پاساژهای قرن نوزدهمی از نگاه بنیامین
دیدگاه والتر بنیامین (متفکر بزرگ مکتب فرانکفورت) در باب خرید در کتاب «پروژه پاساژها» آمده است. وی در این کتاب، درکی عمیق از زوایای زندگی سرمایهداری ارائه میدهد. آنچه امروزه در باب خرید به شکلی انـتقـادی گفته میشود در چنین پـروژهای هـرچنـد ناتمام دنبال شده است. پاساژهای پاریسی شدیدا ذهن بنیامین را به خود مشغول کرده بود. او قبل از این در سال ۱۹۲۵ مقالهای به همراه آسیه لاسیس با عنوان «ناپل» نوشته بود. پاساژ ویکتور امانوئل در ناپل از بزرگترین پاساژهایی بود که تا آن زمان ساخته شده بود. بنیامین در پـاسـاژ، الگوی نخستین معماری فروشگاههای بزرگ را دید. به نظر او این شکل جدید از زندگی عمومی برای کالاشدگی به خدمت گرفته شده بود. اما تجربه پاساژهای پاریسی هنگامی که بنیامین از چشم فردی بیگانه به آن مینگریست آموختنیهای بسیاری برای وی داشت. وی ایده نوشتن درباره پاساژها را در سال ۱۹۲۶ وقتی که با دوستش«فرانتس هسل» قدم میزد به دست آورد. این مجموعه نوشتارها که تا هنگام مرگش ادامه یافت به پروژه پاساژهای پاریس شهرت یافت.
اولین پاساژهای پاریسی در ابتدای قرن ۱۹ ساخته شدند. برخی از آنها خیابانهایی بودند که زیر سقفی شیشهای محصور شده بودند. آنچه بنیامین را به پاساژها جذب کرد، بیرونبودگی و درونبودگی همزمان آنها بود. اما خصوصیت اینجا وجود ویترینهای خیره کننده کالایی بود که پشت نمای شیشهای قرار داشتهاند. بنیامین به ما نشان میدهد که چگونه کالاشدگی بهطور محسوسی در حضور بیواسطه خود به تصاویر جـادویی و صحنه اوهام بدل شده است. پروژه پاساژ، احساسی عمیقا مبهم از فریب جهان متروپل از طریق مصرف و صحنه اوهام و تخیلات شهری است. به تعبیر بنیامین جهانی که کالاها میآفرینند صرفا وهم است. این جهانهای رویایی و خیالی فرهنگ مصرفی، یعنی پاساژها و مراکز خرید، از نظر بنیامین به فعلیت درآمدن تخیلاتی است که مارکس در کتاب سرمایه و در بخش مربوط به بتوارگی کالاها از آن سخن گفته است. فروشگاههای بزرگ و پاساژها، معابدی بودند که در آنها کالاها بهعنوان بت پرستیده میشدند.
بنیامین در پروژه پاساژها و از خلال بررسی آنها که شکل اولیه مراکز خرید امروزیاند به آسیبها و بیماریهای مدرنیته پی میبرد. هدف بنیامین بیدار کردن «جمع رویابین» است. این امر از طریق نشان دادن دروغین بودن ایماژهای آرزویی ممکن میشود که با کالاهای گوناگون درون پاساژها برساخته شدهاند. به زبان مارکس وهمی که کالاها از پیشرفتهای مدرن میآفرینند و بازنماییهای نمادین آن، نوعی آگاهی کاذب است. بنیامین وظیفه خود میداند که این توهمات را آشکار و آن بازنماییهای دروغین را برملا کند. بـــاک مــورس مینــویـســد: «بازارچههای قرن ۱۹، برای بنیامین اهمیتی اساسی داشت. به این دلیل که بازتاب دقیقا مادی آگاهی درونی (یا بهطور دقیقتر ناخودآگاه) جمع رویایی است. همه خطاهای بورژوازی و همه رویاهای اتوپیایی آن را میشود در آنجا یافت.»