تابآوری در توفان
این تحلیل، با تکیه بر تجربه گذشته، راهکارهایی را برای سه رکن اصلی بازار سرمایه: سرمایهگذاران، سازمان بورس و دولت ارائه میدهد و به مدیریت احساسات، شرایط بازار و چشمانداز پساجنگ میپردازد.
۱. سرمایهگذاران: تجربه نشان داده است که در دوران بحرانهای تنشزا، نخستین واکنش بسیاری از سرمایهگذاران، ترس و هراس است که اغلب منجر به فروشهای هیجانی و از دست دادن فرصتهای آتی میشود. سرمایهگذاران باید با شناخت روانشناسی بازار و تاثیر احساسات بر تصمیمگیری، از دام واکنشهای آنی و مبتنی بر ترس پرهیز کنند. درک اینکه نوسانات بخشی طبیعی از بازار سرمایه است، نخستین گام است. پرهیز از رفتارهای گروهی و پیروی کورکورانه از جمع، اغلب به نتایج زیانباری ختم میشود. تصمیمگیری باید بر اساس تحلیل شخصی(البته اگر دانش کافی وجود داشته باشد یا استفاده از مشاوره افراد خبره) و اهداف بلندمدت باشد. بازارهای سرمایه معمولا پس از عبور از بحرانها، پتانسیل رشد خود را بازیابی میکنند. سرمایهگذارانی که دیدگاه بلندمدت دارند، کمتر تحت تاثیر نوسانات کوتاهمدت قرار میگیرند.
در زمان بحران، تحلیل بنیادی شرکتها اهمیت دوچندان مییابد. شرکتهایی که از سلامت مالی قوی، مزیت رقابتی پایدار و چشمانداز سودآوری بلندمدت برخوردارند، حتی در شرایط سخت نیز تابآوری بیشتری نشان میدهند. بحرانها اغلب باعث میشوند قیمت سهام شرکتهای ارزشمند، به زیر ارزش ذاتی خود سقوط کنند. این زمان، فرصتی طلایی برای سرمایهگذاران با تحمل ریسک بالا و دیدگاه بلندمدت است تا با خریدهای پلهای، داراییهای ارزنده را با تخفیف قابل توجهی خریداری کنند. برخی صنایع، مانند کالاهای اساسی، انرژی، یا شرکتهای با درآمدهای ارزی، ممکن است در شرایط بحرانی کمتر آسیب ببینند یا حتی از موقعیتهای جدید بهرهمند شوند.
۲. سازمان بورس و اوراق بهادار: سازمان بورس به عنوان ناظر بازار، نقشی حیاتی در مدیریت شرایط پرالتهاب و حفظ اعتماد سرمایهگذاران ایفا میکند و از همین حالا و قبل از بازگشایی بازار باید طرح و برنامه خود را در حال حاضر و برای زمان بازگشایی بازار اعلام کند و جلسات متعددی با سازمانها، اشخاص حقوقی شرکتهای بازار سرمایه، دولت و بانک مرکزی به منظور مدیریت بحران برگزار کند. استفاده از ابزارهایی مانند دامنه نوسان، حجم مبنا، بازگشایی پلهای بازارهای مختلف(سهام، اوراق با درآمدثابت، صندوقهای قابل معامله و...) و مدیریت شده از منظر خروج نقدینگی و مدیریت جریان اطلاعات، میتواند از هیجانات ناگهانی جلوگیری کرده و به متعادل شدن بازار کمک کند. ارائه اطلاعات شفاف و بیطرفانه درباره وضعیت کلی بازار و اقدامات انجام شده، به کاهش ابهام و نگرانی سرمایهگذاران کمک شایانی میکند.
اطمینان از رعایت قوانین و مقررات، جلوگیری از دستکاری بازار و برخورد قاطع با متخلفان، پایه اعتماد سرمایهگذاران را تقویت میکند. فراهم کردن بسترهای مناسب برای دسترسی آسان سرمایهگذاران به گزارشهای تحلیلی، اخبار موثق و دادههای بازار. در صورت لزوم، معرفی و توسعه ابزارهای مالی جدید که بتوانند ریسک را پوشش دهند یا امکان سرمایهگذاری در شرایط مختلف را فراهم کنند. شناسایی و ارزیابی ریسکهای کلان اقتصادی و ژئوپلیتیک که میتوانند بازار را تحت تاثیر قرار دهند و تدوین پروتکلهای واکنش اضطراری و از همه مهمتر هماهنگی با دولت، بانک مرکزی، صندوق توسعه، صندوق تثبیت و اشخاص حقوقی شرکتها جهت حمایت از بازار در زمان بازگشایی از اقدامات مهم سازمان است.
۳. دولت: دولت، با اتخاذ رویکردی چندوجهی، نقش محوری در مدیریت هراس جمعی و هدایت بازار به سمت ثبات و رشد ایفا میکند. قدرت دولت در ایجاد اطمینان، نه تنها به واسطه ابزارهای اقتصادی، بلکه از طریق ارتباطات و سیاستگذاریهای شفاف و قابل اتکا نمایان میشود. دولت باید با اعلام و اجرای سیاستهای اقتصادی، ارزی و تجاری شفاف، مدون و باثبات، از ایجاد ابهام و سردرگمی در میان فعالان اقتصادی جلوگیری کند. پیشبینیپذیری، سنگ بنای اعتماد در دوران بحران است.
سخنگویان دولت، وزرای اقتصادی و مدیران نهادهای مرتبط، باید با حضور مستمر در رسانهها، اطلاعات دقیق و بهروز را در اختیار مردم و سرمایهگذاران قرار دهند. صداقت در بیان چالشها و تشریح راهکارها، از شایعهپراکنی و گسترش ناامیدی جلوگیری میکند. در صورت بروز خسارات اقتصادی گسترده، دولت میتواند با تسهیلات اعتباری، معافیتهای مالیاتی موقت یا تضمینهای دولتی، از صنایع و کسبوکارهایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، حمایت کند تا چرخه تولید و اشتغال حفظ شود. اولویت اصلی دولت، حفظ سلامت اقتصاد کلان است. این امر شامل کنترل تورم، مدیریت منضبط بودجه، حفظ ارزش پول ملی و مدیریت نرخ ارز در چارچوب اهداف بلندمدت است. ثبات اقتصادی، بستر لازم برای فعالیت سایر بخشها را فراهم میآورد.
ایجاد و حفظ یک محیط امن و باثبات برای سرمایهگذاری امری حیاتی است. این شامل حمایت قانونی از حقوق سرمایهگذاران، تسریع در فرآیندهای اداری و جلوگیری از هرگونه ریسک غیرمتعارف است. در سناریوی وقوع خسارات فیزیکی یا اختلال در زنجیرههای تامین، دولت باید با بسیج منابع و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، روند بازسازی و بازگشت به شرایط عادی را با سرعت و اولویتبندی لازم پیش ببرد. در صورت لزوم، دولت میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماسی، به دنبال جلب حمایتهای بینالمللی، تضمینهای تجاری یا تسهیل روابط اقتصادی باشد.
پس از فروکش کردن تنشهای ژئوپلیتیک، دوران پساجنگ فصل نوینی را برای اقتصاد و بازار سرمایه رقم زده میشود، در این مرحله، بازار از شوک اولیه خارج شده و با فروکش کردن هیجانات، به سمت منطق بنیادین خود بازمیگردد. شرکتهای قوی، با اتکا به اصول خود، روند رشد را از سر میگیرند و فرصتهای سرمایهگذاری جذاب پدیدار میشوند. آن دسته از سرمایهگذارانی که توانستهاند با مدیریت صحیح احساسات خود، از فروشهای هیجانی پرهیز کنند، در دوران پساجنگ شاهد بازیابی و رشد داراییهای خود خواهند بود. هوشمندان، با اتکا به تحلیل، به دنبال کشف فرصتهای ارزندهای که در دوران بحران ایجاد شدهاند، خواهند رفت.
با وجود پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و اقتصادی، بازار سرمایه ایران همواره سرشار از فرصتهای ارزشمند بوده است. شرکتهای فعال در صنایع متنوع، از انرژی و پتروشیمی گرفته تا معدن و تکنولوژی، در صورت مدیریت صحیح و برخورداری از ثبات نسبی، پتانسیل رشد قابل توجهی دارند. قیمتگذاری بسیاری از سهام در زمان بحرانها، به سطوحی میرسد که بازدهی بلندمدت قابل توجهی را برای سرمایهگذاران صبور و تحلیلگر نوید میدهد. لذا، هرچند ریسکها همواره بخشی از فضای سرمایهگذاری در کشور هستند، اما با اتخاذ استراتژیهای درست و دیدگاهی بلندمدت، بازار سرمایه همچنان میتواند بهترین گزینه برای سرمایهگذاری باشد.
* تحلیلگر بازارهای مالی