سناریویی که فقط شاه پسندید!
حسنعلی مهران (از مدیران بانک مرکزی در دوره پهلوی دوم) میگوید: «آنچه من از کنفرانس رامسر به یاد میآورم این است که سناریوهای مختلفی در حضور شاه مطرح شد که در صورت اتخاذ هر سیاست، کشور به کدام سو میرود. مثلا کارشناسان سازمان برنامه سه سناریو در حضور شاه مطرح کردند. آنها دو سناریو را مناسب میدانستند و سناریوی سومی را هم مطرح کردند و تاکید داشتند که اجرای آن، تبعات زیادی خواهد داشت. بهطور مشخص تاکید کارشناسان این بود که بهتر است سناریوی سوم اجرایی نشود. اما درست همان سناریوی سوم انتخاب شد. عملا همان سناریویی انتخاب شد که کارشناسان سازمان برنامه آن را به صلاح کشور نمیدانستند.»
نتایج سیاستهای غلط خیلی زود خود را نشان دادند. نرخ تورم در سال ۱۳۵۲ دورقمی شد و در سال ۱۳۵۶ به بالای ۲۴ درصد رسید. اما شاه بازهم مسیری خلاف نظر اقتصاددانان در پیش گرفت. اقتصاددانان مشکل اصلی تورم را نقدینگی ناشی از درآمدهای نفتی میدانستند؛ اما دولت به سیاستهای کنترل قیمت روی آورد. به این ترتیب، برای کنترل تورم، از یکسو، واردات ارزان با نرخ ارز پایین را مورد تشویق قرار داد و از سوی دیگر، دست به دامن سیاست کنترل قیمت و مبارزه با گرانفروشی شد. به این ترتیب، آثار بیماری هلندی یکی پس از دیگری خود را نمایان میکرد. رشد اقتصادی به نصف برنامه رسید و بهرهوری بهشدت پایینتر از پیشبینیها شد. از طرف دیگر، مردمی که در دوران اوج درآمدهای نفتی امکانات زیادی نظیر لوازم برقی خانگی را بهدست آورده بودند، از شرایط جدید ناراضی بودند. افزایش شهرنشینی و به تبع آن حاشیهنشینی نیز در این دوران اتفاق افتاد. بهگونهای که دیگر هیچ اثری از اقتصاد موفق دهه ۴۰ نبود و اقتصاد روزبهروز در ورطه این استبداد رای شاه غرق میشد.