نگاه دیگران-بخش دویست و هفتاد و نهم

استاد بازی‌‌ها: هنری کیسینجر و هنر دیپلماسی خاورمیانه‌‌ای

شماره روزنامه: ۵۹۵۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۰۴۷۹۱۸ دنیا

مارتین ایندیک ترجمه: محمدحسین باقی

اسرائیل، عربستان سعودی و امارات بازیگران منطقه‌ای اصلی متحد ایالات‌متحده‌اند که قادر به ایفای این نقش هستند. آنها تصور مشترکی از قدرت ایران دارند و سیاست‌های خود را برای مقابله با این کشور هماهنگ می‌کنند. [عربستان و امارات] با توجه به قدرت و ثروت نفتی خود، به ترتیب می‌توانند از نظر تئوری، ستون‌های یک اتحاد سُنی- اسرائیلی جدید (با حمایت ایالات‌متحده) را فراهم کنند که می‌تواند به‌عنوان وزنه‌ای در برابر ایران به‌کار رود و با حمایت مصر و اردن پایه‌های نظم نوین منطقه‌ای را فراهم کند. با این ‌حال، عربستان سعودی یک ستون مشکل‌ساز در این نظم بازطراحی شده‌ مورد حمایت آمریکاست. رهبر جوان جاه‌طلب، سرسخت و بی‌رحم عربستان، یعنی ولیعهد محمد بن‌سلمان، به تعداد کمی از قوانین بازی کیسینجر احترام می‌گذارد.

استاد بازی‌‌ها: هنری کیسینجر و هنر دیپلماسی خاورمیانه‌‌ای

در اینجا نطفه ایده‌ای است که پس از شکست‌های پی‌درپی تلاش‌های «جان کری»، وزیر امور خارجه برای طرح اصول قابل‌قبول برای توافق وضعیت نهایی و تلاش «جرد کوشنر» فرستاده ویژه برای تحمیل راه‌حلی بر فلسطینیان، ارزش بسط دادن دارد. این امر مستلزم مقاومت در برابر صدای آژیر صلح همه‌جانبه به نفع بازگشت به تدریجی گرایی کیسینجری است؛ فرآیندی گام‌به‌گام که با هدف احیای مجدد اعتماد هر دو طرف به نیات طرف مقابل و ایمان به اسرائیل که می‌تواند بار دیگر امن‌تر شود نه اینکه با واگذاری قلمرو کمتر شود. اولین گام می‌تواند عقب‌نشینی دیگر اسرائیل از اراضی کرانه ‌باختری باشد؛ یعنی سومین نقل‌وانتقال دیگر ارتش اسرائیل از بخش‌هایی از منطقه «C» همان‌طور که در توافق اسلو پیش‌بینی‌ شده بود. در این فرآیند همان‌طور که کیسینجر پیشنهاد می‌کند، فلسطینی‌ها می‌توانند به شناسایی آمریکا و اسرائیل درباره تشکیل دولتشان دست یابند. این البته کشوری با مرزهای نهایی نامشخص خواهد بود، همان‌طور که اسرائیل در بیشتر دوران بقای خود چنین بوده است.

اما به رسمیت شناختن آن می‌تواند با تعهد ایالات‌متحده و دیگر قدرت‌های بین‌المللی برای حمایت از مذاکرات نهایی مرزهای نهایی‌اش بر اساس خطوط ۱۹۶۷ همراه با اصلاحات مرزی باشد که شامل مبادله‌ سرزمینی مورد توافق دوجانبه است.عنصر مهمی که کیسینجر به آن اشاره نکرده، اما درسی از ناکامی او در ارزش‌گذاری نقش اردن است، باید تلاشی برای مشارکت دادن مجدد پادشاهی اردن هاشمی در حل مشکل فلسطین باشد. به‌عنوان‌مثال، هنگامی ‌که دولت موقت فلسطین به رسمیت شناخته شود، می‌توان آن را تشویق کرد که وارد کنفدراسیونی با اردن شود که توسعه‌ اقتصادی آن را تسهیل می‌کند و مسائل مربوط به وضعیت نهایی را در چارچوب «اسرائیل- اردن – فلسطین» حل‌وفصل می‌کند که شاید منجر به یک کنفدراسیون سه‌جانبه شود. مصر باید تشویق شود تا نقش «قیم» مشابه را در غزه‌ همسایه ایفا کند و حماس را تشویق کند تا با تشکیلات خودگردان فلسطین و در نهایت با اسرائیل آشتی کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن