آیا آینده متعلق به چین است؟
پکن در جستوجوی ابرقدرتی
به گزارش نشریه فارنافرز، اعماق اقیانوسها جزو معدود حوزههایی است که شی خواهان تسخیر آن است. قطب شمال نیز از جمله دیگر حوزههایی است که از حیث منابع معدنی از جمله به روایتی ۱۳درصد از ذخایر نفت، ۳۰درصد از ذخایر گاز طبیعی جهانی غنی است. به همین دلیل است که چین با هدف تسلط بر این مناطق و دسترسی به این منابع از بعد حقوقی، تلاشهای تازهای را در سطح بینالمللی از جمله عضویت در نهادها و سازمانهای مرتبط با این حوزه آغاز کرده است. در این میان نگرانی عمده کشورهای حوزه قطب شمال از افزایش نفوذ چین و سرمایهگذاریهای روزافزون در این حوزه است. به همین منظور کشورهایی چون کانادا، دانمارک و ایسلند و حتی سوئد اجرای تمام یا برخی از پروژههایی را که چینیها خواهان اجرای آن در حوزه قطب شمال بودند، لغو یا منع کردند.
با این حال، یکی از کشورها درهای خود را به روی چینیها گشوده نگه داشته است. از سال ۲۰۱۸ روسیه و چین همکاریهای مشورتی خود را درخصوص پروژههای مرتبط با حوزه قطب شمال نهادینه کردهاند. این شکل از همکاری حتی بعد از حمله روسیه به اوکراین در سال۲۰۲۲ به شکل واضحتری افزایش یافت. از آن هنگام شرکتهای چینی قراردادهایی را با طرفهای روس برای توسعه معادن تیتانیوم و لیتانیوم در کنار ساخت خط راه آهن و یک بند آبهای عمیق امضا کردند. ظرفیتهای همکاری چین و روسیه روی هم حتی از ایالات متحده هم بیشتر است. چین همچنین در سایه افزایش همکاریهای خود با روسیه دسترسی خود از حیث نظامی به منطقه را افزایش داده است. از ابتدای سال۲۰۲۲ دو کشور چندین تمرین نظامی مشترک در نقاط مختلف این منطقه انجام دادهاند. چین و روسیه همچنین بحثهایی را برای ورود کشورهای عضو پیمان بریکس به مباحث پیرامون اکتشاف و نقش آفرینی در حوزه قطب شمال آغاز کردهاند.
اما تلاشهای چینیها در این حوزه با چالشها و موانعی مواجه شد؛ چراکه مشارکت برزیل و هند در پروژههای مرتبط با قطب شمال عمدتا از کانال همکاریهای دوجانبه با روسیه بود. حتی برخی تحلیلگران هندی نسبت به افزایش نقش آفرینی روزافزون چینیها در این منطقه ابراز نگرانی کردند و با وجود همکاری و پیوند روسیه با چین، مسکو هنوز از پیشنهادهای چینیها برای نقشآفرینی بیشتر در حوزه قطب شمال حمایت نکرده است تا جایی که باید گفت حتی مانورهای نظامی مشترک دو کشور بیشتر جنبه نمایشی داشته است.
اولویت تسخیر فضا
در بعد دیگر، یکی دیگر از سیاستهای دارای اولویت پکن تسخیر و دستیابی به فضا بوده است. در ابتدای سال۱۹۵۶ چین بحث اکتشاف فضایی را بهعنوان یکی از حوزههای دارای اولویت امنیت ملی خود مطرح کرد. به دنبال پرتاب ماهوارههای روسی و آمریکایی به فضا در فاصله سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸، رهبر چین مائو تسه تونگ اعلام کرد «ما نیز ماهواره خواهیم ساخت»و در نهایت چین در سال ۱۹۷۰ نخستین ماهواره خود را به فضا پرتاب کرد. به فاصله دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ چین یک برنامه گسترده فضایی با اهداف علمی، اقتصادی و نظامی دنبال کرد. در سال۲۰۰۰ پکن نخستین گزارش رسمی مرتبط با اهداف و اولویتهای حضور این کشور در فضا را منتشر کرد که امروز یکی دیگر از حوزههای دارای اولویت و مدنظر رئیسجمهور این کشور است.
امروز از بین بیش از ۷۰۰ ماهواره که چین در مدار زمین قرار داده است، بیش از یکسوم آنها با مقاصد نظامی به فضا ارسال شدهاند. حتی برخی کارشناسان و مقامات آمریکایی بر این باورند که چین میتواند ظرف ۵ تا ۱۰سال آینده، در حوزه فضایی، از ایالات متحده هم پیشی بگیرد. ظرفیتهای فنی روزافزون چینیها مشابه اکتشاف حوزه دریا، پکن را قادر ساخته است که نقش موثری در حوزه هوا و فضا ایفا کند.
شاید یکی از مهمترین اهداف این حوزه، پروژه همکاری مشترک بین پکن و مسکو برای شروع ساخت یک ایستگاه اکتشافی دائمی چند منظوره در قطب شمال باشد. هدف چین نقشآفرینی بیش از ۵۰ کشور و نهاد پژوهشی از جمله ۵ هزار محقق برای حضور در این ایستگاه برای اجرای پروژههای مطالعاتی، آموزشی و همکاریهای مرتبط و دسترسی به برخی از فناوریهای روسیه و چین در حوزه فضایی است.
به همین منظور ایده اجرای این پروژه با کشورهای عضو پیمان بریکس و سازمان همکاریهای شانگهای مطرح شده است. با این حال، رویکرد چین درخصوص توسعه همکاریهای حوزه فضایی با دشواریها و مخالفت نهادهای بینالمللی ذیربط از جمله شورای امنیت سازمان ملل به خصوص در زمینه انجام آزمایش و تستهای موشکی بر ضد ماهوارههای در مدار زمین بهدلیل آثار مخرب آن مواجه شده است. با این حال پکن بدون هیچگونه تردید و خللی در توسعه برنامههای مرتبط به فضا این پروژهها را دنبال کرده است. در صورتی که چین بتواند پای یک انسان را به کره ماه باز کند این میتواند یک امتیاز سمبلیک قدرتمند در رقابت با ایالات متحده محسوب شود.
تسلط بر حوزه دیجیتال
علاوه بر تلاش برای تسخیر حوزههای فیزیکی، چین همچنین خواستار تسخیر حوزه سایبری نیز هست. در دوران ریاستجمهوری شی، این کشور به یک ابرقدرت جهانی در حوزه فناوریهای ارتباطات بدل شده است. در سال۲۰۱۵ ابتکار جاده ابریشم دیجیتال به دو شرکت چینی از جمله «هوآوی» و «زد.تی.ای» امکان داد در حدود ۴۰درصد از سهم بازار جهانی در حوزه تجهیزات مرتبط با فناوری ارتباطات را از آن خود کنند. برای چین تنها دستیابی به توفیقات تجاری مطرح نبوده است. این کشور خواهان ایجاد برتری و شرایط مطلوب و به نفع خود در عرصه سیاسی و قواعد امنیتی مرتبط با این حوزه است. در این میان برخی از تلاشهای پکن در عرصه دیجیتال با توفیق بیشتری همراه بوده است. بهعنوان مثال بسیاری از کشورهای عضو پیمان بریکس از جمله برزیل، مصر، اتیوپی، عربستان سعودی، آفریقای جنوبی و امارات متحده عربی با هوآوی در حوزههای مختلف از جمله توسعه شبکه سراسری اینترنت دولتی همکاری تجاری دارند.
یکی از آخرین ستونهای سلطه اقتصادی آمریکا بر جهان نقش محوری دلار است. در همین راستا و با هدف شکستن سلطه دلار، چین تلاش کرده است استفاده جهانی از واحد پول خود (یوآن) را بسط دهد. با این حال این تلاشها با چالشهایی همراه بوده است. یوآن تنها ۲.۹درصد از معاملات جهانی از حیث ارزش را تشکیل میدهد. اینکه یوآن بخواهد به ارز جهانی بدل شود، نیازمند باز شدن فضای اقتصادی کشور و اعمال سیاستهای آزاد و کاستن از دخالت دولت است که اجرای وسیع آن ممکن است به تضعیف کنترل دولت بر اقتصاد کشور منجر شود.
با این حال، شی آشکارا اعلام کرده که خواهان اصلاحات در نظام بینالمللی و سیاستهای منطبق با منافع امنیتی، سیاسی و اقتصادی چین است. او خواهان ایفای نقش برتر پکن در حوزه اکتشاف بستر آبهای عمیق، قطب شمال و فضا است. او خواهان ایجاد نظام کنترل همهجانبه دولتها بر سرویس اینترنت و تضعیف جایگاه دلار در اقتصاد جهان است. برای تحقق این اهداف پکن سالهای متمادی سرمایهگذاری و تلاش کرده و از همه مهمتر در این زمینه پافشاری و ممارست کرده است. آنچه مسلم است پکن برای پیروزی در این میادین هنوز راه طولانی در پیش دارد؛ شاید در بسیاری از زمینههای فوق تلاشهای پکن با موانع و چالشهایی مواجه شده است. در این میان باید گفت کشورهای جهان، حتی ایالات متحده هم به درستی وسعت و عمق اهداف پکن را درک نکرده است.
واشنگتن برای پاسخگویی و مقابله با این روندها چندین گزینه در اختیار دارد از جمله عقبنشینی یا باز گذاشتن مسیر پکن بهطور مثال برای تسخیر فضا. اما گزینه دیگری نیز که شاید قابلیت اجرایی بیشتری داشته باشد تلاش برای گسترش ظرفیتها و سرمایهگذاری در حوزههای مورد نظر است. دونالد ترامپ در این مسیر گامهایی برداشته است و باید منتظر ماند و دید آیا این گامها میتواند مانع گسترش نفوذ چین در حوزههای فوق شود.