۱- آیا تکالیف درسی بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان تاثیرگذار است؟

۲- آیا تکالیف درسی به پرورش مهارت‌های استقلال و یادگیری خودانگیخته در دانش‌آموزان کمک می‌کند؟

۳- آیا مشارکت والدین در انجام تکالیف درسی دانش‌آموزان، منجر به کسب دستاوردهای تحصیلی بیشتر، انگیزه بالاتر و نیز پرورش مهارت یادگیری خودانگیخته در دانش‌آموزان می‌شود؟

حجم تکالیف درسی در دنیا چقدر است؟

سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) در گزارشی میانگین ساعاتی که دانش‌آموزان در کشورهای مختلف به صورت هفتگی برای انجام تکالیف درسی‌شان صرف می‌کنند را بررسی کرده است. در این پژوهش مشخص شد که در تمامی ۶۵ کشور مورد مطالعه، تکالیف درسی به میزان کم یا زیاد وجود داشته‌اند. در همه کشورها دانش‌آموزان بیش از آنکه وقت خود را صرف فعالیت‌های آموزشی خارج از مدرسه نظیر کلاس‌های فوق‌برنامه یا مطالعه غیردرسی کنند، برای انجام تکالیف درسی یا مطالعاتی که معلمان به آنها محول کرده‌اند، وقت می‌گذارند. در کشورهای عضو OECD دانش‌آموزان به‌طور متوسط ۵ ساعت را در هر هفته به انجام تکالیف‌شان اختصاص می‌دهند، اما تفاوت چشمگیری در آمار کشورهای مختلف وجود دارد. به‌عنوان نمونه دانش‌آموزان در ایرلند، ‌ایتالیا، قزاقستان، رومانی، روسیه و سنگاپور اعلام کردند انجام تکالیف هفتگی‌شان به‌طور متوسط ۷ ساعت یا بیشتر طول می‌کشد.

تکالیف دانش‌آموزان در شانگهای چین به حدی است که هفته‌ای ۱۴ ساعت برای انجام آنها صرف می‌شود. این در حالی است که دانش‌آموزان اهل فنلاند و کره‌جنوبی با صرف زمانی کم‌تر از ۳ ساعت در هفته انجام تکالیف خود را به پایان می‌برند. در همه گروه‌های ذکر شده نظام‌های آموزشی موفق به چشم می‌خورد. کره‌جنوبی پس از ژاپن دومین نظام آموزشی برتر جهان را داراست و دانش‌آموزان در هر دو کشور زمانی کمتر از ۴ ساعت در هفته برای انجام تکالیف‌شان صرف می‌کنند. سنگاپور که سومین نظام آموزشی موفق جهان را ایجاد کرده است، در گروه ۸ ساعتی‌ها قرار دارد. هلند، فنلاند، دانمارک، استرالیا، استونی و نیوزیلند هم در زمره نظام‌های آموزشی پیشتاز جهان هستند و دانش‌آموزان در این کشورها ۵/ ۲ تا ۷ ساعت در هفته به انجام تکالیف درسی‌شان اختصاص می‌دهند.

روند نزولی تکالیف درسی در جهان

میانگین زمان انجام تکالیف مدرسه در مطالعه مشابهی که در سال ۲۰۰۳ انجام شده بود ۹/ ۵ ساعت بود که حدود یک ساعت از زمان کنونی بیشتر است. در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تاکنون میانگین زمان انجام تکالیف در ۳۱ کشور از این مجموعه به طرز قابل‌توجهی کاهش یافته است. کشورهایی نظیر اسلواکی، روسیه، یونان، لیتوانی، مجارستان، اروگوئه، آلمان و ترکیه در زمینه کاهش تکالیف درسی پیشتاز بوده‌اند. این کاهش زمان انجام تکالیف اغلب در کشورهایی روی داده‌است که در سال ۲۰۰۳ دانش‌آموزان زمان زیادی برای حل تکالیف درسی‌شان صرف می‌کردند. تنها در دو کشور استرالیا و اتریش تاکید بر انجام تکالیف درسی افزایش یافته است. کاهش زمان انجام تکالیف در اغلب کشورها را می‌توان نتیجه تغییر الگوهای گذران اوقات‌فراغت دانش‌آموزان دانست. امروزه اغلب دانش‌آموزان بخش قابل‌توجهی از اوقاتی که در مدرسه حضور ندارند را به گشت و گذار در اینترنت و یا انجام بازی‌های رایانه‌ای سپری می‌کنند.

از سوی دیگر نگرش معلمان نیز در خصوص تعیین تکالیف و میزان آن دستخوش تغییرات بنیادین شده است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۹ نشان داد که صرف زمانی بیش از ۴ ساعت در هفته برای انجام تکالیف درسی تاثیر مثبتی در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان ندارد. امروزه در اغلب کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه میانگین زمان صرف‌شده برای انجام تکالیف درسی حدود ۴ ساعت در هفته است. واکنش‌های متفاوتی به انتشار این گزارش در سراسر جهان اتفاق افتاد. نشریه تلگراف خواستار افزایش تکالیف درسی شد تا دانش‌آموزان انگلیسی در رقابت با دانش‌آموزان چینی و روسی عقب نمانند. در برخی مدارس انگلستان روزانه زمانی برای آماده‌سازی درسی اختصاص داده ‌می‌شود، به این ترتیب که پس از پایان ساعات درسی زمانی حدود یک یا دوساعت در نظر گرفته می‌شود و دانش‌آموزان موظف هستند در این مدت ضمن رعایت سکوت و نظم، به انجام تکالیف درسی خود بپردازند.

کاهش تکالیف در ژاپن

یکی از شگفتی‌های آمار تکالیف درسی کشور ژاپن بود. دانش‌آموزان ژاپنی به‌رغم زمان کمی که برای انجام تکالیف درسی اختصاص می‌دادند. در آزمون‌های درسی نمرات بالایی کسب می‌کردند. اما علت این موفقیت را می‌توان در سیستم آموزشی متفاوت ژاپن جست‌وجو کرد. در این کشور تحصیل در دوره دوم متوسطه اجباری نیست و دانش‌آموزان کلاس نهم برای راه یافتن به مدارس دلخواه خود و موفقیت در آزمون‌های ورودی با هم رقابت می‌کنند. کلاس‌های فوق‌برنامه درسی که در ژاپن با نام «جوتو» شناخته می‌شوند، دانش‌آموزان را برای شرکت در این آزمون‌ها آماده می‌کنند. بخش اعظم ساعت‌های فراغت دانش‌آموزان کلاس نهم در این کلاس‌ها می‌گذرد. یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۰ نشان داد بیش از ۶۰ درصد والدین ژاپنی اعتقاد دارند فرزندانشان نیازمند کلاس‌های جوتو یا انواع دیگر آموزش‌های تکمیلی هستند. این داده‌ها با کهن‌الگوهای سخت‌کوشی رایج در فرهنگ ژاپنی همخوانی دارد. دولت از سال ۲۰۰۱ سیستم آموزشی جدیدی معرفی کرده است که به «آموزش آسان» موسوم است و شیوه‌ای منعطف‌تر در آموزش مفاهیم تازه به کودکان مقطع ابتدایی در پیش گرفته است. به این ترتیب کودکان فرصت بیشتری خواهند داشت تا به سرگرمی‌های مورد علاقه خود بپردازند یا با اعضای خانواده وقت بگذرانند.

تاثیر تکالیف بر عملکرد تحصیلی

این مطالعه نشان داد میانگین زمانی که دانش‌آموزان برای انجام تکالیف‌شان صرف می‌کنند با عملکرد تحصیلی آنها، خصوصا در درس ریاضی ارتباط مستقیمی دارد، البته افزایش زمان انجام تکالیف به بیش از ۴ ساعت در هفته این مهم را بی‌اثر خواهد کرد. بررسی‌ها نشان داد زمانی که دانش‌آموزان به انجام تکالیف‌شان اختصاص می‌دهند ارتباط معناداری با کیفیت نظام آموزشی ندارد و عوامل دیگری نظیر کیفیت تدریس، و سیستم سازماندهی مدارس در این زمینه تاثیرگذار هستند. اما مطالعاتی که تاثیر انجام تکالیف درسی بر موفقیت تحصیلی را نشان می‌دهند بسیاری از عوامل تاثیرگذار دیگر در کسب موفقیت تحصیلی را نادیده می‌گیرند. به بیان دیگر، درست است دانش‌آموزانی که در انجام تکالیف درسی کوشا هستند، معمولا موفقیت‌های تحصیلی بیشتری به دست می‌آورند؛ اما این موفقیت‌ها تنها به‌دلیل انجام تکالیف حاصل نشده است، عوامل متعددی نظیر وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده، میزان تحصیلات والدین و تعداد فرزندان خانواده در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان موثر هستند. بسیاری از محققان بر این عقیده‌اند که تاثیر این عوامل از انجام تکالیف درسی بسیار بیشتر است.

نقش تکالیف در تشدید نابرابری‌ها

تکالیف درسی می‌تواند برای دانش‌آموزان محروم مساله‌ساز شود. آنها ممکن است محیط آرامی برای انجام تکالیفشان در اختیار نداشته باشند یا در خانواده مسوولیت‌هایی بر عهده داشته باشند و زمان کافی برای انجام تکالیفشان باقی‌ نماند. ممکن است والدین این دانش‌آموزان نیز اغلب زمان، اشتیاق یا توانمندی لازم را برای راهنمایی و کمک در جهت انجام تکالیف نداشته باشند. به این ترتیب مدارس با تحمیل تکالیف موجب افزایش شکاف عملکردی دانش‌آموزانی با پیش‌زمینه‌های اقتصادی-اجتماعی متفاوت می‌شوند. نشریه ایندیپندنت هم در گزارشی به این موضوع پرداخته است که داده‌های آماری نشان می‌دهد بیشترین میزان تکالیف درسی اغلب در جوامعی به دانش‌آموزان تحمیل می‌شود که سطح درآمدها در آنجا پایین‌تر و شکاف‌های نابرابری اجتماعی عمیق‌تر است. در تمامی کشورهایی که در مطالعه سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه مشارکت داشتند، دانش‌آموزانی که از سطح اجتماعی- اقتصادی بالاتری برخوردار هستند در مقایسه با هم سن‌و‌سالان محروم خود زمان بیشتری برای انجام تکالیف درسی صرف می‌کنند.

در کشورهای عضو سازمان OECD دانش‌آموزان برخوردار در مقایسه با دانش‌آموزان محروم حدود ۶/ ۱ ساعت بیشتر برای انجام تکالیف خود صرف می‌‌کنند: دانش‌آموزان برخوردار به‌طور میانگین هفته‌ای ۷/ ۵ ساعت و دانش‌آموزان محروم هفته‌ای ۱/ ۴ ساعت به انجام تکالیف‌شان اختصاص می‌دهند. هرچه میانگین زمانی انجام تکالیف در کشوری بیشتر باشد، تفاوت میان دانش‌آموزان برخوردار و محروم کمتر است. این تفاوت می‌تواند ناشی از آن باشد که دانش‌آموزان برخوردار فضای مناسب و امکانات لازم را برای انجام تکالیف در اختیار دارند و از سوی والدین‌شان نیز انجام به موقع تکالیف مهم تلقی می‌شود. از سوی دیگر این تفاوت می‌تواند چنین تعبیر شود که معلمان از دانش‌آموزان محروم خود انتظار ندارند که پس از ساعات مدرسه به تنهایی به مطالعه مشغول شوند یا به انجام تکالیف مشکل بپردازند و در برابر انجام نشدن تکالیف از سوی آنان، نرمش بیشتری به خرج می‌دهند.

به همین سبب در مدارسی که اغلب دانش‌آموزانش محروم هستند، معلمان از محول کردن تکالیف بیشتر خودداری می‌کنند. برعکس، در مدارسی که اغلب دانش‌آموزان‌شان از گروه‌های برخوردار هستند، تکالیف درسی بیشتری به دانش‌آموزان محول می‌شود. نتیجه نهایی پژوهش: تکالیف درسی مناسب و به اندازه فرصتی دیگر برای یادگیری دانش‌آموزان هستند، اما می‌تواند شکاف عملکردی میان دانش‌آموزان برخوردار و محروم را بیشتر کند. چاره کار علاوه‌بر رعایت اعتدال در تعیین تکالیف درسی آن است که معلمان دانش‌آموزان محروم را به انجام تکالیف درسی تشویق کنند یا والدین این دانش‌آموزان برای تشویق فرزنداشان راهنمایی کنند. همچنین مدارس می‌توانند فضایی آرام و مناسب برای انجام تکالیف این دانش‌آموزان در داخل محیط مدرسه تدارک ببینند.

حذف تکالیف درسی؛ دیدگاه معلمان

معلمان در سراسر دنیا برای تعیین تکالیف دلایل خاص خودشان را دارند: به چالش کشیدن ذهن دانش‌آموزان، وادار کردن دانش‌آموزان ضعیف‌تر به مرور مطالب درسی، ایجاد انگیزه برای دانش‌آموزان پیشتاز و کسب اطمینان از اینکه همه دانش‌آموزان مطالب درسی را تمام و کمال فهمیده‌اند و در حافظه بلندمدتشان جای گرفته است. یکی از عواملی که معلمان را به محول کردن تکالیف درسی وا می‌دارد آن است که در دوره آموزشی معلمان تکالیف به عنوان بخشی از فرآیند ارزیابی دانش‌آموزان مطرح می‌شود و با وجود اینکه مطالعات جدید نشان داده تکالیف درسی در دوره ابتدایی به کل بی‌فایده است و در دوره متوسطه اول تاثیر محدودی دارد، معلمان از طریق روش‌های خود ابا دارند. برخی معلمان از آن جهت بر انجام تکالیف پافشاری می‌کنند که نزد دانش‌آموزان، اولیا، همکاران و مدیران مدرسه جدی گرفته شوند و در قیاس با سایر معلمان بسیار آسان‌گیر جلوه نکنند.

این احتمال هم وجود دارد که معلمان در شرایطی نظیر فشار برای کسب دستاوردهای آموزشی، برنامه‌ریزی ضعیف زمانی یا فقدان استقلال در تعیین مفاد برنامه درسی به دنبال گزینه‌ای ساده برای جبران آنچه در کلاس مطرح نشده است، به تکالیف درسی روی می‌آورند. مطالعات در آمریکا نیز نشان داده است معلمان کم‌تجربه‌تر تکالیف بیشتری برای دانش‌آموزانشان در نظر می‌گیرند. در مقایسه‌ای که صورت گرفت معلم‌هایی که صفر تا ۵ سال سابقه تدریس داشته باشند، دو برابر بیش از همکاران با تجربه خود (با تجربه بیش از ۲۰ سال تدریس) تکالیفی تعیین می‌کنند که انجام آنها بیش از یک ساعت طول می‌کشد.

حذف تکالیف؛ فرصت‌ها و تهدیدها

بحث حذف تکالیف مدرسه همواره یکی از موضوعات داغ بحث‌های آموزشی بوده است. در دهه ۱۹۲۰ برخی پزشکان تاثیر انجام تکالیف درسی را بررسی کردند، چرا که نگران تاثیرات سوء این تکالیف بر سلامت کودکان بودند. این پزشکان اعلام کردند کودکان به‌طور روزانه نیازمند ۶ تا ۷ ساعت فعالیت در هوای آزاد و در نور خورشید هستند. در دهه ۱۹۳۰ هم سردبیر یکی از مجلات بانوان خواستار پایان یافتن تکالیف درسی کودکان شد. امروزه ثابت شده است حجم زیاد تکالیف درسی خصوصا در دانش‌آموزان دوره ابتدایی و متوسطه اول می‌تواند منجر به بروز اختلالات اضطرابی و اختلالات خواب شود.

در سال‌های اخیر مدارس بسیاری در سراسر جهان با اعلام ممنوعیت تکالیف منزل، از سوی والدین، متخصصان و رسانه‌ها مورد تمجید یا انتقاد قرار گرفته‌اند. در سال ۲۰۱۲ فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهوری وقت فرانسه پیشنهاد کرد محول کردن تکالیف درسی به دانش‌آموزان دوره ابتدایی و راهنمایی متوقف شود. این سخن از سوی نشریه وال استریت ژورنال به باد تمسخر گرفته شد. برخی مدارس آمریکا در سال ۲۰۱۱ قانونی تعیین کردند که طبق آن انجام تکالیف در منزل نباید سهمی بیش از ۲۰ درصد در تعیین نمره ارزشیابی نهایی دانش‌آموزان داشته باشد.

نکته‌ای که در انتخاب تکالیف درسی کمتر بدان پرداخته شده است آن است که نخست تکالیف درسی برای کودکان کم سن و سال مزیت چندانی ایجاد نمی‌کند، تنها با محدود کردن زمان بازی و تفریح به شادابی آنها لطمه می‌زند، اما در مورد دانش‌آموزان مقاطع متوسطه این موضوع صدق نمی‌کند. از سوی دیگر در انتخاب تکالیفی که به دانش‌آموزان محول می‌شود باید کیفیت ملاک قرار گیرد و نه کمیت. معلمان باید تلاش کنند تکالیفی برای دانش‌آموزان در نظر بگیرند که آنها را برای مراحل بعدی زندگی آماده کند. مهارت‌هایی نظیر تحلیل مطالب، کار تیمی و انجام کار پژوهشی در محیط علمی. کسب این مهارت‌ها در دوره دبیرستان، نوجوانان را برای کسب موفقیت در دوره دانشگاه آماده می‌کند.

پایگاه تحلیلی آتلانتیک به نقل از یک معلم آمریکایی در دفاع از تکالیف درسی نوشت:«برنامه‌ریزی دراز مدت، مسوولیت‌پذیری و در نظر گرفتن مهلت‌های زمانی ازجمله مهارت‌هایی هستند که دانش‌آموزان برای کسب موفقیت در بزرگسالی به آنها نیاز دارند. تکالیف درسی به آنها امکان می‌دهد این مهارت‌ها را بیاموزند.» استدلال دیگری که مخالفان کاهش تکالیف طرح می‌کنند آن است که فشار برای حذف تکالیف درسی اغلب از سوی والدینی صورت می‌گیرد که خود تحصیلکرده‌ هستند و از زمان تولد فرزندان‌شان با جدیت در آموزش و پرورش آنها کوشیده‌اند. ذهن این دانش‌آموزان از حضور برنامه‌های مختلف فوق برنامه، مباحثی که در خانواده مطرح می‌شود، کتاب‌های متعدد و حضور در رویدادهای فرهنگی و هنری سیراب می‌شود و حذف تکالیف درسی ضربه مهلکی بر روند آموزش آنها وارد نخواهد کرد.

اما کودکان و نوجوانان محروم شرایط دیگری دارند. این نگرانی وجود دارد که حذف کامل تکالیف درسی موجب شود دانش‌آموزان محروم فرصت کمتری برای جبران شکاف آموزشی با دانش‌آموزان برخوردار بیابند. گسترش دایره واژگان تنها از طریق افزایش مطالعه ممکن خواهد بود و در صورتی که این مطالعه به‌عنوان تکلیف درسی مطرح نشود، میزان مطالبی که در طول سال تحصیلی در کلاس پوشش داده می‌شود به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد یافت. اما مطالعه سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه نشان داد که این فرض نمی‌تواند چندان درست باشد، تحمیل تکالیف سنگین درسی ممکن است دانش‌آموزان محروم را با چالش‌های بیشتری مواجه سازد و شکاف عملکردی میان دانش‌آموزان محروم و برخوردار را عمیق‌تر کند.

آخر هفته