چند سال پیش، در یکی از پنلهای همایش بانکداری اسلامی، پیشنهادی را مطرح کردم که با واکنش تند برخی اعضای پنل روبهرو شد: «ایران باید امکان استقرار «بانکداری دوگانه» را به رسمیت بشناسد؛ یعنی بانکداری اسلامی و بانکداری متعارف بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند و بانک و مشتری حق انتخاب داشته باشند.»
نوسانات سطح آب دریای خزر و عقبنشینی خط ساحلی پدیدههای تازهای نیستند و در طول تاریخ این دریا بارها تکرار شدهاند، اما اکنون مشکلات تازه ای این بزرگترین دریاچه جهان را تهدید می کند. نگارنده نیز در زادگاه خود، شهر ساحلی نور در استان مازندران، افزایش قابلتوجه سطح آب دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد…
جنگ فوریه ۲۰۲۶ میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل، از همان آغاز ماهیتی متفاوت با درگیریهای پیشین داشت. حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به خاک ایران که به ترور عالیترین سطوح رهبری و فرماندهی نظامی انجامید، نقطه عطفی در سطح و شدت تقابل بود. در پاسخ، ایران نیز دامنه واکنش خود را بهطور قابلتوجهی گسترش داد؛ بهگونهای که نهتنها اسرائیل، بلکه پایگاهها و داراییهای آمریکا در سراسر منطقه خلیجفارس را هدف قرار داد. این تغییر رویکرد، نشاندهنده عبور از یک تقابل محدود به سوی یک مواجهه ساختاریتر و گستردهتر بود.
پس از مطرحشدن نام پاکستان بهعنوان «میانجیگر» بین ایران و آمریکا، این پرسش نزد بسیاری مطرح شده که چرا پاکستان انتخاب شد؟ در شرایطی که کشورهایی مانند عمان، قطر، چین، ترکیه و مصر از پتانسیل میانجیگری برخوردار بودند و باتوجهبه تمام تلاشها و تقلاهایی که عمان انجام داد، چرا قرعه فال به نام پاکستان افتاد؟ در این راستا چند دلیل قابلبحث است.
در شرایطی که اقتصاد با شوکهای بزرگ و نااطمینانیهای شدید مواجه میشود، نخستین پرسش این است که آیا بازار سرمایه باید باز بماند یا برای مدتی متوقف شود. در چنین موقعیتهایی توقف کوتاهمدت بازار میتواند بهعنوان ابزاری برای مدیریت شوک اولیه قابل توجیه باشد. به همین دلیل بسته شدن کوتاهمدت بازار در لحظه آغاز بحران تصمیمی قابل درک است.
رسانههای غربی بهخصوص از جرگه جریان اصلی همواره برآنند تا در نقد دولتهای مستقر گزارشها و تحلیلهای خود را ارائه دهند. اصولا کار رسانه، نقد است. رسانه در جوامع باز، نقش پروپاگاندا را ندارد؛ چراکه اصولا در این جوامع دولتها کمتر نیازمند پروپاگاندا هستند. از این نظر خیلی طبیعی است که در کشورهای غربی مقالات تند، مطالب تیز و گزارشهای آتشین در مورد سیاستها و رهبرانشان ببینید. این امر بهخصوص در زمانهای استثنایی چون جنگ بیشتر میشود.
در جریان تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، دو نقطه حیاتی زیرساختی اقتصاد ایران هدف قرار گرفتند. حمله به توربینهای شرکت فجر انرژی خلیجفارس (بفجر) در ماهشهر و سپس یوتیلیتیهای مبین انرژی و دماوند انرژی در عسلویه.این عملیات صرفا نظامی نبود، بلکه ضرباتی به زیرساختهای مورد نیاز مردم در حوزه انرژی صنعت پتروشیمی ایران بودند.
اکسیوس گزارش داد مذاکراتی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، با میانجیگری پاکستان، مصر و ترکیه در جریان است. این گفتوگوها حتی به سطح تبادل پیام میان ویتکاف و عراقچی رسیده، اما هنوز فاصله معناداری تا توافق وجود دارد. برآورد منابع این است که احتمال دستیابی به توافق فوری پایین است، اما این مسیر «آخرین فرصت» برای جلوگیری از تشدید شدید جنگ تلقی میشود.
درحالیکه نگاه افکار عمومی به جنگها معمولا بر تلفات انسانی و پیامدهای سیاسی متمرکز است، بُعدی عمیقتر، خاموشتر و بهمراتب ماندگارتر از این بحرانها اغلب نادیده گرفته میشود: تخریب گسترده محیط زیست و برهم خوردن تعادلهای شکننده اکولوژیک. حملات نظامی و انفجارهای صنعتی، بهویژه در مناطق حساس انرژی، نهتنها زیرساختها را نابود میکنند، بلکه آلودگیهایی را به هوا، آب و خاک تحمیل میکنند که اثرات آنها ممکن است سالها و حتی دههها باقی بماند.
دنیای اقتصاد: یک استاد دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: ثبت نظاممند روایتهای قربانیان و شاهدان جنایات جنگی، یکی از مهمترین ابزارهای حفظ حقیقت تاریخی، تحقق عدالت و پیشگیری از تکرار خشونت است.
زندگی در ایران امروز، بیش از هر چیز، تجربهای از «تعلیق» است؛ تعلیقی نه صرفا در سطح روانی، بلکه در لایههای عمیق ساختاری، نهادی و افقهای معنایی جامعه. این تعلیق، وضعیتی گذرا و لحظهای نیست، بلکه بهمثابه یک منطق مسلط بر زیست روزمره عمل میکند؛ منطقی که در آن، تصمیمگیریها به تعویق میافتند، افقها کوتاه میشوند و کنشها در حالت نیمهتمام باقی میمانند. در چنین وضعیتی، جامعه نه در وضعیت ثبات قرار دارد و نه در وضعیت گذارِ روشن، بلکه در میانهای مبهم و فرساینده، معلق مانده است.
جنگ که تمام شود اقتصاد کشور تازهوارد میدان مین خواهد شد. این جمله شاید خلاصهترین توصیف وضعیت کشور در آن روز باشد. جایی که پایان درگیری نظامی به جای ایجاد ثبات فوری، مجموعهای از عدم تعادلهای عمیق اقتصادی را به سطح آورده و بازارها را وارد فاز جدیدی از سردرگمی خواهد کرد.
در شرایط جنگی، یکی از اولین متغیرهایی که در اقتصاد و بنگاهداری دچار تغییر جدی میشود، هزینه تامین مالی شرکتهاست. به بیان ساده، وقتی کشور وارد جنگ میشود، پول برای شرکتها گرانتر میشود؛ چه از مسیر وام و بدهی، چه از مسیر افزایش سرمایه و جذب منابع از بازار سرمایه.
در شرایط تنشهای نظامی یا بهعبارتی جنگی که بازارهای مالی با شوکهای منفی و شایعات مواجهند، سازمان بورس اوراقبهادار نقش محوری در کنترل نوسان، حفظ نقدشوندگی و تامین اعتماد عمومی بر عهده دارد. سازمان بورس اوراقبهادار باید بهسرعت نقش هدایتگر و همپیونددهنده میان دولت، بانکمرکزی، نهادهای ناظر و فعالان بازار را ایفا کند تا از گسترش اختلالهای مالی و کاهش اعتماد عمومی جلوگیری شود. این نقش ایجاب میکند که سازمان تصمیمهای موقت اقتصادی را با ذکر دلایل و جدول زمانی خروج همراه کند تا از رفتارهای شتابزده سرمایهگذاران جلوگیری شود و کانالهای ارتباطی روشن بین دستگاهها برقرار بماند.حفظ کانالهای نقدینگی برای جلوگیری از بحران فروش اجباری حیاتی است.
مساله کلیدی در دولتسازی مدرن، ترکیب دووجهی است که گویی ذاتا با هم در تضاد هستند. دولت باید از یکسو هم آنقدر اقتدار داشته باشد تا بتواند امنیت را در سرزمینی که حکم میراند به ارمغان آورد و هم از سوی دیگر، چنان رامشدنی باشد که تحت نظارت همان شهروندانی قرار گیرد که باید از دولت بترسند تا امنیت برقرار شود.
بر اساس گزارش شاخص قیمت مصرف کننده CPI در بهمن ماه ۱۴۰۴ که اوایل اسفندماه سالجاری توسط مرکز آمار ایران منتشر شده است، تورم ماهانه بهمنماه عدد ۹.۴ درصدی را نشان میدهد درحالیکه طی ماههای قبل تورم ماهانه عمدتا در کانال ۳ الی ۴درصد بوده و در عمده ماههای سال ۱۴۰۲ نیز این شاخص سطوح زیر ۳درصد را نشان میداد که متاسفانه در دی و بهمن سال ۱۴۰۴ تورم ماهانه جهش ناگهانی داشته و به کانال ۸ تا ۱۰ درصد رسیده است. تورم نقطه به نقطه نیز به عدد ۶۸.۱درصد رسیده و طی یکسال گذشته در مسیری صعودی دو برابر شده است. این شاخص طی اکثر ماههای سال ۱۴۰۲، ۱۴۰۳ و نیمه اول ۱۴۰۴ کمتر از ۴۰درصد بوده که متاسفانه طی ماههای اخیر رکوردهای عجیب و بالایی را ثبت کرده است.
یک جنگ نامتقارن که اقتصاد جهانی را متوقف کند، میتواند آمریکا را فرسوده کرده و آن را به آتشبس مجبور کند. دو هفته پس از آغاز جنگ، استراتژی ایران واضحتر شده است. ایران در ابتدا تلاش کرد حملات آمریکا و اسرائیل را تحمل کند و درعینحال با پهپادها و موشکها به شهرهای اسرائیل و پایگاههای آمریکا حمله کند تا ذخایر موشکهای رهگیر آنها را کاهش دهد. برنامه بلندمدت این بود که موشکهای بزرگتر و مرگبارتر برای مرحله دوم جنگ حفظ شوند. اما ایران همچنین یک استراتژی موازی و احتمالا موثرتر به کار گرفته است: جنگ علیه اقتصاد جهانی. موشکها و پهپادهای ایرانی نفتکشها در خلیج فارس را هدف قرار دادند و عبور و مرور از تنگه هرمز را محدود کردند؛ بهطوریکه عملا آن را بستند و باعث افزایش قیمت نفت شدند.
تحولات ژئوپلیتیک اخیر در منطقه و افزایش سطح تنشهای نظامی، بار دیگر اهمیت واکنش سیاستگذاران اقتصادی به شوکهای ناگهانی را برجسته کردهاست. در چنین شرایطی بازارهای مالی بهطور طبیعی با موجی از نااطمینانی و رفتارهای احتیاطی سرمایهگذاران مواجه میشوند. بازار سرمایه نیز از این قاعده مستثنی نیست و همواره به تحولات سیاسی و امنیتی واکنش نشان میدهد. آنچه در مدیریت این شرایط اهمیت دارد، نحوه مواجهه سیاستگذار با این شوکها و حفظ اصول بنیادی بازار است. یکی از مهمترین این اصول، «نقدشوندگی» است. این عنصر را میتوان ستون فقرات بازار سرمایه دانست.
افزایش تنشهای ژئوپلیتیک در منطقه و درگیریهای نظامی اخیر، بازار جهانی انرژی را با نوسانات قابلتوجهی مواجه کردهاست. در چنین شرایطی، قیمت نفت با رشد چشمگیری همراه شده و در مقاطعی به محدوده ۱۱۰ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه نیز رسیدهاست. این جهش قیمتی در حالی رخ میدهد که بازار جهانی نفت بهشدت به تحولات سیاسی و امنیتی حساس است و هرگونه تغییر در معادلات منطقهای میتواند بهسرعت بر عرضه و تقاضای جهانی اثر بگذارد. تداوم این شرایط سببشده روند قیمت نفت افزایشی، همراه با نوسانات شدید باشد.
شکاف جنسیتی در بازار کار یکی از موضوعاتی است که همواره در میان اقتصاددانان، جامعهشناسان و روانشناسان مورد بحث بوده است. هر یک از این حوزهها تلاش کردهاند از زاویهای متفاوت به توضیح علل این پدیده بپردازند. برخی نظریهها بر نقش سازوکارهای بازار و انتخابهای فردی تاکید میکنند و معتقدند رقابت اقتصادی در بلندمدت میتواند بسیاری از تبعیضها را کاهش دهد. در مقابل، گروهی دیگر ریشههای این شکاف را در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و نهادی میبینند و بر این باورند که بدون اصلاح این ساختارها، نابرابریها بهطور خودکار از میان نخواهند رفت. افزون بر این دو، رویکردهایی نیز وجود دارند که عوامل روانشناختی، تربیتی یا حتی زیستی را در شکلگیری تفاوتهای شغلی میان زنان و مردان موثر میدانند.
بازارهای سرمایه، شریان حیاتی اقتصاد هر کشوری هستند و همواره در معرض نوسانات ناشی از عوامل درونی و بیرونی قرار دارند. تجربه رویدادهای پرتنشی مانند جنگ ۱۲ روزه قبلی نشان داده است که شوکهای ژئوپلیتیک میتوانند تاثیرات عمیقی بر روان جمعی سرمایهگذاران، عملکرد سازمان بورس و سیاستگذاریهای دولت داشته باشند. در چنین شرایطی، اتخاذ رویکردی مدبرانه و مبتنی بر تحلیل عمیق، نه تنها از سرمایههای موجود محافظت میکند، بلکه فرصتهای ارزشمندی را نیز پیش روی فعالان اقتصادی قرار میدهد.
ممکن است خیلی زود مجبور شوم حرفهایم را پس بگیرم. با این حال، به گمان من لازم است در استفاده از اصطلاح «بحران انرژی» کمی دقت و ظرافت بیشتری به خرج دهیم. خلاصه اینکه ما این اصطلاح را بیش از حد آسان به کار میبریم. حمله آمریکا به ایران خبر بدی برای اقتصاد جهانی است، اما انتظار ندارم که به شوک تورمی مشابه سال ۲۰۲۲ منجر شود.