معلومها و مجهولهای صنعت قند و شکر
صالح سلیمی/ تحلیلگر بازار سرمایه
صنعت قند و شکر، بعد از صنعت نساجی قدیمیترین صنعت در ایران است که تاریخچه آن به ۱۲۰سال پیش برمیگردد. صنعت قند و شکر، صنعتی فصلی است که عمده فعالیت کارخانههای آن در فصل پاییز است. بخش کشاورزی مهمترین تامینکننده مواد اولیه (چغندرقند و نیشکر) و صنعت لبنیات، نوشیدنی، شیرینیجات و سایر مواد غذایی، مشتریان اصلی این صنعت هستند و با توجه به مشتریان کلان آن، عمده محصولی که از کارخانه خارج میشود شکر است.

شکر کالایی اساسی و استراتژیک برای کشور محسوب میشود و همواره مورد توجه و حمایت و تحت کنترل دولت بوده است. در عمده شرکتهای بورسی، شکر استحصالشده از چغندرقند است. بنابراین در این نوشتار بیشتر به کارخانههای تولیدکننده قند و شکر از چغندرقند و عوامل تاثیرگذار بر این صنعت پرداخته میشود.
از چغندر تا تولید شکر
شکر از دو محصول نیشکر و چغندرقند تولید میشود. در جهان تقریبا ۸۰درصد این محصول از نیشکر و مابقی از چغندرقند تولید میشود. اما تولید شکر در ایران با جهان متفاوت است و ۶۰درصد از چغندرقند شامل ۲۸کارخانه در مناطق سردسیر با ظرفیت اسمی ۷۳هزار تن در شبانهروز و ۴۰درصد از نیشکر شامل ۹کارخانه در استان خوزستان با ظرفیت اسمی ۱۰۰هزار تن در شبانهروز تولید میشود که نشانه راندمان بالاتر کارخانههای نیشکر است. چغندر یک محصول صنعتی است که تقریبا مصرف انسانی ندارد و مستقیم به کارخانهها رفته و به شکر تبدیل میشود. یکی از تمایزهای صنعت با صنایع دیگر، عدمامکان صادرات و واردات مواد اولیه و همچنین فصلی بودن تولید است. نیشکر یکمرتبه در سال و چغندرقند دومرتبه در سال کشت میشود. برداشت کشت بهاره از اواخر شهریور تا پایان آذر و برداشت کشت پاییزه در بهار است. با توجه به راندمان پایین کشت پاییزه و جغرافیای کشور، عمده فعالیت کارخانههای قند و شکر براساس کشت بهاره است و با توجه به اینکه بیش از ۲۰روز نمیشود چغندرقند را انبار کرد و در صورت نگهداری بیشتر، از عیار آن کاسته میشود، تولید شکر از اوایل مهر آغاز میشود و تقریبا تا ۱۰۰روز اگر کارخانهها مشکلی در تامین چغندر نداشته باشند ادامه دارد و مابقی سال عملا کارخانهها تعطیل هستند. بنابراین ظرفیت تولید روزانه در صنعت بالاست؛ چرا که باید در طول سهماه بهاندازه یکسال تولید داشته باشند (عیار چغندر به درصد استحصال شکر از آن است که غالبا ۱۶درصد است).
ساختار فروش صنعت
محصول اصلی صنعت، شکر تولیدی از چغندر است که به طور متوسط ۷۸درصد فروش آن را تشکیل میدهد و محصولات فرعی شامل تفاله خشک ۱۲درصد است که مشتریان عمده آن در شرکتهای دامداری و دامپروری هستند و ملاس ۵درصد که در صنعت الکلسازی کاربرد دارد (سایر تولیدات شامل شکر کارمزدی و شکر خام تصفیهای است). ما با صنعت ریالی روبهرو هستیم که بازار هدف صنعت، داخلی است (صنعت غذایی و..) و سهم صادرات عملا صفر است. بنابراین، این صنعت درآمد ارزی ندارد و نوسانات نرخ ارز بهطور مستقیم بر درآمدهای شرکتها اثرگذار نخواهد بود.
بررسی عوامل تاثیرگذار بر صنعت
کشت بهاره و پاییزه: تولید شکر از چغندرقند به دو صورت کشت پاییزه و کشت بهاره صورت میپذیرد. در سال ۱۴۰۰، ۸۷۶هزار تن شکر از چغندرقند تولید شده که ۱۹درصد آن از طریق کشت پاییزه است. همچنین کشت پاییزه نسبت به سال گذشته رشد ۴۴درصدی داشته است که از تولید بیشتر چغندرقند براساس کشت پاییزه حکایت دارد و با توجه به اینکه هر چقدر شرکتها چغندر بیشتری دریافت کنند، بیشتر میتوانند شکر تولید کنند، این امر سبب رشد تولید شرکتها شده است.
همبستگی منفی تولید شکر و واردات شکر خام: با توجه به اینکه نیاز کشور به شکر حدود ۴/ ۲میلیون تن در سال است، بخشی از آن در داخل تولید و مابقی از طریق واردات شکر خام تامین خواهد شد که این موضوع همبستگی منفی واردات و بازار داخل را بیان میکند. در نیمه دوم دهه ۸۰، عمدهترین عامل موثر بر کاهش تولید شکر، واردات بیرویه شکر خام بوده است. اوج واردات در سال ۱۳۸۵ بوده که از سال ۱۳۹۳ با افزایش تولید داخلی، واردات کاهش چشمگیری داشته است. اما در سال ۱۳۹۸ پس از بروز مشکلاتی مثل وقوع سیل، خشکسالی و همچنین محدودیتهای ایجادشده در مسیر تولید شکر (سیل در خوزستان و تعطیل شدن برخی کارخانههای نیشکری و...) باعث شد نیاز کشور از طریق واردات تامین شود و در ادامه با افزایش تولید داخل میزان واردات کاهش یافت.
مقایسه سطح زیر کشت چغندر و شکر تولیدی: تولید شکر از چغندر با دریافت چغندر از بخش کشاورزی رابطه مستقیم دارد. بنابراین شاهد همبستگی مثبت بین تولید شکر و سطح زیر کشت (چغندر) و راندمان زمین هستیم؛ بهطوری که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۶ به طور متوسط شکر تولیدشده از چغندر بین ۴۵۰هزار تن تا ۵۰۰هزار تن بوده و در همان سالها به طور متوسط ۱۶۰هزار هکتار زمین برای کشت چغندر زیر کشت رفته است؛ اما در سالهای ۸۷ و ۸۸ با افت کشت چغندر از ۱۶۰هزار به ۵۵هزار هکتار روبهرو شدیم که این امر سبب افت تولید شکر از چغندر شد. در ادامه از سال ۹۰ تا ۹۷ رشد سطح زیر کشت و همچنین افزایش راندمان چغندر دریافتی (از ۳۳درصد در دهه ۸۰ به ۴۵درصد در دهه ۹۰) سبب شد که تولید شکر افزایش و واردات کاهش یابد. اگر سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۴۰۰ را بررسی کنیم، سطح زیر کشت چغندرقند کاهش یافته، ولی تولید شکر افزایش یافته است که دلیل آن، افزایش راندمان زمین است.
دلیل افت سطح زیر کشت و در ادامه افت تولید شکر عمدتا شرایط جوی (خشکسالی، سیل و...) و صرفه اقتصادی است؛ به طوری که اگر برای کشاورز چغندر صرفه اقتصادی نداشته باشد، رغبت کشاورزان برای کشت دیگر محصولات مثل گندم، ذرت علوفهای و... بیشتر میشود و سطح زیر کشت چغندر کاهش مییابد و باعث میشود که به شرکتها چغندر کمتری برسد و شاهد کاهش شکر تولیدی از چغندر خواهیم بود.
رابطه نرخ شکر و نرخ چغندرقند:با توجه به اینکه شکر کالایی اساسی است، نرخگذاری شکر دستوری است؛ یعنی از سوی دولت اعلام میشود و همین امر با فصلی بودن (به دلیل ایجاد ظرفیت بیشتر روزانه) صنعت سبب شده است که سرمایهگذاری جدید در آن انجام نشود. بهطور متوسط ۸۰درصد فروش کارخانههای قند و شکر (چغندر) براساس قیمتگذاری دستوری و مابقی محصولات فرعی (ملاس و تفاله خشک) با قیمتگذاری آزادانه است که نرخ آنها توسط هیاتمدیره تعیین میشود.
نرخ شکر براساس نرخ مصوب چغندر اعلام میشود. به طور متوسط در ۱۵سال گذشته نرخ شکر ۱۱برابر نرخ چغندر بوده است؛ چرا که نرخ چغندر قبل از کشت بهاره و نرخ شکر قبل از شهریور اعلام میشود. نرخ مصوب هر کیلو چغندر در سال ۱۴۰۲، ۲،۸۰۰تومان اعلام شده و طبق همبستگیای که بین نرخ شکر و چغندر وجود دارد، نرخ هر کیلوگرم شکر ۲۵هزار و ۵۰۰تومان اعلام شد. در سال ۱۴۰۲، نرخ شکر ۱/ ۹برابر نرخ چغندر قیمتگذاری شده که نسبت به سال ۱۴۰۱ کاهش محسوسی داشته است.
نرخ چغندر با نرخ گندم در ۱۵سال گذشته همبستگی زیادی داشته و به طور متوسط ۲۱درصد نرخ گندم نرخ چغندر اعلام شده، به دلیل اینکه اگر نرخ چغندر فاصله بیشتری با نرخ گندم بگیرد، برای کشاورز کاشت چغندر صرفه اقتصادی نخواهد داشت و به جای آن گندم کشت میکند، بنابراین همیشه نرخ چغندر بین ۲۰ تا ۲۵درصد نرخ گندم، قیمتگذاری میشود. به دلیل قیمتگذاری دستوری در سالهایی که جهش دلار داشتیم، نرخ دلاری شکر کاهش یافته است؛ مثل سال۹۷ که جهش نرخ دلار شروع شد و نرخ شکر از ۶۵۰دلار (بهازای تن) در سال ۹۶ به ۳۰۰دلار در سالهای ۹۷ تا ۹۹ رسید. عدمتطابق با نرخ دلار و تورم باعث شد در ادامه نرخ دلاری شکر دوباره به میانگین گذشته خود برگردد. بنابراین اگر با جهش دلار روبهرو بودیم با تاخیر یک یا دوساله نرخ دلاری شکر به میانگین خود برمیگردد (متوسط نرخ دلاری شکر ۵۷۰دلار است).
پیشبینی سود براساس چهار فصل آتی
با توجه به ساختار صنعت، تولید شکر به مقدار مصرف چغندر و عیار آن بستگی دارد که در تحلیل چهار فصل آتی با توجه به هر شرکت، اول مقدار مصرف چغندر طبق سالهای گذشته پیشبینی شده است و براساس عیار هر شرکت که بین ۱۳ تا ۱۵درصد است، تولید شکر به دست آمده است. نرخ شکر هم با توجه به نرخ اعلامی برای چهار فصل آتی ۲۵هزار و ۵۰۰تومان در نظر گرفته شده است.
صنعت قند و شکر در بورس یکی از صنایع گران است، کف P/ E این صنعت ۶ است و بازار تا ۸ از سهمها استقبال میکند و ۱۰ تا ۱۲ به بالا گران است. در حال حاضر با مفروضات، نرخ هر کیلو چغندر ۲،۸۰۰تومان و نرخ هر کیلو شکر ۲۵هزار و ۵۰۰تومان و P/ E تحلیلی صنعت ۲/ ۱۳ به دست میآید و شرکتهایی که کمترین P/ E تحلیلی را دارند به ترتیب شامل «قشهد» با P/ E ۷۳/ ۸، «قهکمت» با P/ E ۶۴/ ۷، «قصفها» با P/ E ۲۶/ ۹ و «قچار» با P/ E ۵۰/ ۱۱ هستند. از بین شرکتهای برتر صنعت که کمترین P/ E تحلیلی را داشتند، شرکت «قشکر» اهرم بالاتری دارد و نقطه سربهسر مصرف چغندر در این شرکت ۷۲هزار تن و مصرف چغندر ۱۰۰هزار تن است و ریسک بیشتری دارد. شرکت «قهکمت» از ثبات بیشتری برخوردار است و در مصرف چغندر، در سالهای گذشته نوسان کمتر و حاشیه سود بالاتری داشته و اهرم کمتری دارد بنابراین گزینه کمریسکتری است. با افزایش ۲۰درصدی مصرف چغندر، به طور متوسط ۴۵درصد سود شرکتها افزایش مییابد و با افزایش ۲۰درصدی نرخ شکر ۱۳۱درصد سود شرکتها رشد میکند. بنابراین حساسیت صنعت به نرخ شکر و نسبت نرخ شکر به چغندر بیشتر از سایر مفروضات است و عدمتناسب نرخ شکر با نرخ چغندر سود شرکتها را دچار مشکل میکند. نقطه سربهسر نرخ شکر برای صنعت کیلویی ۲۱هزار تومان است و افزایش ۲۰درصدی نقطه سربهسر، نشان میدهد که نرخ شکر کمتر از کیلویی ۲۵هزار تومان برای شرکتها صرفه اقتصادی ندارد.
معلومها و مجهولهای سال ۱۴۰۲
صنعت قند و شکر در سال ۱۴۰۲ معلومها و مجهولهایی دارد که شناخت آنها برای پیشبینی آینده صنعت ضرورت تمامعیار دارد. معلوم اصلی این است که کشور به تهیه ۴/ ۲میلیون تن شکر در سال ۱۴۰۲ نیاز دارد. در صورتی که سرانه مصرف شکر با تغییرات بزرگی روبهرو نشود، باید این میزان شکر به بازار عرضه شود تا بازار به تعادل برسد.
معلوم دیگر این است که با توجه به فصلی بودن صنعت، تولید داخل هرگز به اندازه نیاز داخلی نبوده و کشور نیاز به واردات دارد تا بازار به تعادل برسد.
معلوم دیگر این است که چغندرکاران ایرانی مانند هر فعال اقتصادی به این میاندیشند که از داشته خود بیشترین سود را ببرند و در صورتی که نرخ چغندر ۲۵درصد نرخ گندم نباشد، کشاورز به سراغ کشت گندم میرود که این اتفاق سبب میشود کارخانههای قند و شکر در تامین چغندر مصرفی دچار مشکل شوند.
مجهول اصلی صنعت، نگاه وارداتی در برابر تولید داخل است. در صورتی که واردکنندگان شکر خام در لایههای گوناگون نهادها و وزارتخانههای ذینفوذ در تولید و تنظیم بازار شکر راه یابند میتوانند سبب کاهش تولید شکر داخلی شوند.دیگر مجهول صنعت، نرخ دستوری شکر است. در صورتی که نرخ شکر متناسب با نرخ چغندر افزایش نیابد، به زیان شرکتهای این صنعت منجر میشود.
از دیگر مجهولات صنعت میتوان به وضعیت جوی کشور و خشکسالی اشاره کرد که سبب کاهش برداشت چغندر و راندمان زمین و در ادامه موجب کاهش تولید شکر میشود.