقبماندن سرمایهگذاری در تولید قابلاتکا، شبکه انتقال و پستها از رشد تقاضاست. بخشی از نیروگاههای حرارتی فرسوده یا کمبازده هستند و برخی واحدهای گازی هنوز به سیکل ترکیبی تبدیل نشدهاند. شکی نیست که ساخت ظرفیت جدید ضروری است؛ اما اگر سوخت، خطوط انتقال، تعمیرات و آمادگی عملیاتی همزمان تقویت نشوند، ظرفیت اسمی جدید نیز الزاما به برق قابلتحویل تبدیل نخواهد شد.
از سوی دیگر، رشد مصرف در ایران عمدتا در چند هفته بسیار گرم متمرکز است. استفاده همزمان ازمیلیونها وسیله سرمایشی، در کنار بهرهوری پایین ساختمانها و تجهیزات، قلهای از تقاضا میسازد که تامین آن پرهزینه است. تعرفههای موجود نیز پیام روشنی درباره تفاوت هزینه برق در ساعات اوج و کمباری به مشترک نمیدهند. در نتیجه، برق ارزانتر از هزینه واقعی مصرف میشود؛ اما هزینه کمبود از مسیر خاموشی، مولدهای گازوئیلی و کاهش تولید بازمیگردد.
افزون بر این، وابستگی بالای نیروگاهها به گاز طبیعی، ناترازی برق و گاز را به یکدیگر گره زده است. هر اختلال در تولید یا انتقال گاز میتواند عرضه برق را محدود کند و مصرف سوخت مایع را افزایش دهد. جنگ اخیر این آسیبپذیری را آشکارتر کرد. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، آسیب به نیروگاههای خودتامین صنایع، در مجموع حدود ۱۸۰۰مگاوات بر شکاف عرضه و تقاضای شبکه افزود. همچنین بر اساس آخرین اعلام رسمی تا هفتم تیر۱۴۰۵، از ۲۳۰میلیون مترمکعب ظرفیت فرآورشی روزانه گاز ازدسترفته در جنگ، حدود ۳۰میلیون مترمکعب بازیابی شده بود. جنگ علت تاریخی ناترازی نیست؛ اما نشان داد برنامهریزی برق باید علاوه بر اوج مصرف، شوکهای امنیتی، اقلیمی و سوختی را نیز در نظر بگیرد. در نهایت، ناترازی مالی صنعت برق امکان نوسازی و جذب سرمایه را محدود کرده است. وقتی درآمد فروش برق با هزینه تولید، انتقال و نگهداری متناسب نباشد، تعمیرات و سرمایهگذاری به تعویق میافتد. اصلاح تعرفه ضروری است؛ اما افزایش قیمت بدون کنتور هوشمند، حمایت از مصرف پایه و امکان واکنش مشترک به قیمت، صرفا هزینه را جابهجا میکند.

راهکارهای کاهش ناترازی
بیشک راه برونرفت از ناترازی برق، انتخاب میان ساخت نیروگاه و کاهش مصرف نیست. کشورمان بهطور همزمان به افزایش توان قابلاتکا، شبکه قویتر، مصرف کارآمدتر و اقتصاد سالمتر برق نیاز دارد. خاموشی آخرین حلقه زنجیرهای از تصمیمها و تعویقهاست. تا زمانی که سیاستگذار تنها در آستانه تابستان به فکر مدیریت مصرف بیفتد، مساله از یک سال به سال بعد منتقل خواهد شد. عبور پایدار از ناترازی زمانی آغاز میشود که برنامهریزی صنعت برق برای تمام سال و برای شرایط عادی، موج گرما، خشکسالی، کمبود گاز و بحرانهای امنیتی بازطراحی شود. در این مسیر، اولویتبندی پروژهها نیز اهمیت دارد؛ زیرا همه سرمایهگذاریها به یک اندازه و در یک زمان مشخص به کاهش ناترازی کمک نمیکنند. طرحهایی باید در اولویت قرار گیرند که در کوتاهترین زمان، بیشترین توان قابلاتکا را به شبکه اضافه کنند.
در کوتاهمدت، بیشترین اثر از افزایش توان عملی شبکه موجود بهدست میآید: انجام بهموقع تعمیرات، کاهش خروج اضطراری نیروگاهها، تامین مطمئن سوخت، رفع محدودیت خطوط و پستها و تکمیل بخش بخار نیروگاههای گازی. بازتوانی نیروگاههای فرسوده و کاهش تلفات شبکه نیز در بسیاری از موارد، سریعتر و کمهزینهتر از احداث ظرفیت جدید نتیجه میدهد. توسعه خورشیدی نیز باید با ذخیرهساز، نیروگاههای انعطافپذیر و تقویت شبکه همراه باشد تا برق تولیدشده در ساعات مناسب دردسترس قرار گیرد. افزون بر این، نیروگاههای خودتامین صنایع باید از نظر حفاظت فیزیکی، ذخیره قطعات، تامین سوخت جایگزین و امکان بازیابی سریع مقاومتر شوند.
در سمت تقاضا، مدیریت مصرف باید از قطع اجباری به مشارکت داوطلبانه تغییر کند. کنتورهای هوشمند، تعرفههای زمانمند و قراردادهای پاسخگویی بار به مشترک اجازه میدهد مصرف خود را در برابر دریافت پاداش به ساعات کمباری منتقل کند. اصلاح تعرفهها زمانی اثربخش خواهد بود که مصرف پایه خانوارها، بهویژه در مناطق گرمسیر و برای گروههای کمدرآمد، مورد حمایت قرار گیرد و در مقابل، مصرف بالاتر از الگو و مصرف در ساعات اوج، هزینه واقعیتری داشته باشد. بازار گواهی صرفهجویی انرژی نیز باید عمق بیشتری پیدا کند تا کاهش قابلاندازهگیری مصرف، به یک دارایی قابل معامله تبدیل شود و سرمایهگذاری در بهینهسازی ساختمانها، موتورخانهها و تجهیزات صنعتی بازده اقتصادی پیدا کند.
همچنین میتوان معاملات نظیر به نظیر برق یا «P2P» را بهصورت آزمایشی در شهرکهای صنعتی، مجتمعهای مسکونی و اجتماعات محلی اجرا کرد. در این الگو، تولیدکننده کوچک یا مشترک دارای پنل خورشیدی، برق مازاد خود را از طریق یک بستر دیجیتال به مصرفکنندگان نزدیک میفروشد. این روش میتواند تولید پراکنده و مصرف محلی را تقویت کند؛ اما اجرای آن به کنتور هوشمند، قواعد تسویه، تعرفه استفاده از شبکه و تنظیمگری روشن نیاز دارد.
نیروگاههای مجازی نیز با تجمیع پنلهای خورشیدی، باتریها، مولدها و بارهای قابلجابهجایی میتوانند مانند یک منبع واحد به شبکه خدمت دهند. در نهایت، اجرای این مجموعه راهکارها بدون اصلاح ناترازی مالی صنعت برق دشوار خواهد بود. شفافشدن بدهیها، ایجاد قراردادهای قابل پیشبینی برای سرمایهگذاران و تقویت نقش تنظیمگر مستقل میتواند منابع لازم را برای نوسازی شبکه و توسعه فناوریهای جدید فراهم کند. به این ترتیب، سیاست برق از مدیریت موقت خاموشیها به سمت مدیریت پایدار عرضه، تقاضا و تابآوری شبکه حرکت خواهد کرد.
* اقتصاددان
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: