هوش مصنوعی در آینه باورها
مهدی محمدی: ما ازآنچه هوش مصنوعی چه میدانیم؟ پرسشی که مانند فیل مولانا بر ساحت زیست آدمیان فرود آمده و هرکسی از ظن خودپاسخی دارد، یکی پاسخ را در نوشتن رزومه برای کاریابی، دیگری ترجمه فلان متن، از میان هنرمندان هم کسی پیدا میشود که هوش مصنوعی را رقیبی پرتوان میبیند و در این میان یک وجه مشترک وجود دارد، در میان همه پاسخ از برابر پرسش هوش مصنوعی، میشود خطی رسم کرد که در منتهیالیه یک سمتش، هراس و دیگر سر آن امید است.
امید به یافتن راهحل برای واکسن سرطان و توسعه پایدار و شکل گرفتن روند مثبت تخریب خلاق و هراسیدههایی که منتظر فرورفتن آینده شغل و آینده و آتیهشان در گردابی از هوش و ماشین هستند، روزنامهنگارانی که نگران خبر و تحلیلهای لحظهای هوش مصنوعی با استفاده از پرتو انفجار اطلاعات هستند، معلمانی که منتظرند رباتهای مجهز به هوش مصنوعی جایشان را بگیرند و گاهی حسابدارهایی که چرتکه دیجیتال را بازیگر جدید حرفه خود میبینند، اینها تازه کارکردگرایانی هستند که با نگاهی به روندهای موجود از آیندهای محتمل سخن میگویند، دیگرانی هم هستند که تئوریهای وحشتناک، پاد آخرالزمانی و شبیه فیلم و داستانهای تخیلی عرضه میکنند، نظراتی که بر اساس آن،عنقریب است بشریت برده هوش مصنوعی شود، فریبش را بخورد و حتی با پاسخ دادنِ پرسش از وجود، هوش مصنوعی صاحب خود به هو خود شود! به باور نگارنده، هوش مصنوعی هیچکدام نیست و البته در سناریوهای محتمل، میتواند همه آنچه باشد که همگان میگویند و بسیار بیشتر از آنکه هنوز بدان آگاه نیستیم.بااینحال فارغ از آرزوها و هراس هایمان و یا تعاریف و نام های متفاوتی که از فناوری موسوم به هوش مصنوعی بیان میکنیم، این فناوری بهمثابه سوژه و ابژه، همراه امروز و فردای بشر است، چه بخواهیم و چه نخواهیم.