آتش‌بس و آزمون اعتماد اقتصاد ایران

پاسخ این پرسش در کیفیت حکمرانی سرمایه‌گذاری نهفته است؛ جایی که قواعد تصمیم‌گیری، شیوه تخصیص منابع و سازوکار اداره بنگاه‌ها تعیین می‌کند سرمایه چگونه وارد اقتصاد شود، در چه مسیری قرار بگیرد و با چه بازدهی به چرخه تولید بازگردد. تفاوت اقتصاد ایران با بسیاری از اقتصادهای موفق نیز در همین نقطه شکل گرفته است. در اقتصادهای موفق، با وجود محدودیت منابع، مسیر حرکت سرمایه روشن و قابل پیش‌بینی است. ثبات سیاستی، شفافیت نهادی و استمرار قواعد اقتصادی باعث شده است سرمایه در تولید ماندگار شود و به رشد پایدار برسد. در اقتصاد ایران، نوسان تصمیم‌ها و تغییرات پی‌درپی سیاست‌ها، افق سرمایه‌گذاری را کوتاه کرده و رفتار سرمایه را از نگاه بلندمدت به تصمیم‌های کوتاه‌افق و واکنشی سوق داده است.

در ساختار اجرایی اقتصاد ایران، بنگاه‌های بزرگ دولتی و شبه‌دولتی به یکی از کانون‌های اصلی اختلال در کارکرد اقتصاد تبدیل شده‌اند. اثر این بنگاه‌ها همزمان در دو سطح دیده می‌شود؛ نخست در برهم خوردن توازن رقابت، جایی که دسترسی به منابع مالی و نهادی، شرایط نابرابر میان این بنگاه‌ها و بخش خصوصی ایجاد کرده و فضای رقابتی را تضعیف کرده است. دوم در درون همین شرکت‌ها، جایی که سازوکار مدیریت و انتصابات از منطق حرفه‌ای فاصله گرفته و تحت تاثیر ملاحظات بیرونی قرار گرفته است؛ روندی که در عمل به ابزاری برای تثبیت نفوذ و جلب حمایت سیاسی تبدیل شده و ثبات مدیریتی و تمرکز بر بهره‌وری را فرسوده است. با توجه به اندازه و نفوذ این بنگاه‌ها، این اختلال‌ها مستقیما در عملکرد کل اقتصاد منعکس می‌شود.

در کنار این وضعیت، تخصیص منابع نیز در شکل‌گیری تجربه اقتصادی گذشته نقش داشته است. بخشی از منابع از مسیر تسهیلات و حمایت‌های گسترده و نرخ‌های ترجیحی به فعالیت‌هایی اختصاص یافته که در محیط حمایتی رشد کرده‌اند، اما در مواجهه با کاهش حمایت‌ها، توان رقابتی پایدار شکل نداده‌اند. نتیجه این الگو، تضعیف کارآیی در استفاده از منابع و فاصله گرفتن از خلق ارزش پایدار بوده است.

در این میان، عامل تعیین‌کننده دیگری نیز وجود دارد؛ ادراک سرمایه‌گذار از کیفیت حکمرانی سرمایه‌گذاری. تصمیم سرمایه‌گذار پیش از هر چیز بر برداشت او از ثبات سیاست‌ها، کیفیت اجرا و پیش‌بینی‌پذیری محیط اقتصادی استوار است. هرچه این ادراک روشن‌تر باشد، سرمایه به سمت تولید حرکت می‌کند و در آن مسیر باقی می‌ماند؛ هرچه مبهم‌تر باشد، سرمایه به رفتارهای کوتاه‌مدت و فرصت‌محور محدود می‌شود.

در فضای پساآتش‌بس، امکان بازنگری در مسیر سرمایه‌گذاری فراهم شده است. این مقطع، فرصت اصلاح در چند محور مشخص را ایجاد کرده است؛ ثبات در سیاستگذاری اقتصادی، کاهش مداخلات غیرحرفه‌ای در مدیریت بنگاه‌ها، اصلاح شیوه انتصاب مدیران بر اساس کارآمدی، و بازطراحی تخصیص منابع بر پایه اولویت‌های واقعی اقتصاد. این مجموعه اصلاحات در نهایت به یک نقطه واحد می‌رسد؛ بازسازی اعتماد و قابل پیش‌بینی شدن آینده اقتصاد. اقتصاد ایران اکنون در نقطه انتخاب قرار دارد؛ ادامه وضع موجود یا حرکت به سمت ساختن چشم‌اندازی پایدار و قابل اتکا. سرمایه زمانی وارد تولید می‌شود که آینده را روشن و قواعد را پایدار ببیند؛ در غیر این صورت، در سطح رفتارهای کوتاه‌مدت باقی می‌ماند و ظرفیت رشد اقتصاد بالفعل نخواهد شد.

*    عضو کمیسیون اقتصادی مجلس